<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959</id><updated>2011-08-05T12:07:54.199-07:00</updated><category term='photos by : ulkamiz(Delnavaz)ادامه دارد'/><category term='copied from :moodel'/><title type='text'>سايت  جوانان اولكاميز</title><subtitle type='html'>وبلاگ اولكاميز در واقع سايت جوان پسند پايگاه  اطلاع رساني و فرهنگي خبري  اولكاميزاست 

شما بازديد كنندگان  مي توانيد از هر دو انها استفاده كرده و در همكاري با ما دريغ نكنيد . www.ulkamiz.com با تشكر</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>57</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8642391973255754780</id><published>2010-06-13T06:54:00.000-07:00</published><updated>2010-06-17T12:36:58.432-07:00</updated><title type='text'>تشکر از نامه خوانندگان</title><content type='html'>از عرض خسته نباشید و آرما الله قوات سونا ساینا تشکر می کنم -&lt;br /&gt;مدیر وبلاگ و سایت اولکامیز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------نامه ای دیگر از یک دوست آذری زبان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;FirstLastName = ali siahi&lt;br /&gt;replyemail = alisiahieshadbad@gmail.com&lt;br /&gt;Message = چوخ گوزل یدی ممنون اولارام اگه گنه ده یازاسان&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8642391973255754780?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8642391973255754780/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8642391973255754780&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8642391973255754780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8642391973255754780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='تشکر از نامه خوانندگان'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8296969385336412586</id><published>2010-05-10T04:23:00.000-07:00</published><updated>2010-05-10T04:25:02.351-07:00</updated><title type='text'>زوجین عاشق یکدیگر دارای طول عمر زیاد و با کیفیت هستند</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;زوجین عاشق یکدیگر دارای طول عمر زیاد و با کیفیت هستند&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;استان تهران - خبرگزاری مهر:‌ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم در دومین جلسه نشست‌های "بررسی عرصه‌های فرهنگی عشق و زناشویی" گفت: زوجین عاشق دارای طول عمر زیاد و با کیفیت هستند و از بهداشت روانی بالایی برخوردارند.&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار مهر در کرج،  دکتر جعفر حسنی پیش از ظهر دوشنبه در دومین جلسه سلسله نشست‌های بررسی عرصه‌های فرهنگی عشق و زناشویی که به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد تربیت معلم در این دانشگاه برگزار شد، گفت: در هیچ فرهنگی هیچ معیار موفقی برای ازدواج وجود ندارد و معیار اصلی ازدواج در درون انسان‌ها هست، ما باید خودمان زوج مناسبی باشیم تا بتوانیم مورد مناسب خود را پیدا کنیم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی با تاکید بر مسئله عشق در ازدواج گفت: انسان بدون عشق قادر به ادامه زندگی نیست. افرادی که واقعاً عاشق می‌شوند از بهداشت روانی بالایی برخوردارند از جمله عشق الهی، عشق به زندگی و معمولا زوجینی که عشق کامل را تجربه کرده‌اند طول عمر در آنها زیاد است و کیفیت زندگی آنها بالاست.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی افزود: در دامن مادر عشق به وجود می‌آید، عشق ظرفیت پذیرش را بالا می‌برد، خاصیت عشق تسهیل پردازش شناختی است. روند عاشق شدن افراد را در داستان‌هایی که در طول زندگی برای آنها پیش می‌آید باید دانست، داستان‌هایی در طول زندگی برای افراد پیش می‌آید که ناخودآگاه است زمانی که این داستان‌ها با وقایع بیرون هماهنگ می‌شود سختی و مشکلات شروع می‌شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;این استاد دانشگاه ادامه داد: برای نمونه دختری که 20 ساله است و هرروز شاهد دعوای پدر و مادر خود است داستان عشقی این دختر بر این اساس شکل می‌گیرد که زن و شوهر با هم دعوا می‌کنند و در مقابل پسری که در خانواده‌ای آرام بزرگ شده است، داستان عشقی او آرام و بدون مشاجره است. اینها زوج موفقی برای یکدیگر نیستند چراکه آرامش برای دختر ارضا کننده نیست به طوری که دختر به سوی جنگ و ستیز سوق داده می‌شود زمانی که این دو به سراغ مشاور می‌روند، اولین چیزی که دختر می‌گوید این است که این آقا هیچ اعتنایی به من ندارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;تقسیم داستانهای عشقی به پنج دسته&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در ادامه با اشاره به داستان‌های عشقی، آنها را به پنج دسته تقسیم کرد و گفت: داستان بعضی از دختران و پسران به سمت قصه‌هایی پیش می‌رود که زیاد سنخیتی با هم ندارند همانند معلم و شاگرد، آقایی می‌خواهد دختری را انتخاب کند که حرف گوش کن باشد سرانجام این داستان‌ها تباهی، ناسازگاری و فنا است و یا قصد فداکاری که برخی خود را فنا می‌کنند تا دیگران آسوده باشند و قصد حکومت که این افراد در برخورد با فرد مقابل پرخاشگری می‌کنند در نتیجه این قصدها سرانجام خوبی ندارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حسنی گفت: در قصه‌های عینی که افراد سراغ روابطی می‌روند که معمولاً شبیه موقعیت‌های روزمره است مانند سفر، بافندگی، مسیر زندگی این افراد زیاد مشخص نیست و عاقبت این داستان‌ها زیاد مطلوب نیست و در قصه‌های روایتی این افراد کاملاً منفعل هستند و هیچ وقت تصمیم نمی‌گیرند مثلاً اگر از آنها بپرسید نظرتان درباره این فرد چیست، می‌گوید نمی‌دانم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در ادامه به دو قصه دیگر اشاره کرد و گفت: قصه‌های ژانر که تک تک صحنه‌های زندگی پدید آورنده این قصه‌ها هستند، این افراد هیچ ثباتی در زندگی خود ندارند، امروز به یک آهنگ هستند و فردا به یک آهنگ دیگر، زندگی این افراد طنزگونه است اما قصه‌های مشارکتی که بهترین داستان است این افراد مثل هم نگاه می‌کنند، هم در انتخاب و هم در زندگی داستان هایشان به سمت دین می‌رود و این دین می‌تواند اسلام باشد و یا هر دین دیگری، زندگی آنان سرشار از محبت و دوستی است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;این استاد دانشگاه به شرح نظریه مثلث عشقی استرنبرگ پرداخت و گفت: در این نظریه بعد صمیمیت که آیا این ظرفیت‌ها در آنها وجود دارد که به یکدیگر احترام بگذارند یا نه، بعد تهد که یک مولفه شناختی است و هرکدام از طرفین باید مکلف بشوند یکسری از رفتارها را نسبت به هم انجام دهند مثلاً تعهد می‌کنند که همیشه کنار هم بمانند و در سختی‌ها و مشکلات یکدیگر را درک کنند و یا مثلاً اگر فرد توانست در غیاب همسر خود رابطه نامشروع نداشته باشد به این می‌گویند تعهد، بعد جذابیت به فاکتورهایی منجر می‌شود که طرف برای ما جذاب باشد و معمولاً در دوران دانشجویی اولین مولفه شهوت و هوس است که ما یکسری جذابیت‌ها در طرف مقابل می‌بینیم که آرام آرام به سوی فرد مورد نظر کشیده می‌شویم.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;این پژوهشگر به رابطه سبک‌های مختلف عشق و مثلث عشقی استرنبرگ پرداخت و گفت: سبک بی عشقی که هیچ گونه تعهدی در کار نیست که 90 درصد تعاملات بدین شکل است. سبک صمیمیت که به این عشق دوستی گویند و بر اساس اصل مجاورت و اصل جذابیت است در این رابطه اعتقاد بر این است که در این معامله باید برنده برنده باشد. سبک عشق شیدایی که به آن عشق در نگاه اول گویند و شناخت در ما توسعه پیدا نکرده است. اول آن زیباست ولی آخر آن بسیار بد تمام خواهد شد. وقتی یکسری رفتارها بین ما تکرار می‌شود به صورت عادت در می‌آید این عشق هم دوام نخواهد داشت. زود به وجود می‌آید اما سست و ناپایدار است زود فروکش می‌شود.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی افزود: از دیگر سبک‌های عشق می‌توان به سبک عشق پوچ یا تهی اشاره کرد که دو نفر صرفاً به این دلیل پیش هم می‌مانند که تعهد دارند برخی افراد برای این باهم زندگی می‌کنند که بچه‌های شان آواره نشوند، عشق رمانتیک که در آن مولفه‌ای به اسم تعهد وجود ندارد این‌ها همدیگر را درک می‌کنند، شریک کاری خوبی برای هم هستند و هیچ موقع به عشق کامل نمی‌رسند مثلاً دو نفر عاشق و معشوق با جاذبه جنسی بعد از یک مدت جاذبه فیزیکی آرام آرام کم می‌شود این فرد برای اینکه بتواند تعهدش را کامل کند به دنبال فرد دیگری می‌رود برای نمونه افرادی که چندین بار ازدواج می‌کنند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در عشق مبتنی بر حمایت صمیمیت وجود ندارد&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی خاطرنشان کرد: در عشق مبتنی بر حمایت‌ بحث جاذبه فیزیکی و شور و اشتیاق وجود دارد اما صمیمت وجود ندارد هر روز با هم دعوا می‌کنند و این عشق هم بارور و کارآمد نخواهد بود. عشق همسری که زوجین با هم صمیمی هستند و همچنین تعهد در این افراد بالاست، ملاک ازدواج متعهد بودن، ‌تفاهم و تعامل است اما چون بحث جاذبه فیزیکی وجود ندارد این عشق سرانجام خوبی ندارد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حسنی با اشاره به مناسب ترین نوع عشق در ازدواج گفت: اگر می‌خواهید ازدواج کنید اولین محور این است که رفتار و حرکات فرد برای شما جذاب باشد، وقتی در کنار شماست عاطفه شما مثبت می‌شود و پژوهشگران معتقدند که تفاهم باید چک شود زیرا که تفاهم صمیمت می‌آورد و این عشق، عشق کامل است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در خصوص تفاهم بین زوجین گفت: برخی مواقع سن نزدیک به هم تفاهم را بیشتر می‌کند. دو نفری که اختلاف سنی زیادی دارند و در دو دهه مختلف از هم زندگی می‌کنند هرگز زوج موفقی برای هم نیست برای نمونه آقای 40 ساله با خانم 25 ساله‌ای ازدواج می‌کند و این در حالی است که برای این مورد دیگر هیجان معنا ندارد اما این خانم تازه دوره جوانی خود را شروع می‌کند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حسنی بحث شخصیت و تعهد را دو بحث مهم دانست و گفت: فردی را باید انتخاب کرد که از نظرشخصیتی کامل کننده ما باشد و در صمیمیت باید این بعد نیز چک شود، فرد وقتی به درجه‌ای از پختگی رسید به درجه‌ای از تعهد نیز می‌رسد، افراد وقتی متعهد می‌شوند که کوچکترین نارسایی در طرف مقابل است. مال ایشان هم هست، عیب جو نیستند و به یکدیگر کمک می‌کنند تا نقص‌های شان برطرف شود. تعهد بستن خیلی آسان است اما نگه داشتن آن خیلی سخت است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;این عضو هیئت علمی دانشگاه به شرح مولفه‌های یک ارتباط سالم پرداخت و گفت: صمیمت، احترام،‌ انعطاف پذیری و سازگاری،‌ ارتباط، عزت نفس، صداقت، اعتماد، فردیت و هویت از مولفه‌های اصلی یک ارتباط سالم است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;این پژوهشگر در تشریح این مولفه‌ها گفت: صمیمیت که برقراری ارتباط عاطفی نزدیک با دیگری در عین حفظ هویت شخصی است و در این راستا صمیمیت عاطفی، یک مولفه بی انتها در یک ارتباط سالم است. وقتی دو نفر زوج با هم هستند که بتوانند یک رابطه نزدیک با هم داشته باشند اما نباید این رابطه نزدیک، هویت را تهدید کند و احترام که ما بتوانیم احساس‌ها و هیجان‌های طرف مقابل خود را درک کنیم و به آن توجه کنیم و این چیزی است که ما زیاد به آن توجه نداریم. براتی نمونه شخص از دایی‌اش صحبت می‌کند، شما شروع به ایراد گرفتن از او می‌کنید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در تشریح مولف انعطاف پذیری و سازگاری گفت: فرد باید توانایی تغییر و همسازی با تغییرات و شرایط متغیر زندگی را داشته باشد، این بعد بسیار حیاتی است، افراد نباید سعی در تغییر طرف مقابل خود داشته باشند بلکه باید خودشان را تغییر دهند، منظور از انعطاف پذیری این است که افراد با سختی‌های زندگی کنار بیایند و بتوانند منعطف باشند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در خصوص مولفه ارتباط گفت‌: کانالی است که ما خواسته‌های خود را بیان می‌کنیم و هم هیجان‌های خود را و هم هدف خود را به طرف مقابل بیان می‌کنیم، مرحله نامزدی و دوره آشنایی ضروری است، ارتباط اگر دو طرفه باشد می‌تواند آرام آرام رفتارهای ناسازگارانه را از بین ببرد.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حسنی صداقت و عزت نفس را از دیگر مولفه‌ها برشمرد و تصریح کرد: بیش از آنکه از یک ارتباط احساس رضایت کنید باید از خود راضی باشیم. نگرش خود را مثبت کنیم. از تصمیم‌های خود راضی باشید و سعی نکنید که به خاطر دیگران در خود تغییر ایجاد کنید. هم‌چنین صداقت در افکار، احساسات خواسته‌ها به شما و قطب دیگر ارتباط،‌ همزمان این فرصت را می‌دهد که ظرفیت‌های خود و ارتباط بین تان را رشد دهید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;اعتماد اساسی ترین فاکتور در ارتباط سالم&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;حسنی اساسی ترین فاکتور در ارتباط سالم را اعتماد دانست و گفت: در مسیر زندگی اعتماد به همسر یکی از مولفه‌های ضروری ارتباط سالم است اما در آغاز ارتباط اعتماد خود به خود فراهم نمی‌شود و باید کسب گردد به یاد داشته باشیم که کسب اعتماد کار دشواری است و تخریب آن بسیار ساده است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی یادآور شد: اگر هیجانی بیان نشود موجب تشکیل عقده می‌شود و این عقده شاید هیچ وقت برطرف نشود.&lt;br /&gt;وی در خصوص اینکه ازدواج نباید هویت و فردیت ما را از بین ببرد گفت: رابطه‌ای که منجر به از بین رفتن هویت بشود به هیچ دردی نمی‌خورد، اگر زوجین هویت همدیگر را تقویت کنند رابطه آنان سالم است.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی خاطر نشان کرد: هیچ دو خانواده‌ای شبیه هم نیستند، و این را باید درک کرد که هیچ گاه نباید به هویت و خانواده فرد مقابل توهین کرد چراکه در این صورت است که صمیمیت و عشق کامل پدید می‌آید.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;وی در پایان در خصوص نتایج پژوهشی که در ایران در رابطه با خصوصیات عشاق واقعی انجام گرفته است گفت: این افراد معمولاً همدیگر را عمیقاً درک می‌کنند، دارای عقاید و آگاهی‌های مشترک هستند، ‌احساس‌های شخصی خود را به همدیگر ابراز می‌کنند، ‌احساس‌های همدیگر را درک می‌کنند و به هم احترام می‌گذارند، در ارتباط باهم به راحتی همدیگر را تحمل می‌کنند، در پیشرفت‌های شخصی به همدیگر کمک می‌کنند، یار و یاور یکدیگر می‌شوند، به احساس‌های یکدیگر نیاز دارند و در تلاش برای جلب آن هستند و علاقه خود را به همدیگر ابراز می‌دارند.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;در این جلسه 400 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم حضور داشتند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8296969385336412586?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8296969385336412586/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8296969385336412586&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8296969385336412586'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8296969385336412586'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/05/blog-post_10.html' title='زوجین عاشق یکدیگر دارای طول عمر زیاد و با کیفیت هستند'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-7863005344625460901</id><published>2010-05-09T05:23:00.000-07:00</published><updated>2010-05-09T05:29:27.562-07:00</updated><title type='text'>پوستر "فرهاد قائمي " بازيكن ارزشمند واليبال تركمن صحرا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://img101.imageshack.us/img101/9136/194019501344273693.gif"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 528px; height: 800px;" src="http://img101.imageshack.us/img101/9136/194019501344273693.gif" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين اثر كاري از عثمان دلنواز مدير سايت اولكاميز مي باشد .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-7863005344625460901?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/7863005344625460901/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=7863005344625460901&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7863005344625460901'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7863005344625460901'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='پوستر &quot;فرهاد قائمي &quot; بازيكن ارزشمند واليبال تركمن صحرا'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6194099396055990538</id><published>2010-04-07T23:17:00.000-07:00</published><updated>2010-04-07T23:22:39.896-07:00</updated><title type='text'>بالاخره يكي به سايت جوانان اولكاميز پيام گذاشت</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;خوانندگان وبلاگ اين مستطيلي كه كنار صفحه سايت مي بينيد براي نوشتن پيام از طرف شماست&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كه متاسفانه كمتر مورد توجه شما قرار مي گرفت امروز در صندوق اين پيام از دوستي در سلاق غايب گنبد رسيده بود كه فينگليش نوشتند ايشان و ما ان را مي گذاريم و از" مشهد جان سلاق " هم تشكر داريم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;FirstLastName = mashahd sallagh&lt;br /&gt;replyemail = golestan_sallaghghayeb@yahoo.com&lt;br /&gt;Message = salam saiteh ghashangi darin omidvaram be rooz basheh  va az akhbar etelat sarzamin talay sefid va sarzemin asb va asbdaran benvisin mamanonmisham ====*****==== mashhad sallagh az sallagh ghayeb gonbad&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6194099396055990538?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6194099396055990538/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6194099396055990538&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6194099396055990538'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6194099396055990538'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/04/blog-post_07.html' title='بالاخره يكي به سايت جوانان اولكاميز پيام گذاشت'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-4871087350987170519</id><published>2010-04-01T16:55:00.000-07:00</published><updated>2010-04-03T09:31:35.322-07:00</updated><title type='text'>تيم واليبال جيحون اگزوز آق قلا در سفر شيراز</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S7Uy_LsLskI/AAAAAAAAAbI/yMwJ3mH2LgQ/s1600/oie_jeihoon.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 332px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S7Uy_LsLskI/AAAAAAAAAbI/yMwJ3mH2LgQ/s400/oie_jeihoon.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5455322584680477250" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي بزرگتر ديدن تصوير روي آن كليك كنيد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-4871087350987170519?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/4871087350987170519/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=4871087350987170519&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4871087350987170519'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4871087350987170519'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='تيم واليبال جيحون اگزوز آق قلا در سفر شيراز'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S7Uy_LsLskI/AAAAAAAAAbI/yMwJ3mH2LgQ/s72-c/oie_jeihoon.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2497943970322363160</id><published>2010-03-31T02:49:00.000-07:00</published><updated>2010-03-31T02:58:23.592-07:00</updated><title type='text'>مطالب و نكات مهم در انتخاب شريك ازدواج/پنج افسانه مهلك عشقي</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://th01.deviantart.com/fs16/300W/f/2007/217/5/9/love_will_tear_us_apart_by_fabrizio_infrared.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 300px; height: 336px;" src="http://th01.deviantart.com/fs16/300W/f/2007/217/5/9/love_will_tear_us_apart_by_fabrizio_infrared.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;پنج افسانه مهلک در باره عشق&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال به کسی علاقه مند بوده اید که به هیچ وجه مناسب شما نبود ، ولی این موضوع را ماه ها و یا حتی سالها بعد نیز تشخیص ندادید ؟ ـ آیا شما عیب های همسرتان را نادیده می انگارید ، به این دلیل که از تولید تنش در ازدواجتان جلوگیری کرده باشید ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کشف افسانه عشقی شما&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال خود را متقاعد کرده اید که عاشق هستید ، در حالی که فقط در هوس بودید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال به کسی علاقه مند بوده اید که به هیچ وجه مناسب شما نبود ، ولی این موضوع را ماه ها و یا حتی سالها بعد نیز تشخیص ندادید ؟ ـ آیا شما عیب های همسرتان را نادیده می انگارید ، به این دلیل که از تولید تنش در ازدواجتان جلوگیری کرده باشید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا شما عادت دارید درام ، تنش و ماجراجویی را با «عشق حقیقی » اشتباه بگیرید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال به زندگی با کسی که با شما بدرفتاری می کرد ، ادامه داده اید ، فقط به این دلیل که حفظ ظاهر کرده باشید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا این موضوع که احساسات رمانتیک و خیلی قوی تجربه نمی کنید ، و مدام در رابطه «سر از پا نمی شناسید »موجب می شود رابطه ای که از سلامت کامل برخوردار است را زیر سؤال ببرید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا کسانی را بر می گزینید که با آن ها تفاهم ندارید و از کسانی چشم می پوشید که می توانید با آن ها تفاهم داشته باشید ؟&lt;br /&gt;اگر به هرکدام از سؤال های بالا پاسخ مثبت داده اید به این دلیل است که تحت تأثیر افسانه های عشقی هستید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پنج افسانه ی مهلک درباره ی عشق&lt;br /&gt;افسانه های عشقی باورهایی نادرست هستند که بسیاری از ما درباره ی عشق و داستان های عاشقانه داریم .این افسانه ها عملاً ما را از انتخاب هوشمندانه باز می دارند .این باورها و رفتارها علایمی غلط درباره ی ازدواج هستند که به سه دلیل زیر در ما شکل می گیرند :&lt;br /&gt;ـ تماشای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها&lt;br /&gt;ـ خواندن رمان های عشقی&lt;br /&gt;ـ عدم وجود آموزش درباره ی عشق&lt;br /&gt;ما آگاهانه یا ناآگاهانه اساس تصمیمات خود را در ازدواج بر این پنج افسانه ی عشقی بنا می گذاریم .بیایید به این پنج افسانه ی مهلک درباره ی عشق ، نگاهی بیندازیم .در حالی که هر یک از این افسانه ها را می خوانید ، از شما تقاضا می کنم که نه تنها در روابط فعلی خود ، بلکه در روابط گذشته ی خود نیز تأمل کنید&lt;br /&gt; .&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;1 ـ عشق حقیقی برهمه چیز فائق می شود .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2 &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;ـ اگر عشق ، «عشق حقیقی »باشد ، همان لحظه که فرد را دیدید ، خواهید دانست .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 ـ &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;تنها یک عشق واقعی در این دنیا وجود دارد که برای شما مناسب است&lt;/span&gt; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; ـ «همسر مطلوب »شما را از هر لحاظ ارضاء می کند&lt;/span&gt; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;5 ـ جاذبه ی جنسی ، همان عشق است&lt;/span&gt; .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسانه ی عشقی (1)&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;عشق حقیقی بر همه چیز فائق می شو&lt;/span&gt;د&lt;br /&gt;همگی ما در اعماق وجود خود ، به طرزی اسرارآمیز این افسانه را باور داریم ، اگر واقعاً عاشق باشیم ، خوشبخت خواهیم شد و بر تمامی مشکلات فائق خواهیم آمد .&lt;br /&gt;تمرین :به روابط گذشته یا مشکلاتی که در اوج خود دارید بیاندیشید و جای خالی را در جمله ی زیر پر کنید .فهرستی از حداقل چندین جمله را که درباره ی گذشته تان صدق می کند تهیه کنید .&lt;br /&gt;ـ اگرعاشق همسر خود باشم ، این مسئله (مشکل )دیگر اهمیتی نخواهد داشت .&lt;br /&gt;ـ اگرعاشق همسر خود باشم ، این مسئله ..........دیگر اهمیتی نخواهد داشت .&lt;br /&gt;ـ اگر عاشق همسر خود باشم ، این مسئله ............ ... دیگر اهمیتی نخواهد داشت .&lt;br /&gt;1ـ ............ ......... ......... ..&lt;br /&gt;2-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;3-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;4-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;5-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;6-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;7-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;8-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;9-.......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;10-......... ......... ......... ....&lt;br /&gt;مثال :اگر عاشق همسر خود باشم ، دیگر اهمیتی ندارد که :&lt;br /&gt;ـ جاذبه ی جنسی چندانی بین ما وجود ندارد .&lt;br /&gt;ـ او تمام وقت از من انتقاد می کند .&lt;br /&gt;ـ ما همیشه بر سر این که چگونه بچه هایمان را بزرگ کنیم ، دعوا داریم .&lt;br /&gt;ـ زنم مرا تحریک نمی کند .&lt;br /&gt;ـ او شغلی ندارد و دو سال اخیر هم بیکار بوده است .&lt;br /&gt;ـ خلق و خوی بدی دارد و یک دفعه منفجر می شود .&lt;br /&gt;ـ من با بچه های او کنار نمی آیم .&lt;br /&gt;ـ او مشکل می تواند احساساتش را بیان کند .&lt;br /&gt;ـ خانواده اش مرا قبول ندارند .&lt;br /&gt;ـ من بچه می خواهم ولی او نمی خواهد .&lt;br /&gt;ـ او هنوز نامزد قبلی اش را فراموش نکرده است و نسبت به او احساسات منفی دارد .&lt;br /&gt;ـ او سی سال از من بزرگتر است .&lt;br /&gt;ـ ما در دو نقطه ی مختلف کشور زندگی می کنیم .&lt;br /&gt;در زیر برخی از عواقب باور به افسانه ی عشقی (1)آمده است :&lt;br /&gt;1 ـ شما از رو به رو شدن با مشکلات زندگی خود و یا ارائه ی راه حل های این مشکلات با گفتن این جمله به خود اجتناب می کنید که :«اگر ما عاشق یکدیگر باشیم ، هیچ یک از مشکلات و تفاوت های ما اهمیت چندانی نخواهند داشت ».&lt;br /&gt;2-شما با گفتن این جمله به خودتان که :«اگر بیشتر به او مهر بورزم ، او تغییر خواهد کرد »در روابط خالی از مهر و خشونت بار ، خواهید ماند .&lt;br /&gt;کیمبرلی بیست و هشت ساله و شوهرش دیوید ، سی ساله ، روزی با امید به نجات ازدواج شان ، پیش من آمدند .آن ها مدت شش سال بود که با یکدیگر زندگی می کردند ، اما به نظر نمی رسید که بدون بحث مداوم ، قادر باشند با یکدیگر کنار بیایند .کیمبرلی در حالی که اشک در چشمهایش حلقه زده بود ، گفت :«من دیوید را خیلی دوست دارم اما او همیشه از من انتقاد می کند و این موضوع مرا دیوانه کرده است .از این کار او بیزارم .من از کیمبرلی خواستم فهرستی از گله و شکایاتی را تهیه کند که از شوهرشدارد.«دیوید مرد آرام و ساکتی است .او نسبتاً درون گرا است .از معاشرت و نشست و برخاست با آدم ها ، زیاد لذت نمی برد ؛ ولی من دقیقاً نقطه ی مقابل او هستم .برون گرا ، پرحرف ، عاشق وقت گذراندن با دوستان و دوستدار زندگی با هیجان .بسیاری از اوقات حوصله ام از دست او سر می رود .به نظر می رسد که ما چیزی نداریم که درباره ی آن با هم صحبت کنیم و من احساس می کنم مرتباً او را از لاک خودش بیرون می کشم ».&lt;br /&gt;دیوید با تنش پاسخ داد ، «من همیشه به کیم گفته ام که من همین طوری هستم .من می خواهم او را خوشحال کنم ، اما احساس می کنم او می خواهد کسی باشم که نیستم .من همین هستم که هستم و واقعاً دوست ندارم که تغییر کنم ».&lt;br /&gt;همین که بیشتر صحبت کردیم ، متوجه شدم که کیمبرلی به این علت با دیوید ازدواج کرده بود که به دنبال ثبات در زندگی اش بوده است .نامزد قبلی کیمبرلی به او خیانت کرده بود .ذهن او چنان مشغول این موضوع بود تا مطمئن شود دیوید مرد خوبی است که هرگز فرصت این را پیدا نکرده بود از خود بپرسد آیا آن ها با هم تفاهم دارند یا خیر .کیمبرلی و دیوید اختلافات زیادی در سبک زندگی ، خلق و خوی و شخصیت با یکدیگر داشتند و غیر ممکن بود که زندگی هماهنگی داشته باشند .آن ها یکدیگر را خیلی دوست داشتند اما این عشق برای خوشبختی آنان کافی نبود .&lt;br /&gt;کیمبرلی به افسانه ی عشقی (1)اعتقاد داشت که :«عشق حقیقی بر همه چیز فائق می آِید »و رابطه اش را با دیوید ادامه داده بود ؛ به امید این که اگر دیوید را بیشتر دوست داشته باشد ، او تغییرخواهد کرد و هرگز این امکان را در نظر نگرفته بود که دیوید تغییر نکند ، به این علت که نمی خواست تغیر کند .او سعی می کرد همسر ایده آل باشد و بر این باور بود که عشق او می تواند دیوید را تغییر دهد .&lt;br /&gt;متأسفانهباور به این افسانه ی عشقی می تواند برای شما دلی شکسته و حتی ضرر جسمانی به همراه داشته باشد ، زیرا شما را متقاعد می کند در رابطه ای باشید که سالم نیست .کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند و گذشته ای مملو از نادیده انگاشته شدن یا آزار و اذیت دیدن ، بیشتر خود را در روابط مسمومی قرار می دهند که بیرون آمدن از آن برایشان مشکل است .این گونه افراد مدام خود را متقاعد می کنند که اگر موافق شوند همسر خود را بیشتر دوست داشته باشند ، رفتارنامطلوب آن ها از بین خواهد رفت و با عشق جایگزین خواهد شد . اما این دامی بیش نیست .اختلافات رفتاری همسر شما تحت کنترل نیروهایی است که هیچ گونه ربطی به مهر ورزیدن یا نورزیدن شما ندارد .&lt;br /&gt;3 ـ از لحاظ روحی خود را زجر می دهید و هنگامی که ازدواج نمی تواند موفق شود با گفتن این جمله به خود ، خود را مقصر می دانید که :«اگر بیشتر او را دوست می داشتم ، توانسته بودم رابطه را حفظ کنم ».&lt;br /&gt;آیلین پنجاه و چهار ساله ، به مدت سی و یک سال بود که با رائول ، شصت ساله ، ازدواج کرده بود .رائول یک الکلی بود که خشم و عدم مسئولیت پذیریش ، آیلین و سه بچه ی آن ها را شکنجه کرده بود .آیلین پس از خواهش و تمنا از شوهرش که برای ترک اعتیادش کمک بگیرد ،با این حقیقت رو به رو شد که در تمام مدت، مشکل رائول را نادیده می انگاشته است .به این امید که اوضاع بهتر شود .او سرانجام موفق شد که این ازدواج را ترک کند .دو سال پیش از طلاق ، برای مشاوره و کمک گرفتن در حالی که احساس افسردگی می کرد ، پیش من آمد .وقتی از آیلین پرسیدم که چه چیز او را اذیت می کند گفت :« احساس می کنم گناهکارم »&lt;br /&gt;پرسیدم :«احساس گناه به دلیل ترک شوهرت ؟ »&lt;br /&gt;آیلین در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت :«نه فقط به این دلیل که از او جدا شوم .بلکه به دلیل آن که بیشتر تلاش نکردم تا او را نجات دهم . احساس می کنم که او را تنها گذاشتم .شاید اگر بیشتر به جلسات گروه درمانی انجمن الکلی های گمنام رفته بودم ، می توانستم موفق شوم او را بهتر درک کنم و او نیز از مشروب خواری خود دست می کشید ، یا شاید اگر با او مهربان تر بودم و اسباب رضایت او را بیشتر فراهم می کردم ، او مشروب خوردن را ترک می کرد ».&lt;br /&gt;هر چه بیشتر صحبت کردیم ، بیشتر مشخص شد که آیلین هنوز خود را به دلیل شکست در نجات ازدواج اش تنبیه می کرد .مادر آیلین همیشه به او گفته بود :«زن خوب در سختی و آسایش در کنار شوهرش می ماند »بنابراین آیلین احساس می کرد همسر نالایقی است .افسردگی آیلین به دلیل باور به افسانه ی عشقی (1)بود .به این معنا که اگر او رائول را بیشتر دوست داشته بود ، رائول از اعتیاد خود دست می کشید . واقعیت عشق با یک افسانه ، بسیار فرق دارد .عشق پایه و اساس یک ازدواج خوب است اما اگر قرار باشد که رابطه زنده بماند و رشد کند به چیزی به مراتب بیش از عشق احتیاج دارد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت افسانه ی عشقی (1)چنین است :&lt;br /&gt;عشق برای موفقیت یک ازدواج کافی نیست ،به این معنا که رابطه به تفاهم و تعهد نیازمند است .&lt;br /&gt;حقیقتی تلخ این است که تنها تعداد کمی از روابط به این دلیل که دو طرف یکدیگر را به اندازه ی کافی دوست ندارند ، پایان می پذیرد .رابطه به این دلیل پایان می پذیرد که آن دو با هم تفاهم ندارند .&lt;br /&gt;من این موضوع را به واسطه ی تجارب تلخ خود می دانم .مانند بسیاری از مردم که همسر مناسبی ندارند ، من هم سعی می کردم عدم تفاهم را با سعی و تلاش بیشتر و با شدت هرچه تمامتر عشق ورزیدن ، جبران کنم .اما در پایان باز تفاهم کافی برای زندگی و آرامش و خوشبختی نداشتیم .سال ها خود را سرزنش می کردم که اگر بیشتر مهر ورزیده بودم ، تفاوت هایمان دیگر مهم نمی بود اما حال می دانم که اشتباه فکر می کردم .البته که تفاوت ها اهمیت دارند . گاه به آن میزان که زندگی هیجان انگیزتر بشود ، اما بیشتر موارد به این منجر می شود که رابطه را ناسالم و نارضایت بخش می کند .در سرتاسر باقی مانده ی مقاله با جزئیات بیشتری به این موضوع خواهیم پرداخت که آیا با شخص مقابل تفاهم دارید یا خیر ؟&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;افسانه ی عشقی (2)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;وقتی عشقی ، عشق حقیقی باشد همان لحظه که فرد را دیدید ، خواهید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دانست .&lt;br /&gt;وقتی یک فیلم رمانتیک را تماشا می کنید ، این موضوع را می بینید .&lt;br /&gt;وقتی به یک آهنگ گوش می دهیدف،آن را می شنوید .&lt;br /&gt;وقتی که هنوز مجرد هستید ، درباره اش خیالبافی می کنید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق در نگاه اول&lt;br /&gt;فکر می کنم همه به طرزی پنهانی ، عشق در نگاه اول را باور داریم .این عقیده که :«اگرعشق ، عشق حقیقی باشد ، همان لحظه ی اول که او را ملاقات کردیم ، خواهیم دانست »ممکن است انواع دیگری از عشق نیز وجود داشته باشند .اما برطبق این افسانه ی عشقی «عشق حقیقی »عشقی است که مثل رعد و برق شما را ذوب کند .&lt;br /&gt;به یاد می آورم دختر جوانی بودم و این افسانه را برای اولین بار شنیدم ، انتظار لحظه ای را می کشیدم که به طرزی رمانتیک از خود بی خود شدم ، لحظه ای که در چشمان مردی نگاه می کنم و در یک چشم به هم زدن در می یابم که او شریک مادام العمر زندگی من است .همانطور که در ترانه ی عاشقانه ی فیلم و نمایشنامه ی معروف «اقیانوس آرام جنوبی »آمده است ، «انتظار غروب افسون شده ای را می کشیدم که در آن عشق واقعی خود را در آن سوی اتاقی پر ازدحام ، پیدا می کنم »هرگونه احساس دیگری کمتر از این نوع ادراک و دریافت روحی قوی ، فقط تقلیدی بی مزه و احمقانه از احساسی بود که فکر می کردم همان عشق واقعی است .&lt;br /&gt;می توانید این نوع جذب شدن (جاذبه ی فوری )را «عشق در نگاه اول » بنامید .اگر به افسانه ی عشقی (2)باور داشته باشید ، مشکلات احتمالی زیر را خواهید&lt;br /&gt;می توانید این نوع جذب شدن (جاذبه ی فوری )را «عشق در نگاه اول » بنامید .اگر به افسانه ی عشقی (2)باور داشته باشید ، مشکلات احتمالی زیر را خواهید داشت :&lt;br /&gt;1 ـ شما آن چنان به جاذبه ای که بین شما به وجود آمده است می پردازید که از بررسی دیگر قسمت های رابطه باز می مانید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا شما یک «معتاد عشق در نگاه اول »هستید ؟&lt;br /&gt;2 ـ به شروع های آنچنانی معتاد می شوید و فرصت های دیگر را برای عشق واقعی و پر دوام از دست می دهید .&lt;br /&gt;الکسیا یک زن سی و شش ساله ی ریز نقش و جذاب بود که یک مغازه ی لباس بچه داشت .یک روز پیش من آمد تا درباره ی ازدواجش با کنت تصمیم بگیرد.الکسیا این طور شروع کرد :«اعتراف می کنم که انتخاب هایم در گذشته خیلی خوب نبوده اند .به نظر می رسد که به مردهایی پر زرق و برق و مهیج که آخر سر هم به من خیانت می کنند یا مرا ترک می گویند وی یا به نوعی به من صدمه می زنند ،علاقمند می شوم .این مردها در ابتدا خیلی جذاب به نظر می رسند ، به طوری که شدیداً عاشق می شدم و سپس یک دفعه صدمه می دیدم ».&lt;br /&gt;«پارسال ترجیح دادم که برای همیشه قید ازدواج را بزنم تا اینکه با کنت ملاقات کردم .او پسر خاله ی یکی از دوستان خوب من است و چند نفر از ما تصمیم گرفتیم آخر هفته ها را با هم بگذرانیم .من از همان روز اول از کنت خوشم آمد ، اما هیچ وقت به ازدواج با او فکر نمی کردم .چون او به درد من نمی خورد .ما واقعاً دوستان خانوادگی خوبی شدیم .بعضی اوقات تلفنی با هم حرف می زدیم .خیلی چیزها را که هرگز به کسی نمی گفتیم ، با یکدیگر در میان می گذاشتیم .هفته ای یکبار به هم زنگ می زدیم و بیشتر جمعه ها به کوهستان می رفتیم».&lt;br /&gt;«ناگهان یک روز وقتی که از کوهستان بر می گشتیم ، کنت جلو آمد و به من گفت ماه ها می خواسته است به خواستگاری من بیاید .او همچنین گفت که به من علاقه مند شده است ».&lt;br /&gt;من از الکسیا پرسیدم :«چه احساسی داشتی ؟»&lt;br /&gt;او جواب داد :«واقعاً گیج و هیجان زده شده بودم .ترسیده بودم .کنت قرار بود یک دوست باشد ، نه یک همسر .من نمی توانم تصور کنم که او شوهرم باشد ».&lt;br /&gt;پرسیدم :«تصور تو از شوهر آینده ات چیست ؟ »&lt;br /&gt;الکسیا در حالی که به طرز کنایه آمیزی به این سؤال پاسخ می داد ، کمی شرمگین به نظر می آمد :«چطور بگویم ؟ تصور من از شوهر آینده ام مردی است که مرا یک دل نه صد دل عاشق خود کند .&lt;br /&gt;گفتم :«الکسیا ، رابطه ات با کنت سالم به نظر می آید .من فکر می کنم که تو نمی دانی عشق سالم چگونه احساسی است ».&lt;br /&gt;الکسیا آن چنان به افسانه ی «عشق در نگاه اول »باور داشت که احساسات در حال رشدش نسبت به کنت را باطل می پنداشت .او نمی توانست باورکند ، چیزی که ظرف پنج دقیقه ی اول ملاقاتش با کسی او را «کله پا »نکند ، عشق باشد .نظیر بسیاری از «معتادان عشق در نگاه اول »الکسیا نمی توانست عشق راستینی را که میان او و کنت در حال شکل گیری بود ، شناسایی کند و اولین رابطه ی سالم زندگی اش را خراب کرده و از دست داد .&lt;br /&gt;معتادان به «عشق در نگاه اول »بیشتر نقاظ ضعف شخصیتی فرد را جستجو کرده و چشمان شان را به روی تمام نکات مثبت او می بندند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق در نگاه اول چیست ؟&lt;br /&gt;این چیست که وقتی شما کسی را برای اولین بار ملاقات می کنید ، تکانتان می دهد ؟ اگر این عشق نیست ، پس چیست ؟&lt;br /&gt;ـ هوس در نگاه اول :شما جاذبه جنسی خاصی نسبت به فردی از جنس مخالف در خود احساس می کنید و سپس بسیار بیشتر از آن چیزی که عملاً وجود دارد ،دچار عواطف و احساسات می شوید .شما نه به این دلیل که عاشق شده اید ، بلکه به این دلیل که تحریک شده اید مدام به او فکر می کنید . جاذبه جنسی شدید به خصوص با کسی که با تصویر ذهنی شما از همسر مطلوب مطابقت دارد ، به سادگی با عشق اشتباه گرفته می شود .خصوصاً اگر شما به دنبال یک اوج احساسی لحظه ای باشید ، اما این اوج احساسی یا « هوس در نگاه اول »غالباً به دنبال شکست رابطه ، یک «حضیض احساسی » یا سرخوردگی را با خود به همراه خواهد آورد .&lt;br /&gt;ـ شیفتگی با تصویر آن ها :بعضی اوقات ، وقتی به کسی علاقه مند می شوید ، عاشق او نیستید ، بلکه عاشق تصویر او هستید :«چه قیافه ای دارد »؛ « چه کاره است »؛ «چقدر پول دارد »؛ «چه ماشینی سوار می شود »؛ « چه کارهایی در زندگی انجام داده است ».شما از تمامی این چیزها در سرتان رویایی می سازید و ماهیت فرد را نادیده می گیرید :«خواستگار من دکتر است !»«نامزدم هیکلی فوق العاده دارد ».&lt;br /&gt;گذشته از این آیا ممکن است کسی را ملاقات کنید و در همان لحظه احساس کنید که او همسر مطلوب شماست و اشتباه نکرده باشید ؟ زوج هایی وجود دارند که سی سال با هم زندگی کرده اند و می گویند که در همان ملاقات اول ، می دانستند که همسر مطلوب خود را یافته اند .آیا این همان «عشق در نگاه اول »نبوده است ؟ دوست دارم این موضوع را اینطور تلقی کنم که آن ها جاذبه ای قوی و ارتباطی روحی را تجربه کرده اند که سپس آن را به رابطه ای قوی و موفق بدل ساخته اند .آنان در نگاه اول وجود چیزی را در یکدیگر تشخیص داده اند ، اما عشق حقیقی میان آن دو ، می بایست در طول سالیان شکل گرفته باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت افسانه ی عشقی (2)چنین است :&lt;br /&gt;برای دلباختگی یک لحظه کافی است ، اما «عشق حقیقی »به وقت نیاز دارد .&lt;br /&gt;تصور کنید که در یک شب سرد ، در کلبه ای نشسته اید .می خواهید آتش روشن کنید تا خود را گرم کنید .برای این کار میان روزنامه و هیزم ، حق انتخاب دارید .اگر درباره ی این کار تجربه ی کافی داشته باشید ، پاسخ این سؤال را می دانید :روزنامه سریعتر می تواند شعله بزرگی درست کند ، اما سریعتر هم خاموش می شود .هیزم ممکن است به مدت زمان طولانی تری نیاز داشته باشد تا شعله ور شود ، اما به آرامی و یکنواخت می سوزد .&lt;br /&gt;من بسیاری از مردم را دیده ام که به اشتباه در ابتدای روابط به دنبال همان شعله ی ناگهانی هستند ،به جای آنکه به دنبال همسری باشند که بتوانند با او رابطه ای پر دوام و محکم را بسازند ، از جمله خودم .نمی گویم که شما نمی توانید هر دو را داشته باشید ،همانطور که می توان هم روزنامه و هم هیزم را برای درست کردن آتش ، استفاده کرد.اما اگر متوجه شده اید که مدام کسانی را انتخاب می کنید که برای شما نامناسب اند شاید بهتر باشد به دنبال «آقا یا خانم هیزم »بروید و از «خانم یا آقای باروت »برحذر باشید .&lt;br /&gt;باید به یاد داشته باشید که عاشق شدن ساده است ، اما ایجاد یک رابطه ی سالم ، مستلزم کار سخت است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افسانه ی عشقی (&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;3)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;تنها یک عشق واقعی در دنیا وجود دارد که برای من مناسب است .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در هررابطه ای ، زمانی فرا می رسد که از خود می پرسیم :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا آن مرد همان شوهر ایده آل من است ؟&lt;br /&gt;یا&lt;br /&gt;آیا آن زن همان همسر ایده آل من است ؟&lt;br /&gt;قسمتی از مشکل ما در پاسخ به این سؤال ، مربوط به کلمه ی همان است . چرا که این پیش فرضی را برای شخص قرار می دهد که فقط و فقط در این دنیا یک همسر مناسب وجود دارد و این که ما باید همان یک نفر را پیدا کنیم و گرنه خوشبخت نخواهیم شد .هیچ کس حتی اگر شبیه آن فرد نیز باشد ، پذیرفته نیست .ما باید مطمئن شویم که عاشق «همان »یک نفر شده ایم .&lt;br /&gt;بنابراین وقتی مجردیم ،با نگاهی تردید آمیز از گذرگاه زندگی عبور می کنیم : هر شریک بالقوه را زیر ذره بین به دقت معاینه می کنیم .هرعیب او را به عنوان مدرکی دال بر این که او «همان »نیست ، می گیریم .آن « همان »باید بهتر حرف بزند ، دو بچه از ازدواج قبلی اش نداشته باشد ، بیشتر پول در بیاورد ، ده پوند اضافه وزن نداشته باشد .اما در این تلاش خود به منظور اجتناب از اشتباه و از دست ندادن همان چه بسا که غالباً خود را از تجربه ی عشق واقعی و ازدواجی سالم ، محروم می کنیم .&lt;br /&gt;وقتی به ازدواج با کسی فکر می کنیم به خصوص در شرایط دشوار ، به طرزی پنهانی از خود می پرسیم :«آیا همان همسر مطلوب من است ؟ »یا «آیا شخص دیگری نیز وجود دارد که با او خوشبخت تر باشم ؟ »&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عواقب باور به افسانه ی عشقی (3)&lt;br /&gt;1 ـ همسر خود را با آن تصویر رویایی مقایسه می کنید که از همان یک نفر در سر خود ساخته اید .از درک منحصر به فرد بودن آن شخص ، باز می مانید .&lt;br /&gt;تامی ،مهماندار هواپیما ، سی و چهار ساله ، خوش رو و جذاب است که یک روز به امید درک این موضوع که چرا نمی تواند با کسی ازدواج کند ، به یکی از سمینارهای من آمده بود .او گفت :«نمی دانم چه مشکلی دارم ؟ تمام دوستانم ، یا ازدواج کرده اند و یا نامزد دارند ، اما به نظر می رسد که من نمی توانم کسی را انتخاب کنم که برایم مناسب باشد ».&lt;br /&gt;از او پرسیدم :«آیا کسی به تو پیشنهاد ازدواج داده است ؟ »&lt;br /&gt;او جواب داد :«موضوع همین است .مرتباً مردهای زیادی به من پیشنهاد ازدواج می دهند که به من علاقه مند هستند .درابتدا شوق و اشتیاق زیادی نسبت به آن ها احساس می کنم ، اما ظرف یک یا دو ماه سرد می شوم و آن ها را رد می کنم .پارسال فکر می کردم ، سرانجام کسی را پیدا کرده ام که بتوانم زندگی ام را با او شروع کنم .ما به مدت چند ماه با هم نامزد بودیم ، در ابتدا همه چیز خوب و مطلوب بود ، اما بعد ،چیزهای کوچکی از او مرا اذیت می کرد و تمام چند ماه گذشته ،مدام دعوا کردیم تا سرانجام نامزدی مان به هم خورد ».&lt;br /&gt;همین که بیشتر با تامی صحبت کردم ،فهمیدم که او بسیار ، «کمال گرا » است .از دید او ، یک ازدواج مطلوب رابطه ای است که در آن هیچ اختلافی نباشد .مهمتر از همه ،اینکه هیچ چیز درباره ی همسرش وجود نداشته باشد ، که او نپسندد.تامی با ایمان به افسانه ی عشقی (3)بزرگ شده بود ، «یک جای دنیا مرد مطلوب منتظر اوست و تنها اوست که می تواند خوشبختش کند و بس »به همین دلیل هم به مجرد این که در روابطش چالشی پیدا می شد، به طرزی ناخودآگاه با مقایسه کردن نامزد خود با همان آقای مطلوب جا می زد و طبعاً همگی در این آزمون مردود می شدند و در این میان او هیچ وقت این فرصت را پیدا نمی کرد که به کسی علاقمند بشود و ازدواج کند .&lt;br /&gt;من به تامی کمک کردم تا منشأ و خاستگاه تصویر غیر واقعی خود را از مرد مطلوب درک کند که او را از داشتن هرگونه رابطه ی واقعی بازداشته بود . سه ماه بعد ، نامه ای از او دریافت کردم در آن گفته بود با نامزد قبلی خود، ازدواج کرده است .از این که این بار او را تا بدین حد متفاوت یافته بود ، متعجب بود :«او همان شخص قبلی است و این من هستم که انتظار ندارم او خیلی مطلوب باشد .این موضوع برای من دوست داشتن او را همانطوری که هست ، ساده تر کرده است » .&lt;br /&gt;2 ـ باور به افسانه عشقی (3)ما را از شروع یک زندگی جدید ، پس از آن که زندگی قبلی پایان پذیرفته است ، باز می دارد .&lt;br /&gt;دومین ایرادی که به افسانه ی عشقی (3)وارد است این است ، که شما را از شروع مجدد ، پس از پایان رابطه به دلایلی چون :طلاق یا مرگ باز می دارد ؛ روابطی که امیدوار بودید یک عمر ادامه پیدا می کردند .اگر فقط به یک عشق حقیقی باور دارید و سپس آن یک نفر را از دست بدهید ، بقیه ی عمرتان را با قلبی تنها و مطمئن از این که هیچ کس دیگری نمی تواند جایگزین همسرتان باشد ،خواهید گذراند .&lt;br /&gt;چندین سال پیش زنی را ملاقات کردم که در اینجا او را دوریس می نامم .در آن زمان دوریس شصت و یک ساله بود و مدت دو سال بود که پس از چهل سال زندگی مشترک ،بیوه شده بود .شوهرش مدت ها با سرطان دست و پنجه نرم کرده بود .دوریس چند سال گذشته را صرف این کرده بود که خود را به زندگی بدون او ،وفق دهد .حال ، فامیل و دوستانش او را تشویق می کردند که دوباره با مردی ازدواج کند .او در مقابل این موضوع مقاومت می کرد و علاقه ای نشان نمی داد .&lt;br /&gt;هنگام ناهار به من توضیح داد که :«من عشق و زندگی خود را داشته ام .ما سال های زیاد ، زندگی فوق العاده ای داشتیم .چرا برای پیدا کردن کسی که وجود ندارد تا جایگزین شوهرم شود ، این طرف و آن طرف بروم ؟ انسان فقط می تواند یک عشق حقیقی را در تمام طول عمر خود به دست بیاورد ».&lt;br /&gt;من به دوریس توضیح دادم که یک همسر جدید هرگز جایگزین شوهر مرحوم او نخواهد شد .اما می تواند فرصتی به او بدهد تا زندگی جدید و متفاوتی را تجربه کند .دوریس با تعلل گفت :«نمی دانم ، فکر می کنم برای این کار ،خیلی پیر شده ام »&lt;br /&gt;شش ماه گذشت .دوریس به من تلفن کرد:«فکر می کنم به کمک احتیاج دارم ».موضوع از این قرار بود که یک آقای شصت و چهار ساله به نام ساول ، با او از طریق یک مؤسسه خیریه که دوریس با آن همکاری می کرد ، آشنا شده&lt;br /&gt;بود.ساول پانزده سال بود که از همسرش جدا شده بود ، اما هرگز زنی را پیدا نکرده بود که در زندگی اش با او سهیم شود ، تا آنکه دوریس را دیده بود . دوریس توضیح داد :«او می خواهد با من ازدواج کند .موضوع این است که من هم به او علاقه مند شده ام .مدت چهار ماه است که همدیگر را می شناسیم.ابتدا من به او به دیده ی یک همکار در برنامه های اجتماعی نگاه می کردم .حال او از ازدواج صحبت می کند و وقتی موضوع ازدواج را پیش می کشد ، نفسم بند می آید و همه اش به این موضوع فکر می کنم که این ازدواج تا چه حد با ازدواج قبلی ام متفاوت خواهد بود .از این که دوباره شوهر دارم ، خوشحالم .آخر مگر من با او چه کار کرده ام ؟ ».&lt;br /&gt;با لبخند به او پاسخ دادم :«به او مهر ورزیده ای، اما نه به طرزی که شوهرت را دوست داشتی ، بلکه به طرزی جدید و متفاوت ، چیز فوق العاده ای درباره ی عشق وجود دارد :شما می توانید در حالات متفاوت آن را تجربه کنید .&lt;br /&gt;دوریس با خجالت پرسید :«منظور شما این است که مسئله ای نیست او را دوست داشته باشم ؟ »&lt;br /&gt;من به او اطمینان خاطر دادم که هیچ مسأله ای نیست .&lt;br /&gt;آن ها دو ماه بعد ،ازدواج کردند و به طرز باشکوهی خوشبخت هستند .هر چند وقت یکبار ،دوریس به من زنگ می زند و از زندگی اش می گوید :« غافلگیر شده ام .شوهرم را خیلی دوست داشتم .اما ساول را هم به همان اندازه ، ولی به گونه ای متفاوت ، دوست دارم .چه کسی می توانست فکر کند که یک مادر بزرگ هم فرصت دوباره ای داشته باشد ؟ ».&lt;br /&gt;چیزی نمانده بود که دوریس یک زندگی فوق العاده را با ایمان به افسانه عشقی (3)، از دست بدهد .افسانه عشقی (3)می گفت که فقط یک عشق حقیقی وجود دارد .&lt;br /&gt;برای شما همسران بالقوه مناسب زیادی وجود دارند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیتی که درمقابل افسانه ی عشقی (3)وجود دارد این است که :&lt;br /&gt;این امکان وجود دارد که عشق حقیقی را با بیش از یک نفر تجربه کنید . شریک های بالقوه زیادی وجود دارند که می توانید با آن ها خوشبخت شوید .&lt;br /&gt;نمی توانم به شما بگویم چه تعداد شریک بالقوه برای شما روی زمین زندگی می کنند ، اما قویاً باور دارم تعداد امکاناتی که شما بتوانید خوشبختی و عشق را تجربه کنید ،محدود به یک شخص نمی شود .من از تجربیات شخصی خود می دانم که قلب یک انسان ظرفیت فوق العاده ای برای عشق ورزیدن دارد و اینکه ما مقدارعشقی را که اجازه می دهیم در زندگی از آن بهره مند شویم محدود می کنیم ،فقط به این دلیل که به افسانه های عشقی باور داریم .باور دارم که اگر دو نفر را سرگردان در یک جزیره ی متروک رها کنید ، به طوری که مجبورباشند باقی عمرشان را با هم بگذرانند ، به احتمال بسیار قوی ،همسران خوبی خواهند شد .درحالی که ممکن است تصویر فوق ، لزوماً رویای رمانتیک شما از یک زندگی مطلوب نباشد .اما به طرز خوبی این نکته را به تصویر می کشد که عشق ورزیدن به تنهایی آن قدر لذت بخش است که اگر فقط به ما فرصت داده شود ،راه هایی برای دوست داشتن انسان هایی که فکر نمی کردیم آن ها را دوست داشته باشیم ، پیدا خواهیم کرد .&lt;br /&gt;هر عشق حقیقی ، قلبمان را در مسیری متفاوت رشد می دهد و هررابطه ای به گونه ای به ما خدمت می کند .آیا این بدان معنا است که اهمیتی ندارد شما با چه کسی ارتباط دارید ؟ «البته که نه ».درواقع این موضوع ، مسئله ی تفاهم را خیلی مهم تر می کند .پیدا کردن همسری که با او تفاهم داشته باشید ،فرمول یک رابطه ی سالم و پردوام است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;افسانه ی عشقی (4)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ه&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مسر ایده آل ،شما را از هر لحاظ ارضاء می کند .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;فرض کنید برای شغل مورد علاقه تان یک مصاحبه دارید .ازشخصی که احتمالاً شما را استخدام می کند تا برایش کار کنید ،می پرسید :می توانید درباره ی این شغل بیشتر برایم توضیح بدهید ؟ ».&lt;br /&gt;«اساساً از شما انتظار دارم تمامی نیازهای مرا برآورده کنید .من از شما توقع دارم که بدانید خواسته ی من از شما چیست ،حتی وقتی که به شما نمی گویم چه می خواهم .از شما می خواهم که ذهن مرا بخوانید و تمام توقعات پنهانی مرا دریابید و آن ها را به زبان بیاورید .از شما می خواهم هنگامی که سردرگم هستم ، تمام جواب ها را بدانید و زمانی که غمگینم ، مرا خوشحال کنید و دراوقاتی که اعتماد به نفسم را از دست داده ام ،کاری کنید تا نسبت به خودم احساس بهتری داشته باشم .البته این توقع را نیز از شما دارم که هر وقت حوصله ام سر می رود ،&lt;br /&gt;همواره مرا سرگرم کنید .درضمن باید از تمامی علایق من نیز لذت ببرید ، به طوری که بتوانید همراهی مطلوب برای من باشید ».&lt;br /&gt;مطمئنم که شما نیز بر این باورید که چنین توقعاتی عجیب و غریب هستند . صرف نظر از این که چه مقدار به شما حقوق خواهند داد ، باز نمی تواند شما را وسوسه کند تا خود را در چنین موقعیت پرفشار و ناممکنی قرار بدهید . گر چه این داستان کمی اغراق آمیز است ، اما حقیقت این است که بسیاری از ما در زندگی به طرزی ناخودآگاه از همسر خود ، این توقع را داریم که هر نیاز ما برآورده کند و هنگامی که این کار را نمی کند ، از او دلسرد و منزجر می شویم .من این پدیده را متهم کردن دیگران می نامم .به خصوص هنگامی که خود نیز از پاره ای نیازهایتان آگاه نیستید و طبیعتاً قادر نخواهید بود تا آن نیازها را با صراحت بازگو کنید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عواقب منفی باور به افسانه ی عشقی (4):&lt;br /&gt;1 ـ از شناسایی رابطه ی خوب و سالم باز می مانید ، فقط به این دلیل که همسر شما نیازهایی را که خود باید برای خودتان برآورده کنید ، برآورده نمی کند .&lt;br /&gt;همین که در دفترم نشستم آندریا اعلام کرد :«من فکر می کنم باید از شوهرم جدا شوم »او از من وقت قبلی گرفته بود تا درباره ی ازدواجش که دچار بحران بزرگی شده بود ، صحبت کند .آندریا بیست و هفت ساله ، زیبا و ورزشکار بود .او دو سال بود که با بنیامین ازدواج کرده بود .&lt;br /&gt;پرسیدم :«خوب ، مشکل چیست ؟ »&lt;br /&gt;آندریا جواب داد :«نمی دانم ، زیاد خوشحال نیستم .فکر می کردم ازدواج بهتر از این ها باشد .این که چیزهایی را برای من عوض کند .اما به نظر می آید که هیچ تغییری اتفاق نیفتاده است و من دیگر امید خود را از دست داده ام ».&lt;br /&gt;از او پرسیدم :«فکر کردی ازدواج چه چیزی را باید تغییر بدهد ؟ »&lt;br /&gt;او جواب داد :«فکر می کردم می تواند اعتماد به نفس ، وضوح و هدفمندی بیشتری به زندگی ام بدهد .اما به جای آن فقط بیشتر گیج شده ام ».&lt;br /&gt;به او گفتم :«بیا درباره ی بقیه ی زندگی ات صحبت کنیم .شغلت چیست ؟»&lt;br /&gt;«خوب ،درحال حاضر ، بی کارم ، شش ماه پیش یک شغل داشتم ، اما استعفا دادم .به دلیل آن که کارم را دوست نداشتم .من واقعاً نمی دانم چه کاری را دوست دارم .همه اش فکر می کنم اگر از این ازدواج بیرون بیایم ، احساس بهتری خواهم داشت ».&lt;br /&gt;«آیا گله و شکایت به خصوصی از بنیامین داری ؟ »&lt;br /&gt;آندریا بعد از یک دقیقه فکر کردن گفت :«نه ، او واقعاً با محبت و دوست داشتنی است .فقط مرا خوشحال نمی کند ».&lt;br /&gt;بعد از کمی صحبت با آندریا کاملاً واضح بود که مشکل رابطه ی آن ها ، شوهرش نبود ، بلکه خود آندریا بود .او هیچ هدفی در زندگی اش نداشت . او با بنیامین ازدواج کرده بود به امید آن که تمام خلأهای درونی او را پر کند و اعتماد به نفس پایینش را بالا ببرد .اما این وظیفه ی خود او بود ، نه بنیامین .به جای آن که به دنبال شغل باشد ، یا تحصیلاتش را تمام کند ،روزها را به این می گذراند که به سالن ورزشی برود یا تلویزیون تماشا کند .&lt;br /&gt;آندریا یک زن لوس و خودخواه بود که هرگز بزرگ نشده بود .اما صرف نظر از این که چقدر بنیامین او را دوست می داشت ، نمی توانست خلأهای درونی او را پر کند .چون هنوز از درون احساس خلأ می کرد ، فرض را بر این می گذاست که ازدواج او را ارضاء نکرده است .حقیقت این بود که بنیامین شوهر خوبی برای آندریا بود ، اما آندریا با خودش خیلی خوب نبود . عدم رضایت او از ازدواج نبود ، بلکه از خودش بود .&lt;br /&gt;این رؤیا که عشق حقیقی همه مشکلات را حل می کند ، رویایی مهلک است . این رویا می تواند باعث شود که شما رابطه ی خوب خود را پایان بدهید ، با این چشم داشت که همسرتان کاری را برای شما انجام دهد که باید خودتان انجام بدهید .&lt;br /&gt;اگرپیش از ازدواج احساس تهی بودن می کنید ، پس از ازدواج نیز به همان اندازه ، احساس تهی بودن خواهید کرد .&lt;br /&gt;2 ـ از همسرتان به دلیل ندادن چیزی به شما که می بایست خودتان در جای دیگر آن را پیدا کنید ، منزجرخواهید شد .&lt;br /&gt;اشکال دیگری که باور به این که همسر مطلوب تمام نیازهای شما را برآورده می کند ،این است که به او فشار می آورید تا برای شما همه چیز باشد . بارها و بارها شنیده ام که زنان از این موضوع شکایت دارند که ای کاش شوهرشان به جای آن ها به خرید می رفت و از پرسه زدن در مغازه های عتیقه فروشی نیز لذت می برد و یا از تغییر دکوراسیون خانه خوشش می آمد . سال ها طول کشید تا بفهمم که ما زن ها احتیاجاتی داریم که مردها نمی توانند و نباید هم برآورده کنند .نیازهای احساسی مثل :عشق ،محبت ، دوستی و غیره جزء این نیازها محسوب نمی شوند .منظورم نیازهایی است که زن ها می بایست از برآورده کردن آن ها ، حتی لذت نیز ببرند .خانم ها ، این حقیقت را بپذیرید .بیشتر شوهرها هرگز از مشارکت در تغییر دکوراسیون خانه ، مهمانی تولد بچه ها ، جورکردن نمونه های پارچه برای یک کاناپه جدید ، یا ساعت ها این طرف و آن طرف گشتن در فروشگاه های بزرگ ، آن گونه که ما زن ها لذت می بریم ، لذت نخواهند برد .اینها نیازهایی هستند که به طرزی بهتری ، توسط زنان دیگر برطرف می شوند .&lt;br /&gt;به نظرمی آید که مردها در این زمینه ، توقعات کمتری نسبت به ما زن ها داشته باشند.اما مردها هم به سهم خود دلسردی هایی را تجربه می کنند ، به این دلیل که ما زن ها تمامی نیازهایشان را برآورده نمی کنیم .جفری چند سال پیش ، این مرحله را تجربه کرد و در این که آیا من برای او مناسب هستم یا نه ، دچار تردید شد .من تا سر حد مرگ وحشت زده شده بودم ، اما همین که درباره ی این موضوع صحبت کردیم ، معلوم شد که نگرانی های او بیشتر حول یک موضوع دور می زنند :ورزش ، او از لحاظ ورزشی بسیار با استعداد بود و به تمام ورزش ها عشق می ورزید .گر چه من هم از ورزش لذت می برم ، اما به نحوی گرایش دارم که چیزهای دیگری را در زندگی خود ،در اولویت قرار دهم .هرچه بیشتر درباره ی آن صحبت کردیم ، جفری بیشتر مطمئن شد که افسانه ی عشقی اوست که می گوید :&lt;br /&gt;«زن مطلوب زنی است که با او بیرون برود و یک توپ بیسبال را با او به این طرف و آن طرف بیندازد و آخر هر هفته با او راکت بال بازی کرده و به طور جدی بدنسازی نیز کار کند ».جفری خود را از همگی اینها محروم کرده بود ،زیرا می خواست من هم مانند او ، این چیزها را انجام بدهم .او اعتراف کرد :«از تو به دلیل این که مرا از علاقه ام محروم می کردی ، منزجر بودم »ما توافق کردیم که من هم سعی کنم تا فعالیت ورزشی بیشتری را با او انجام بدهم و او نیز موافقت کرد که به یک تیم بیسبال برود و با دوستانش قرار بگذارد که بدنسازی کار کنند و برای چیزهایی که از آن لذت می برد ، وقت بگذارد و بدین گونه خود را در این زمینه ارضاء نماید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حقیقت افسانه ی عشقی (4):&lt;br /&gt;همسر مناسب ،بسیاری از نیازهای ما را برآورده می کند ، اما نه همه ی آن ها را .&lt;br /&gt;ما هر کدام فهرستی خاص از آرزوهایی داریم که فکر می کنیم یک همسر مطلوب باید بتواند برای ما برآورده کند .اما در این باره نکته ای وجود دارد ، پاره ای از نیازها هستند که فقط همسرشما باید آن ها را ارضاء کند ، اما نیازهای دیگری وجود دارند که دوستان ، خانواده و یا آشنایان شما نیز می توانند برای شما برآورده کنند .&lt;br /&gt;کاملاً اهمیت دارد که ما بین چیزهایی که دوست داریم در همسرمان وجود داشته باشد و چیزهایی که باید در همسرمان وجود داشته باشد ، فرق بگذاریم .&lt;br /&gt;اگر جفری درستی افسانه ی عشقی (4)را زیر سؤال نبرده بود ،ممکن بود به ازدواجمان پایان بدهد و درجستجوی خانم ورزش سال 1992 برود و ارتباط عمیق و قدرتمندی را که داریم ، ترک گوید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;افسانه ی عشقی (5)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;جاذبه ی جنسی قوی ،همان است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال خودتان را متقاعد کرده اید که عاشق کسی هستید که تنها بهانه ای برای ادامه ی روابط نامشروع تان داشته باشید ؟&lt;br /&gt;ـ آیا با گفتن این جمله به خودتان که دیوانه وار دل باخته اید ، کسی را تعقیب کرده اید ، و بعد تشخیص داده باشید که آن عشق نبوده ، بلکه شهوت بوده است ؟&lt;br /&gt;ـ آیا تا به حال در رابطه ای بوده اید که تنها زمانی که هیچ دعوایی میان شما وجود نداشت وقتی بود که دربستر بودید ؟&lt;br /&gt;به راستی که این افسانه ی عشقی ما را توی دردسر می اندازد .پایه و اساس این افسانه ی عشقی ،احساس گناهی است که ما به طور ذاتی ، به واسطه ی فرهنگ خود ، درباره ی روابط جنسی داریم .از آن جایی که اجتماع ، تعلیم ، تربیت و اخلاقیات ما ، اغلب این اجازه را به ما نمی دهد و آن را مردود می داند ، پس به اشتباه تصور می کنیم که هرگاه نسبت به کسی جاذبه ی جنسی داریم ،عاشق او هستیم .&lt;br /&gt;من این موضوع را فرمول «تداخل شهوت در عشق »می نامم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمول تداخل شهوت در عشق&lt;br /&gt;1 ـ ابتدا ،جاذبه ی جنسی قدرتمندی نسبت به یک فرد پیدا می کنید و یا به عبارت ساده تر ،احساس شهوت می کنید .&lt;br /&gt;2 ـ سپس بر اساس آن میل عمل کرده و با او مبادرت به رابطه ی نامشروع می کنید .&lt;br /&gt;3 ـ سپس از این که با شخصی که ارتباط روحی چندانی با او ندارید ،از لحاظ جنسی صمیمی شده اید ،احساس گناه و ناراحتی می کنید .&lt;br /&gt;4 ـ سرانجام برای آن که شهوت خود را موجه جلوه دهید ، با او رابطه ی نزدیک ایجاد می کنید .&lt;br /&gt;روشن است که منظور من این نیست که هر وقت رابطه ای ایجاد کردید ، بر طبق فرمول تداخل شهوت در عشق ، عمل کرده اید .گرچه چنانچه به افسانه ی عشقی (5)اعتقاد دارید ، ممکن است بیشتر از آن چیزی که فکرش را می کنید ، خود را در چنین شرایطی بیابید .&lt;br /&gt;در زیر پاره ای از عواقب باور به افسانه عشقی (5)آمده است .&lt;br /&gt;1 ـ خود را با کسانی درگیر می کنید که با آن ها تفاهم ندارید .&lt;br /&gt;آن ، بیست و شش ساله ، برای خرید از یک فروشگاه پوشاک بازدید می کرد . اتفاقی که در طی آن افسانه ی عشقی (5)، او را از لحاظ روحی به زحمت انداخت به این قرار است :&lt;br /&gt;«من برایان را وقتی اسکی می کردیم ، دیدم .فکر می کنم دور بدون از خانه ، سرما و این حقیقت که او روی چوب اسکی هایش بسیار جذاب بود ، بر قضاوت عاقلانه ی من چیره شد .به زودی ازدواج کردیم .شاید به دلیل ارتفاع بود ، اما هرگز چنین چیزی را در تمام زندگی ام تجربه نکرده بودم . برایان از این که در مهرورزی مهارت داشت ، احساس غرور می کرد و حقیقت هم چیزی جز این نبود .من کاملاً مطمئن بودم که از عشق شوهرم ، سر ازپا نمی شناسم ».&lt;br /&gt;«تعطیلات تمام شد و او به سر کار برگشت .روزها تلفنی با هم صحبت می کردیم چرا که هر دو سرکار می رفتیم .جاذبه ای که بین ما وجود داشت ، خارق العاده بود و من این طور استنباط کردم که به احتمال قوی او را خیلی دوست دارم که چنین احساسی می کنم .ما حتی شروع به صحبت درباره ی بچه دار شدن کردیم ».&lt;br /&gt;«آن تابستان تصمیم گرفتیم تا دو هفته مرخصی بگیریم و آن را در خانه بگذرانیم .لحظات انتظار برای رسیدن برایان به سختی می گذشتند .چند روز اول ، مثل همیشه واقعاً فوق العاده بود .اما یک دفعه همه چیز به هم ریخت و ما شروع&lt;br /&gt;کردیم به بحث و دعوا درباره ی همه چیز .اولین چیز ، موضوع سیگار کشیدن براین بود .من می دانستم که او سیگار می کشد ، اما آن قدر به چیزهای دیگر مشغول بودیم که فرصت سیگار کشیدن را نداشت .اما حال فرصت بیشتری داشتیم و به نظر می رسید که او مدام سیگار می کشد . هرگز توجه نکرده بودم که او تا چه حد منفی است .او همیشه چیز بدی درباره ی دوستانم ، دکوراسیون خانه و طرز رانندگی ام پیدا می کرد که بگوید و همه چیز به تدریج بدتر می شد تا آن جایی که همه چیز تعطیل شد و دیگر این طور شد که ثانیه شماری می کردم تا او به سرکار برگردد ».&lt;br /&gt;«صبحی که او به سرکار برگشت ،در رختخوابم دراز کشیدم و خون گریه کردم .خیلی گیج بودم و احساس می کردم رویاهام در برابر چشمانم ، همگی خرد و نابود شدند .چند روز بعد را به فکر کردن درباره ی ادامه زندگی ام با برایان گذراندم .ناگهان همه چیز برایم واضح شد .من هیچ وقت با برایان که شوهرم بود ، رابطه ای نداشتم .تمام کاری که با هم کرده بودیم ، خوشگذرانی بود .ملاقات اول ما یک خوشگذرانی بیش نبود .آن روزها ، تمام وقتمان پای تلفن می گذشت که آن هم پر از چرند و پرند گفتن شده بود و هر بار هم که خانه بودیم ...من هیچ گاه برایان را به عنوان پدر بچه هایم در نظر نگرفته بودم ، فقط به عنوان یک «دن ژوان »به او نگاه کرده بودم .به مجرد این که او را به چشم همسرم نگاه کردم ، دیدم که حتی از او زیاد خوشم نمی آید ».&lt;br /&gt;آن ، قبلاً به هیچ مردی جذب نشده بود ، بنابراین وقتی برایان را ملاقات کرد و جرقه ها به این طرف و آن طرف پرتاب شدند ، فرض کرد که پس باید عاشق شده باشد .برای او همچنین سخت بود تا بپذیرد و اعتراف کند که از ناحیه ی شخصی که او را دوست ندارد و هرگز نیز نمی خواهد که با او زندگی کند ، تا این حد تحت تأثیر قرار گرفته باشد .او با پرداخت بهای گزافی آموخت که شهوت ،همیشه به معنای عشق نیست .تنها نقطه ی مشترک برایان و آن ، این بود که هر دو عاشق اسکی و خوشگذرانی بودند .این ممکن است برای یک دوره ی خوشگذرانی کافی باشد ،اما برای یک زندگی مادام العمر و موفق ، کافی نیست .&lt;br /&gt;2 ـ بیش از آنچه باید ،به رویایتان می چسبید و به سختی کسانی را که برای شما مناسب نیستند ،رها می کنید .&lt;br /&gt;جمال یک روز ،بعد از سمیناری که در آن درباره ی افسانه های عشقی صحبت کرده بودم ،نزدیکم آمد و با ابراز تعجب گفت :«شما دقیقاً داشتید مرا توصیف می کردید ».جمال سی و هشت ساله بود و از همسر قبلی اش جدا شده بود .داستان او چنین بود :&lt;br /&gt;«من وقتی که جوان بودم با یکی از همکلاسی های دبیرستانی ام ازدواج کردم .من نسبتاً با تجربه بودم ولی او هرگز به غیر از من ، قبلاً با هیچ کس دیگری نبود .بنابراین مدتی طول کشید تا بفهمم با هم تفاهم نداریم .بعد از سالیان ، دیگر برایم جذاب نبود .اگرچه من او را خیلی دوست داشتم و دو بچه داشتیم ، تلاش کردم که ازدواجم را به خاطر بچه ها حفظ کنم .سرانجام وقتی سی و یک ساله بودم ، ازدواجم را ترک کردم و طلاق گرفتم ».&lt;br /&gt;من از نوزده سالگی مرتباً بیرون رفته بودم و دوباره آماده بودم که شروع کنم . به خود قول داده بودم که هرگز با کسی که جاذبه ای برایم ندارد ، ازدواج نکنم .اعتراف می کنم که برای چند سال اول ، واقعاً حریص بودم ، بسیار می ترسیدم دوباره با کسی ازدواج کنم که برایم جذاب نباشد ، بنابراین فقط به خواستگاری زن هایی می رفتم که برایم جذاب باشند ».&lt;br /&gt;«بدین ترتیب بود که با صبرینه ازدواج کردم .ما در یک مهمانی بودیم و او نشسته بود .اولین چیزی که توجهم را جلب کرد ، بدنش بود .او دقیقاً مثل زن رویاهای من بود .ما با هم صحبت کردیم و سپس شام خوردیم . دیگر نمی خواستم مجرد بمانم .او مثل یک اسب وحشی بود .همان احساسی را داشتم که همیشه فکر می کردم به زن مطلوب خود خواهم داشت ».&lt;br /&gt;«به خود قول داده بودم دوباره با کسی درگیر نشوم .مگر این که از انتخابم کاملاً مطمئن باشم .اما عزم من از بین رفته بود .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2497943970322363160?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2497943970322363160/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2497943970322363160&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2497943970322363160'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2497943970322363160'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/03/blog-post_31.html' title='مطالب و نكات مهم در انتخاب شريك ازدواج/پنج افسانه مهلك عشقي'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2818529555857726497</id><published>2010-03-18T02:45:00.000-07:00</published><updated>2010-03-18T02:49:33.710-07:00</updated><title type='text'>كم‌هزينه‌ترين لذت‌هاي زندگي</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;كم‌هزينه‌ترين لذت‌هاي زندگي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1ـ گاهي به تماشاي غروب آفتاب بنشينيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2ـ سعي كنيم بيشتر بخنديم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3ـ تلاش كنيم كمتر گله كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4ـ با تلفن كردن به يك دوست قديمي، او را غافلگير كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5ـ گاهي هديه‌هايي كه گرفته‌ايم را بيرون بياوريم و تماشا كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6ـ بيشتر دعا كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7ـ در داخل آسانسور و راه‌پله‌و ... با آدمها صحبت كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8ـ هر از گاهي نفس عميق بكشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9ـ لذت عطسه كردن را حس كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10ـ قدر اين كه پايمان نشكسته است را بدانيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11ـ زير دوش آواز بخوانيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12ـ سعي كنيم با حداقل يك ويژگي منحصر به فرد با بقيه فرق داشته باشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13ـ گاهي به دنياي بالاي سرمان خيره شويم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14ـ با حيوانات و ساير جانداران مهربان باشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15ـ براي انجام كارهايي كه ماه‌ها مانده و انجام نشده در آخر همين هفته برنامه‌ريزي كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;16ـ از تفكر دوباره تناقضات لذت ببريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;17ـ براي كارهايمان برنامه‌ريزي كنيم و آن را طبق برنامه انجام دهيم. البته شايد كار مشكلي باشد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;18ـ مجموعه‌اي از يك چيز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و ...) براي خودمان جمع‌آوري كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;19ـ در يك روز برفي با خانواده آدم‌برفي بسازيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;20ـ گاهي در حوض يا استخر شنا كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21ـ گاهي از درخت بالا برويم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22ـ احساس خود را درباره زيبايي‌ها به ديگران بگوييم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;23ـ گاهي كمي پابرهنه راه برويم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;24ـ بدون آنكه مقصد خاصي داشته باشيم پياده‌روي كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;25ـ وقتي كارمان را خوب انجام داديم مثلاً امتحاناتمان تمام شد، براي خودمان يك بستني بخريم و با لذت بخوريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;26ـ در جلوي آينه باستيم و خودمان را تماشا كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;27ـ سعي كنيم فقط نشنويم، بلكه به طور دقيق گوش فرا دهيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;28ـ رنگها را بشناسيم و از آنها لذت ببريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;29ـ وقتي از خواب بيدار مي‌شويم، زنده بودن را حس كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;30ـ زير باران راه برويم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;31ـ كمتر حرف بزنيم و بيشتر گوش كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;32ـ قبل از آن كه مجبور به رژيم گرفتن بشويم، ورزش كنيم و مراقب تغذيه خود باشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;33ـ چند بازي و سرگرمي مانند شطرنج و ... را ياد بگيريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;34ـ اگر توانستيم گاهي كنار رودخانه بنشينيم و در سكوت به صداي آب گوش كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;35ـ هرگز شوخ‌طبعي خود را از دست ندهيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;36ـ احترام به اطرافيان را هرگز فراموش نكنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;37ـ به دنياي شعر و ادبيات نزديك‌تر شويم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;38ـ گاهي از ديدن يك فيلم در كنار همه اعضاي خانواده لذت ببريم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;39ـ تماشاي گل و گياه را به چشمان خود هديه كنيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;40ـ از دانسته‌هاي خود، ديگران را نيز در استفاده از آنها شريك بدانيم. ممكن است فردا دير باشد.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2818529555857726497?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2818529555857726497/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2818529555857726497&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2818529555857726497'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2818529555857726497'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/03/blog-post_18.html' title='كم‌هزينه‌ترين لذت‌هاي زندگي'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2040544427548058157</id><published>2010-03-01T08:46:00.000-08:00</published><updated>2010-03-01T08:48:04.539-08:00</updated><title type='text'>آي پسرا ! آي دخترا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://nimauae.persiangig.com/image/boys_girls.gif"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 612px; height: 640px;" src="http://nimauae.persiangig.com/image/boys_girls.gif" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2040544427548058157?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2040544427548058157/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2040544427548058157&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2040544427548058157'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2040544427548058157'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='آي پسرا ! آي دخترا'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8917859200536143253</id><published>2010-02-27T06:28:00.001-08:00</published><updated>2010-02-27T06:46:34.102-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4kwPxmlOcI/AAAAAAAAAYQ/1qcWPIN80mc/s1600-h/roflbot+(9).jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 337px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4kwPxmlOcI/AAAAAAAAAYQ/1qcWPIN80mc/s400/roflbot+(9).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5442934672225286594" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8917859200536143253?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8917859200536143253/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8917859200536143253&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8917859200536143253'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8917859200536143253'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/02/blog-post_27.html' title=''/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4kwPxmlOcI/AAAAAAAAAYQ/1qcWPIN80mc/s72-c/roflbot+(9).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-175056322260509311</id><published>2010-01-22T08:44:00.000-08:00</published><updated>2010-01-22T08:49:50.379-08:00</updated><title type='text'>فرهاد قائمي در سايت فدراسيون جهاني واليبال(FIVB)</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S1nHgmoIsOI/AAAAAAAAAT0/pLWQjmqT2e4/s400/ghaemi.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 300px; height: 400px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S1nHgmoIsOI/AAAAAAAAAT0/pLWQjmqT2e4/s400/ghaemi.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  Team name  F. GHAEMI&lt;br /&gt;First name Farhad&lt;br /&gt;Last name Ghaemi&lt;br /&gt;Age (birth date) 20  (28/08/1989)&lt;br /&gt;Hometown GONBAD&lt;br /&gt;Languages Persian, English, Turkish&lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;  Position  Height  Weight  Spike  Block &lt;br /&gt; Unknown 197 cm 73 kg 330 cm 315 cm &lt;br /&gt;                  &lt;br /&gt;  National Selections  Olympic  W.Champ.  Other  Total   &lt;br /&gt;    0  0  8  8 &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;Volleyball career&lt;br /&gt;International debut   &lt;br /&gt;Club debut  Gonbad&lt;br /&gt;Actual Club  BEEM &lt;br /&gt;Personal&lt;br /&gt;Hobbies   &lt;br /&gt;Favourites  Books: History&lt;br /&gt;Food: Chektermah (Turkish)&lt;br /&gt;Movie: Action&lt;br /&gt;Music: Pop&lt;br /&gt;Other sports: Riding&lt;br /&gt;لازم به ياد اوري است كه اين مطلب در سال 2005 در سايت اف اي وي بي آمده است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-175056322260509311?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/175056322260509311/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=175056322260509311&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/175056322260509311'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/175056322260509311'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/01/fivb.html' title='فرهاد قائمي در سايت فدراسيون جهاني واليبال(FIVB)'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S1nHgmoIsOI/AAAAAAAAAT0/pLWQjmqT2e4/s72-c/ghaemi.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6477050239295721500</id><published>2010-01-05T01:23:00.000-08:00</published><updated>2010-01-08T12:11:33.731-08:00</updated><title type='text'>قصه ساده محبت در دنياي پيچيده امروز</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SNhxBVb3xGI/AAAAAAAAAAg/HVwsl2JyUek/S220/CIMG3229.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 220px; height: 165px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SNhxBVb3xGI/AAAAAAAAAAg/HVwsl2JyUek/S220/CIMG3229.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&lt;br /&gt;             &lt;br /&gt;  &lt;span style="font-style:italic;"&gt;عثمان دلنواز :&lt;/span&gt; ايندو نفرو مي بينيد ؟ زن و شوهر امريكايي هستند كه براي سفر به چين امده اند . اسمشون  "جيل وتام " است بچه ندارند از چين مي روند بچه يتيمي را به فرزندي قبول مي كنند&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;در مقابل عكس يتيمخانه و پرورشگاه اون بچه رو مي ذارم&lt;/span&gt;) وبعد به امريكا مي برندش &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اسم پسر كوئين هست و چون كوئين موقع تولد يك عصب گردنش اسيب ديده بوده در بلند كردن  بازوي راستش مشكل داره - اينو در امريكا مي برند پيش بهترين متخصصاي كشورشون&lt;br /&gt; .....................&lt;br /&gt;اينا دو وبلاگ بخاطر پسرشون باز كردن كه در قسمت لينك اين متن مي تونيد دنبال كنيد(منبع صحبتهاي منهم وبلاگاشونه - البته ايندو وبلاگ به زبان انگليسيه&lt;br /&gt;تو عكسا پدربزرگ و مادر بزرگ هم به كوئين ابراز محبت مي كنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;** در دو عكس روبرو اگر دقت كنيد - خانم جيل گفته كه اون عكسي كه جلوي كوئين اسباب بازي است در اطاق ساده چهره تكيده و الوده به غم بچه در پرورشگاه چيني هستش  ولي در عكسي كه تو اونا ساختمان مجاور ديده مي شود بعد از يكسال و چند ماه بچه شاداب و سرحال و سير از محبت دو انسان مهربان به تمام معنا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;براي فهم بهتر ماجرا عكسها را از پايين به بالا بيائيد و نگاه كنيد .&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" &lt;br /&gt;&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 300px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/Su4NUO2fVmI/AAAAAAAABCk/ZM7CVAQLz_E/s400/IMG_5834a.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQ2j3Ybp-WI/AAAAAAAAAGY/QICy18verJA/s320/DSC03291.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQ2j3Ybp-WI/AAAAAAAAAGY/QICy18verJA/s320/DSC03291.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/Su4NT1H-AbI/AAAAAAAABCU/0xv-m7j-zjs/s400/_M2I6387a.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 267px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/Su4NT1H-AbI/AAAAAAAABCU/0xv-m7j-zjs/s400/_M2I6387a.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/S0LhZe7NbgI/AAAAAAAABDE/0131Gbm5vdc/s400/IMG_6812.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 239px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/S0LhZe7NbgI/AAAAAAAABDE/0131Gbm5vdc/s400/IMG_6812.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmyH1RjtmI/AAAAAAAAAig/SGTFPW8dGg4/s320/DSC05992.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmyH1RjtmI/AAAAAAAAAig/SGTFPW8dGg4/s320/DSC05992.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmvnI296eI/AAAAAAAAAhw/P9aOkYuWNU4/s320/DSC06007.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmvnI296eI/AAAAAAAAAhw/P9aOkYuWNU4/s320/DSC06007.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SS-FTffdTdI/AAAAAAAAAiw/PbHOK6d1Zqs/s320/DSC06198.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SS-FTffdTdI/AAAAAAAAAiw/PbHOK6d1Zqs/s320/DSC06198.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmyHdr-G1I/AAAAAAAAAiY/gver1dCapLI/s320/DSC05994.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SSmyHdr-G1I/AAAAAAAAAiY/gver1dCapLI/s320/DSC05994.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SR5ZR--Jk3I/AAAAAAAAAe4/5bJqdFcJc3I/s320/DSC05111.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 240px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SR5ZR--Jk3I/AAAAAAAAAe4/5bJqdFcJc3I/s320/DSC05111.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRUHP7HJq5I/AAAAAAAAAWg/lvcOydNR1b4/s320/DSC04293.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRUHP7HJq5I/AAAAAAAAAWg/lvcOydNR1b4/s320/DSC04293.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRtrhvxadCI/AAAAAAAAAZw/5UwIQu5FTus/s320/DSC04879a.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 222px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRtrhvxadCI/AAAAAAAAAZw/5UwIQu5FTus/s320/DSC04879a.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQxVG8wsq-I/AAAAAAAAADQ/3gO__Xm0fJI/s320/DSC03120.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQxVG8wsq-I/AAAAAAAAADQ/3gO__Xm0fJI/s320/DSC03120.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRtsILlKhcI/AAAAAAAAAaA/whabkXQyQco/s320/DSC04887.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SRtsILlKhcI/AAAAAAAAAaA/whabkXQyQco/s320/DSC04887.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQzB2eR28pI/AAAAAAAAAFA/VGulIAlgz2c/s320/DSC03117.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQzB2eR28pI/AAAAAAAAAFA/VGulIAlgz2c/s320/DSC03117.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQzB3qcwtkI/AAAAAAAAAFQ/p9P4vJOaysk/s320/DSC03183.JPG"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SQzB3qcwtkI/AAAAAAAAAFQ/p9P4vJOaysk/s320/DSC03183.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SNhxBVb3xGI/AAAAAAAAAAg/HVwsl2JyUek/S220/CIMG3229.JPG"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 220px; height: 165px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SNhxBVb3xGI/AAAAAAAAAAg/HVwsl2JyUek/S220/CIMG3229.JPG" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; منبع  http://quinncomeshome.blogspot.com&lt;br /&gt;http://theattachmentchronicles.blogspot.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6477050239295721500?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='enclosure' type='' href='http://quinncomeshome.blogspot.com' length='0'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6477050239295721500/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6477050239295721500&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6477050239295721500'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6477050239295721500'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/01/blog-post_05.html' title='قصه ساده محبت در دنياي پيچيده امروز'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_kl2J1JQg_go/SNhxBVb3xGI/AAAAAAAAAAg/HVwsl2JyUek/s72-c/CIMG3229.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-385784668557883781</id><published>2010-01-01T07:54:00.000-08:00</published><updated>2010-01-01T12:27:35.996-08:00</updated><title type='text'>يادداشتي از يك وبلاگ -</title><content type='html'>&lt;span style="font-style:italic;"&gt;عثمان دلنواز : فقط اينو بگم كه نويسنده اين مطلب تو اينترنت يه خانومه &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;از طنزها و تيكه انداختن هاي اين متن خوشم امده بود و يه نكته جالبه كه اطرافيان اين آقا پسر عينه اطرافيان منند                    &lt;br /&gt;     &lt;br /&gt;                       ***********************************************&lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;امروز رسیدم به مراسم خواستگاری خان داداش -که اگر فقط چند ثانیه کلام یا نگاه کوتاه هم با این بشر ردو بدل کرده باشید میبینید که خواستگاری چه وصله ناجوری میشود به قبای خلقیاتش-&lt;br /&gt; همین اولش بگویم که اصرار خودش بود، وگرنه من و باقی خانواده آستینی برایش بالا نزده بودیم. یکی از همان عصرهای شلوغ تابستان امسال تهران بود، کفشهای مشکی ورنی سوغات رسیده‌اش را پوشید و ما هم همگی کفشهای ورنی مشکی‌مان را با او سِت کردیم و تا میشد کیف و شال و لباسمان را در رنگهای سفید و سیاه پوشیدیم&lt;br /&gt; و دست آخر مادرم - که به شوق مرد شدن پسرش خنده‌اش بند نمی‌آمد- عینک آفتابی‌اش را زد بالای سرش و با یک ژست تمام قد که انگار از همین الان پر ازحسودی باشد گفت &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;"به من که نمیاد مادرشوهر بشم به این زودی‌ها ولی بریم"&lt;/span&gt; و ما آماده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; رفتن شدیم. قصه دسته گل خریدن خودش مثنوی هفتاد من است، که آدم با یک فخر خاصی توی گل‌فروشی بین سطل گلها راه میرود و برای اولین بار، رد نگاه آدم اول به قیمتها نمی‌افتد&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بعد این کارگرهای گل‌فروش انگار شامه‌شان دامادیاب داشته باشد یا چیزی، همان وقت ربان بستن&lt;br /&gt; با نیش باز میگویند "مبارک باشه آقا داماد"&lt;/span&gt;. خانم و آقایی که شما باشید، همانجا انگار که تلنگر واقعیت زن گرفتن به پیکر کادوپیچ داماد پاکتی ما خورده باشد، بنای ناسازگاری گذاشت که "آخ، من یادم نبود که با فلانی قرار داشتم امشب" و طوری نگاه میکرد که یعنی حالا جان من بزارید من برم... خلاصه ما از آنجای کار تا حوالی صاحبقرانیه قیافه‌ی سرتاپا ندامت خان داداش را به باد خنده گرفتیم و با مسخره‌گی هرچه تمام‌تر برایش "امشب چه شبی‌ست" خواندیم و من یک لِکچِر ده پانزده دقیقه‌ای از واقعیتهای تلخ زندگی برایش دادم و مادرم هم مرتب صبوری و گذشت خودش را که زندگی را با چه هنری به آنجا کشانده بود به رخش میکشید که یعنی "کار هرکس نیست خرمن کوفتن" و خواهر کوچیکه با شیطنت مرتب دستمال به دستش میداد که یعنی عرقت را پاک کن و میزد روی شانه‌اش و اشاره میکرد که تو برو همان مسافرکشی‌ات را بکن برادر، و او هم یقه‌اش را با دست هی بازتر میکرد و با یک خنده‌ی هیستیرک بی‌سابقه‌ای به گلها نگاه میکرد و میگفت "اگه قبول کنن چی؟" بعد در یک سکوت عمیقی غرق میشد و ما از خنده ریسه میرفتیم... تا اینکه، عروس با آن موهای هایلایت‌دار آنچنانی‌اش و با اندام ظریفی که در یک ساتن زنگاری پیچیده بود با آن لبهای سرخ سرخش، آهسته و خرامان -روی پاشنه بلندها- چای معروف هل دارش را آورد...ا&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-385784668557883781?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/385784668557883781/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=385784668557883781&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/385784668557883781'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/385784668557883781'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='يادداشتي از يك وبلاگ -'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2211056602172979837</id><published>2010-01-01T06:44:00.000-08:00</published><updated>2010-01-01T12:31:05.822-08:00</updated><title type='text'>لطيفه هاي ملا "تونگتر جيگ  Tunterjik</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sz4Qkw7IH9I/AAAAAAAAASk/hFW5J2j5rdw/s1600-h/ramin001.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 126px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sz4Qkw7IH9I/AAAAAAAAASk/hFW5J2j5rdw/s400/ramin001.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5421789225194889170" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;جهت خواندن لطيفه هاي رامين معتمد روي عكس  يك بار كليك كنيد &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2211056602172979837?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2211056602172979837/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2211056602172979837&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2211056602172979837'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2211056602172979837'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2010/01/tunterjik.html' title='لطيفه هاي ملا &quot;تونگتر جيگ  Tunterjik'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sz4Qkw7IH9I/AAAAAAAAASk/hFW5J2j5rdw/s72-c/ramin001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5846687273438569581</id><published>2009-12-31T17:36:00.000-08:00</published><updated>2009-12-31T17:46:46.618-08:00</updated><title type='text'>تبريك تولد اعضاي سايت</title><content type='html'>سونا "(صفورا. ط ) از اعضاي سايت اولكاميز و كسي است كه براي اين وبلاگ هم مطلب فرستاده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چونكه ا يميلش با ايميل اولكاميز  كانكت است ياهو ميل اين پيغام را نوشته بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Safoura's birthday is tomorrow&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جهت تبريك دوستانه و قدرداني از زحمات قبلي اش اين پست را گذاشته ام . دلنواز مدير هردو سايت &lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://nashenas.blogfars.com/fotofiles/1/64207.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 500px; height: 357px;" src="http://nashenas.blogfars.com/fotofiles/1/64207.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5846687273438569581?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5846687273438569581/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5846687273438569581&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5846687273438569581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5846687273438569581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html' title='تبريك تولد اعضاي سايت'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-7639721858889292545</id><published>2009-12-29T05:13:00.000-08:00</published><updated>2009-12-29T05:24:57.356-08:00</updated><title type='text'>توصيه هايي براي ساديسمي شدن - گنبد : رامين معتمد</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;توصيه‌هايي براي ساديسمي شدن&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;رامين معتمد- گنبدكاووس&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;1-مرتب اشتباهات لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت را گوشزد كنين و بخندين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته‌ها و فندق‌هاي دهان‌بسته بگذارين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3-توي مهموني‌ها مرتب از بچه چهار پنج سالتون بخوايين هر چي شعر بلده بخونه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4-چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين و سريعاً از محل دور بشين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5-با يه پيتزا‌فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزافروشي روبروئيش رو كه اونطرف خيابونه بپرسين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6-پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه 5 دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل 270 درجه در جهات مختلف بچرخونين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7-هر جايي كه مي‌تونين آدامس جويده شده‌تون رو جا بذارين. (نيمكت‌هاي پارك بهتره)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8-توي كنسرتهاي بزرگ موسيقي و هنري بي‌موقع دست بزنين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9-بچه‌هاي جيغ جيغوي خودتون را به سينما ببرين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;10-وقتي دوستتون موهاي سرش رو كوتاه مي‌كنه بهش بگين كه موهاي بلند بيشتر بهش مياد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;11-كرايه تاكسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون، به صورت اسكناس دوهزاري پرداخت كنين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;12-چاقي و شكم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري كنين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;13-به چشم دوستتون خيره نگاه كنين و بگين: چشات چقدر زرد شده، حتماً زردي گرفتي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;14-تو مهموني‌ چايي‌تون رو نخورين تا سرد بشه بعد به ميزبان بگين: ببخشيد اين چايي سرده بي‌زحمت مي‌شه‌عوضش كنين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;15-توي عيدديدني بعد از خوردن ميوه‌هاي گرانقيمت و درشت به ميزبان بگين كه اين گاري‌هاي دم محل شما هم عجيب ميوه‌هاي خوبي داره.&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt; از آرشيو هفته نامه صحرا1383&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-7639721858889292545?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/7639721858889292545/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=7639721858889292545&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7639721858889292545'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7639721858889292545'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/12/blog-post_29.html' title='توصيه هايي براي ساديسمي شدن - گنبد : رامين معتمد'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8980315455355526587</id><published>2009-12-24T11:57:00.000-08:00</published><updated>2009-12-25T03:01:52.455-08:00</updated><title type='text'>aapet EIFFEL  borji Parizh da!</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://plone.scottsdalecc.edu/britishisles/images/eiffel-tower.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 768px; height: 1024px;" src="http://plone.scottsdalecc.edu/britishisles/images/eiffel-tower.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8980315455355526587?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8980315455355526587/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8980315455355526587&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8980315455355526587'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8980315455355526587'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/12/aapet-eiffel-borji-paris-da.html' title='aapet EIFFEL  borji Parizh da!'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1028738463492980468</id><published>2009-12-22T14:09:00.000-08:00</published><updated>2009-12-22T14:13:28.828-08:00</updated><title type='text'>شعر "جوان ساده" از موسي قزلجه</title><content type='html'>من انه دن دوغامدا دوغیبدیرین اونگمادیق&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یگریم باشی دونگدریپ اولالیپ اونگارمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دنگ دوشلرمینگ همه سی باغدان غنچه یولدیلار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیز بیچاره هنیزم بیر یاپراق هم یولمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سربازداقام دایزالام عجب گرچگ دیدیلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واخ یتن قیزیم بولسا گیجه برجگ دیدیلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سربازین هم قوتاردیق اوقووین هم قوتاردیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یونه ولی هنیزم یار قوجاغنا دولمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیزینگ گنامیز شی دی آزاجیق لات بولمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بوزامانینگ قیزلری سادانی حالانوق لر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گیجه گوندیز در دوکیپ یادانی حالانوق لر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چک انیم جان توسسانی قوی قارالسین دودقلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جانقیلادقین سی شه نی قوی قیزارسین یانگاقلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بلکی سانگا عوریلرچوقیرجیقلی انگکلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلما یالی یانگاق لرقورخانالی قوجاقلر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیزینگ گنامیز شی دی آزاجیق لات بولمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طویدان طویا سویره نیپ قیز دییپ یاینامادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماتوری آلیپ قاچیپ یاتیریپ آیلامادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کله ده پاپاق قوییپ آغیزدا سیگار قوییپ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاولانیپ اوینامادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یونه سن ولی اوینا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یونه سن ولی یاینا                            &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که قیزلرا گوزینگی قیرپ                    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که اللنگی بلایلا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قوی بیری دیسین ایله قوی بیری دیسین بیله&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قوی آنگالشسین آداملا قوی گلیشسین هلی له&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوران سنگکی انیم جان که قویین بولدا مه له&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که سیقیر بولدا  مولا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که ته چیندان عاشیق بول&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که یالاندان سیرقاولا                         &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیزینگ گنامیز شی دی               &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جه وی سران بولمادیق              &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بلبل بولیپ گلزاردا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گل اوستینده قونمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جاهیل لیق اوتدی اوران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واغتیندا اویانمادیق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                         موسی قزلجه۱۳۷۳&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1028738463492980468?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1028738463492980468/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1028738463492980468&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1028738463492980468'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1028738463492980468'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='شعر &quot;جوان ساده&quot; از موسي قزلجه'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-7614803547828436732</id><published>2009-11-18T08:26:00.000-08:00</published><updated>2009-11-18T08:27:44.916-08:00</updated><title type='text'>سخنان انديشمندان</title><content type='html'>افكار افراد متفكر خودبخود مي انديشد*** ارنست ديمنه&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;فكر كردن،سخت ترين كار بشر است*** انيشتين&lt;br /&gt;آن هنگام كه روحم عاشق جسمم شد و جفت گيري اين دو سر گرفت من بار ديگر متولد شدم ***جبران خليل جبران&lt;br /&gt;الماس را جز در قعر زمين نمي توان يافت و حقايق را جز در اعماق فكر نمي توان كشف كرد***ويكتور هوگو&lt;br /&gt;مردي كه فكر نو دارد مادام كه فكرش به ثمر نرسيده است آرام و قرار ندارد***مارك تواين&lt;br /&gt;فكر نو بسيار ظريف و حساس است ،با يك ريشخند كوچك مي ميرد و كنايه اي كوچك آن را بسختي مجروح ميکند.***هربرت اسپنسر&lt;br /&gt;هرگاه بتوانيم از نيروي تخيل به همان اندازه استفاده كنيم كه از نيروي بصري استفاده مي كنيم هر كاري انجام پذير است ***كارلايل&lt;br /&gt;آدم بي مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بي سرمايه است ***پاسكال&lt;br /&gt;آنقدر شكست مي‌خورم تا راه شكست دادن را بياموزم.*** پطر كبير&lt;br /&gt;پيروزي آن نيست كه هرگز زمين نخوري، آنستكه بعداز هر زمين خوردني برخيزي.***مهاتما گاندي&lt;br /&gt;انسان براي پيروزي آفريده شده است، او را ميتوان نابود كرد ولي نميتوان شكست داد. ?ماهيگير ودريا?***ارنست همينگوي&lt;br /&gt;بكوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگري.***آندره ژيد&lt;br /&gt;انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمي‌زند كه خيال مي‌كند ديگران را فريب داده است.***لارشفوكو&lt;br /&gt;اگر بت‌ها را واژگون كرده باشي كاري نكرده‌اي، وقتي واقعاْ شهامت خواهي داشت كه خوي بت‌پرستي را در درون خويش از ميان برداري.***نيچه&lt;br /&gt;فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.***تولستوي&lt;br /&gt; اجل كاينات از روي ظاهر آدمي است و اذل موجودات سگ؛ و به اتفاق خردمندان، سگ حق شناس به از آدمي ناسپاس.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-7614803547828436732?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/7614803547828436732/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=7614803547828436732&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7614803547828436732'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7614803547828436732'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/11/blog-post_18.html' title='سخنان انديشمندان'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-579475626344980620</id><published>2009-11-16T07:16:00.000-08:00</published><updated>2009-11-16T07:18:23.620-08:00</updated><title type='text'>تركمن عصر قديم</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i14.tinypic.com/2z5vzu0.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 727px; height: 722px;" src="http://i14.tinypic.com/2z5vzu0.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i13.tinypic.com/2uxxpqh.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 522px; height: 410px;" src="http://i13.tinypic.com/2uxxpqh.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-579475626344980620?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/579475626344980620/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=579475626344980620&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/579475626344980620'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/579475626344980620'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/11/blog-post_16.html' title='تركمن عصر قديم'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i14.tinypic.com/2z5vzu0_th.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8102958594609179755</id><published>2009-11-08T07:49:00.000-08:00</published><updated>2009-11-16T07:22:17.491-08:00</updated><title type='text'>لباس و پوشاك اصيل زن تركمن (تركمن صحرا ايران دهه 50 و 60-1</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SvbsuR8d6iI/AAAAAAAAAO8/b7WjLKuhJ1s/s1600-h/roflbot+(2).jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 284px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SvbsuR8d6iI/AAAAAAAAAO8/b7WjLKuhJ1s/s400/roflbot+(2).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5401765082912647714" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SvbqIqqphKI/AAAAAAAAAO0/bycVnBNSM9I/s1600-h/roflbot+(1).jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 400px; height: 292px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SvbqIqqphKI/AAAAAAAAAO0/bycVnBNSM9I/s400/roflbot+(1).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5401762237690512546" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8102958594609179755?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8102958594609179755/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8102958594609179755&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8102958594609179755'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8102958594609179755'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='لباس و پوشاك اصيل زن تركمن (تركمن صحرا ايران دهه 50 و 60-1'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SvbsuR8d6iI/AAAAAAAAAO8/b7WjLKuhJ1s/s72-c/roflbot+(2).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-4542820861730577744</id><published>2009-10-18T10:26:00.000-07:00</published><updated>2009-10-19T14:08:08.753-07:00</updated><title type='text'>طنز-افاده ها طبق طبق</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;افاده های طبق طبق.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;بعضی ها هنوز فکر میکنند که تو این مدت ۳۰ سال گذشته هیچ اتفاقی نیافتاده و دنیا همینجوری که داشته برای خودش میچرخیده یه روزی یه دفعه سر جاش وایستاده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; لعبت خانم یکی از همین آدمها‌ست که همو روزو از اتوبوس جا مونده. حالا چونکه سرکار علیه مخدره از نواده میرزا اسماعیل، پیشخدمت باشی ایوان قصر قاجار هستند که در مراسم سلام کنار تخت مرمر زانو میزده و نی قلیون دهان فتحعلی شاه میگذاشته،&lt;br /&gt; و یا پدر بزرگ ایشون ریاست اداره نظافت حیاط قصر وکیل را به عهده داشته،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; برای همین سرکارعالیه توقع دارند که هر وقت لب تر کردند همه آب دستشان هست زمین بگذارند و دست به سینه منتظر اوامر سرکار باشند.&lt;br /&gt; لعبت خانم هنوز خیال میکنند زمونه عین همون سالهایی هست که ایشون توی خانه پدریشون همیشه کلفت و نوکر داشتند و عصرها که از چُرت بعد از ظهرشون بلند میشدند، طالبی و خربزه خنک تو کاسه گل سرخی براشون قاش میکردند و از کله سحر تا آخر شب هم استکان چایی گرم تو سینی براشون آماده بوده.&lt;br /&gt; معمولا ایشون وقتی به یک چیزی احتیاج دارند و یا میخواهند جایی هم تشریف ببرند بقیه افراد فامیل را با نوکر و راننده شخصی خودشون عوضی میگیرند و بدون اینکه فکر کنند مردم هم برای خودشون هزارتا بدبختی و گرفتاری دارند، گوشی تلفن را برمیدارند و هی پشت سر هم برای این و اون دستور صادر میکنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا با این همه افاده و " این منم، نه این منم، اگر فکر کنید یک بخت برگشته‌ای میخواست به خواستگاری دختر اینها برود. اول که  باید از هفت خان رستم و صد تا چاله چوله رد میشد تا تازه جلو پاشنه در خونه اینها ‌میرسید.&lt;br /&gt; اولین شرطی که شما میتوانستید به خانه اینها راه پیدا کنید، اسم و رسم شما بود. اسم فامیل پدر شما، ویزای ورود شما بود. معمولا اینها با کسانی که ایل و تبارشان همشأن و برازنده خانواده آنها نبود، معاشرت و رفت و آمد هم نمیکردند چه برسد به اینکه بخواهند دست دختر رعنا و خوش قد و قامت خودشان را توی دست پسر اتول خان رشتی چلشته خور بگذارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; مثلا اگر پسوند اسم فامیل شما با ...سلطنه، ...سلطان، ...دوله، ...ملک، و یا ...ممالک تمام نمیشد، تا جایی که امکان داشت سعی میکردند در جاهایی نشست و برخاست داشته باشند که با اهل خانواده شما برخوردی نداشته باشند که اگر خدای نکرده روزی روزگاری تو یه کوچه و خیابونی با شما روبرو شدند، مجبور نباشند که با شما سلام و علیکی داشته باشند و احوال پدر و مادر یا عمه تان را از شما بپرسند. شرط دوم مدرک تحصیلی شما بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; اگر خواستگاری شانس میآورد و از خان اول رد میشد و دستش به چفت در منزل اینها میرسید، آقا حتما یا باید مهندس بود یا دکتر. مدرک دیپلم و فوق دیپلم و هنرستان تربیت معلم و برگه پایان خدمت را باید میبردید میگذاشتید دم کوزه آبش رو میخوردید. تازه توی اداره مالیه شروع به کار کرده و یا با رفیقش شریک شده یک مغازه ای باز کرده و آینده روشنی دارد هم بُزک نمیر بهار میاد، کُمبوزه با خیار میاد بود. وگرنه یک بهانه میآوردند و شما را یک جوری دست به سر میکردند.&lt;br /&gt; مثلا میگفتند خواهر بزرگتر تهمینه جون هنوز شوهر نکرده، توی فامیل ما هم رسم هست که دختر بزرگتر باید زودتر بره.&lt;br /&gt; یا تهمینه جون تا مدرک لیسانس خودشو نگیره فعلا تصمیم به ازدواج نداره. و یا اصلا همون اول آب پاکی روی دستتان میریختند و خیالتان را راحت میکردند و میگفتند: استخاره کردیم، راه نداده. خیلی هم که میخواستند احترام چهار تا آدم ریش سفیدی که جلو انداخته بودید و با خودتان برده بودید را بگذارند، جوابتان میدادند که فعلا عزا دار شوهر دخترعمه‌اش هستیم و امسال نمیتونیم عقد بگیریم، باید یک سال صبر کنید. شما هم اگه پوستون کلفت بود و عین پشه رو دست چکنه سمج بودید و از رو نمیرفتید و میگفتید اشکالی نداره صبر میکنیم، یک سال بعد که برمیگشتید میدید تهمینه خانم به سلامتی یک پسر کاکل زری توی بغلش گرفته و دومی هم تو راه داره لگد میزنه و میاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شوهر دختر بزرگ لعبت خانم مهندس بود. ولی اهل دود و دم هم بود. توی هر مجلسی یک دفعه بیخبر برای یک نیم ساعتی غیبش میزد. وقتی هم که برمیگشت میرفت یک گوشه خلوتی تنها برای خودش مینشست و یک سیگاری روشن میکرد و چُرت میزد. بعد هم میگفتند آقای مهندس از صبح کله سحر که بلند میشود یک پایش توی شرکت هست و یک پایش سر ساختمون دارد با پیمانکار و بنا سر و کله میزند. برای همین طفلکی شب که خونه میرسد، خسته و کوفته هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; داماد دختر وسطی ایشون دکتر بود. این یکی هم مثل آفتابه مچد وکیل که همیشه زنجیلش به گردنش آویزون بود، خمره عرقی‌اش را هر جا که میرفت با خودش میبرد. ولی لعبت خانم به این چیزها اصلا اعتنایی نمیکرد. دکتر و مهندس بودن دامادهایش برایش بیشتر از این حرفها اهمیت داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما آخرش نفهمیدیم شوهر تهمینه جون چه کاره بود. این یکی با اینکه هیچ پُخی هم نبود ولی خدا براش تیلیت کرده بود. ایشون نه از خانواده درست و حسابی بود نه مدرک و مقامی داشت، ولی خوشگل و بلند بالا و خوش چش و ابرو بود. زیر ابروهایش را هم برمیداشت. میگفتند سر و گوشش هم میجنبید. عین کفتر دو برجه هر روز یه جایی بود. در ضمن تو دروغ گفتن و خالی بندی و حرفوی صد تو یه غاز زدن، دست حیدر ملنگ را از پشت بسته بود. هی نشسته بود از خودش حرف درمیاوُرد. ولی هر چه بود همینکه با کلک و دغل بازی خودش را دو دستی انداخته بود رو مال و اموال لعبت خانم، ما هر وقت او را میدیدیم توی دلمون به او ای ول و ماشاالله میگفتیم.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع : وبلاگ روياهاي گمشده&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-4542820861730577744?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/4542820861730577744/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=4542820861730577744&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4542820861730577744'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4542820861730577744'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_4178.html' title='طنز-افاده ها طبق طبق'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8029838375061960192</id><published>2009-10-18T09:52:00.000-07:00</published><updated>2009-11-08T10:00:43.461-08:00</updated><title type='text'>بهترين اختلاف سني براي ازدواج</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bluemilk.files.wordpress.com/2008/01/bride-and-groom.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 471px; height: 324px;" src="http://bluemilk.files.wordpress.com/2008/01/bride-and-groom.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پانزده سال بهترين اختلاف سني براي ازدواج   &lt;br /&gt;خبرگزاري آريا: پانزده سال اختلاف سني ميان زوجين بهترين اختلاف سني براي ازدواج است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش  شبکه تلويزيوني فاکس نيوز، نتايج تحقيقات انجام شده در آمريکا نشان مي دهد زوجهايي که اختلاف سني آنها پانزده تا بيست سال باشد در بهترين شرايط براي فرزنددار شدن قرار دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اين اوصاف اگر مردان با زنان بسيار جوانتر از خودشان ازدواج کنند فرزندان بهتر و بيشتري خواهند داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زنان نيز اين روزها به ازدواج با مردان مسن تر اما ثروتمند تر گرايش پيدا کرده اند.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.........................................----------------____________________________&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اختلاف سنی در ازدواج&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سئوالات زیادی در موردبالاتر بودن سن دختر نسبت به سن پسر در ازدواج مطرح شده است که ملاحظاتی راجع به  تفاوت سنی  دختر و پسر در ازدواج ، اشاره می کنیم:&lt;br /&gt;                                                                           ۱  ۱ – بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا ۱ الی ۵ سال). این به خاطر اینست که مدت باروری در خانمها محدود بوده و در آقایان نامحدود است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اینکه قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که  آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر  بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست که در بندهای بعدی توضیح داده می شود.&lt;br /&gt;                                                                            ۲  ۲ – انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر متعدد است.&lt;br /&gt; وقتی شما اقدام به انتخاب همسر می کنید باید ۲ مسئله کلی و اساسی را در نظر بگیرید:&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;الف) همسر انتخابی شما می بایست تمام معیارهای اساسی و مهم مورد نظر شما را که لازمه یک زندگی توام با خوشبختی هست را دارا باشد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بدان معنا نیست که در تمام این پارامترها و معیارها صد درصد و کامل باشد ، بلکه به این معناست که حداقل نمره قبولی را داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) فرد مورد نظر شما در کل ، باید معدل قابل قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه وقتی نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب را از نظر شما داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خلاصه: در تک تک معیارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلی همه معیارها، میانگین مطلوب شما را کسب کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگرچه ممکن است فرد در یک معیار نمره عالی نداشته باشد و نقطه ضعف وی باشد. مثلا دختری که ۲ سال از پسری بزرگتر است ، اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، در نتیجه معدل خوبی جهت ازدواج دارد.&lt;br /&gt; در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. لیکن اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ۱۵ سال از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی دارد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در اینگونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گویئم).&lt;br /&gt;                                                                           ۳  ۳ – اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها ، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. مثلا ازدواج دختر ۱۶ ساله ای را با پسر ۳۰ ساله در نظر بگیرید.&lt;br /&gt;در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و …. هست ، آن آقا کار و تفکر و  مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است.&lt;br /&gt;                                                                           ۴  ۴ – نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی  نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است ۳ سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط  و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;                                                                             ۵  ۵ – نحوه تفکر پسر  و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالایش نسبت می دهد. که این از آسیب پذیریهای چنین ازدواجهایی هست.&lt;br /&gt;                                                                            ۶  ۶ – نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در این زمینه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گیریهای خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختری به شدت تحت نفوذ والدین خودش هست. معمولا نمی تواند خارج از نظر آنها ، دست به چنین ازدواجی بزند.&lt;br /&gt;منبع : سايت پزشكان ايران&lt;br /&gt;---&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8029838375061960192?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8029838375061960192/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8029838375061960192&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8029838375061960192'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8029838375061960192'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_18.html' title='بهترين اختلاف سني براي ازدواج'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5248558338560875550</id><published>2009-10-13T16:33:00.000-07:00</published><updated>2009-10-13T16:36:28.598-07:00</updated><title type='text'>چوپان ,گوسفند -ماشين وتلاقي اين دو در كمربندي محله دليجه آق قلا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://img340.imageshack.us/img340/5609/roflbot4ydm.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 600px; height: 450px;" src="http://img340.imageshack.us/img340/5609/roflbot4ydm.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5248558338560875550?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5248558338560875550/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5248558338560875550&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5248558338560875550'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5248558338560875550'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_5322.html' title='چوپان ,گوسفند -ماشين وتلاقي اين دو در كمربندي محله دليجه آق قلا'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5596355539335511056</id><published>2009-10-12T05:30:00.000-07:00</published><updated>2009-11-19T07:33:08.285-08:00</updated><title type='text'>به ياد چاپلين -تهيه وتنظيم  : " سونا " كاربر سايت اولكاميز</title><content type='html'>در تاريخ ۱۳۸۸/۷/۲۰ ۱۴:۵۲:۵۴ )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To fall in love&lt;br /&gt;عاشق شدن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To laugh until it hurts your stomach&lt;br /&gt;آنقدر بخندی که دلت درد بگیره &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To find mails by the thousands when you return from a vacation.&lt;br /&gt;بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To go for a vacation to some pretty place.&lt;br /&gt;برای مسافرت به یک جای خوشگل بری &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To listen to your favorite song in the radio.&lt;br /&gt;به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To go to bed and to listen while it rains outside.&lt;br /&gt;به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To leave the Shower and find that the towel is warm&lt;br /&gt;از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To clear your last exam.&lt;br /&gt;آخرین امتحانت رو پاس کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.&lt;br /&gt;کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To find money in a pant that you haven't used since last year.&lt;br /&gt;توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To laugh at yourself looking at mirror, making faces. &lt;br /&gt;برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Calls at midnight that last for hours.&lt;br /&gt;تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To laugh without a reason.&lt;br /&gt;بدون دلیل بخندی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To accidentally hear somebody say something good about you.&lt;br /&gt;بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.&lt;br /&gt;از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To hear a song that makes you remember a special person.&lt;br /&gt;آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To be part of a team.&lt;br /&gt;عضو یک تیم باشی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To watch the sunset from the hill top.&lt;br /&gt;از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To make new friends.&lt;br /&gt;دوستای جدید پیدا کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.&lt;br /&gt;وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To pass time with your best friends.&lt;br /&gt;لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To see people that you like, feeling happy&lt;br /&gt;کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;See an old friend again and to feel that the things have not changed.&lt;br /&gt;یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To take an evening walk along the beach.&lt;br /&gt;عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;To have somebody tell you that he/she loves you.&lt;br /&gt;یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......&lt;br /&gt;یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;These are the best moments of life....&lt;br /&gt;اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Let us learn to cherish them.&lt;br /&gt;قدرشون روبدونیم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي&lt;br /&gt;زندگی 100 دلیل برای گریه كردن&lt;br /&gt;به تو نشان میده&lt;br /&gt;تو 1000 دلیل برای خندیدن          &lt;br /&gt;به اون نشون بده.&lt;br /&gt;)چارلی‌ چاپلین(&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5596355539335511056?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5596355539335511056/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5596355539335511056&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5596355539335511056'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5596355539335511056'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_12.html' title='به ياد چاپلين -تهيه وتنظيم  : &quot; سونا &quot; كاربر سايت اولكاميز'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5238910059531843417</id><published>2009-10-09T08:04:00.000-07:00</published><updated>2009-10-11T07:53:16.983-07:00</updated><title type='text'>ساز "ديليم قرق "آهنگ دوتار ,روايت يك تراژدي خانوادگي</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;عثمان دلنواز :&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اين يكي از ساز هايي است كه وقتي در نوجواني قصه آن را شنيدم , سخت متاثر شده بودم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و جز تراژدي نمي توان اسم ديگري روي آن گذاشت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته من مختصر ومفيد اين روايت را به نگارش در اوردم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پسر جوان در يك روستا و اوبه زندگي مي كرد پدر را سالها ست كه از دست داده و دو نفري با مادرش  روز گار ميگذراند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرخش روزگار كه فقر و يتيمي را پيش كش وي كرده بود ولي در ذهن اين جوان و در دستانش نواختن دوتار را هديه داده بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او خواندن را هم مي توانست همراه دوتار انجام بدهد و شهرت و اوازه او از اوبه اش هم فراتر رفت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادر ,  براي او آستين بالا مي زند و گلين (عروسي )سفيد روي  را بعد از جشن مختصري همراه و شريك زندگي فرزندش قرار مي دهد .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در كنار خانه قديمي ,  آق اوي  (كه تقريبا"مانند آلاچيق است )برپا مي نمايند مخصوص  عروس و&lt;br /&gt;  پسرش .پسر باخشي اغلب  جهت اجراي ترانه ها و نواختن دوتار براي مجلس هاي جشن عروسي مردم&lt;br /&gt;به&lt;br /&gt;اوبه هاي دور و نزديك مي رود و بعضي شب ها نيز در همان اوبه صاحب جشنها مي ماند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عروس چون فكر مي كند مادر شوهرش  راحت خواهد بود آن شب ها در همسايگي  اين مادر ولي در آق اوي خودش مي خوابد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حتي يكبار مادر پسر از گلين پرسيد كه سختش نيست ؟ و اگر مي ترسد بگويد , كه عروس با ادب جواب داد" مزاحم شما نمي شوم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ثاني فاصله اي بين خانه قديم و خانه ما نيست  و اگر اتفاقي افتاد شما را صدا مي زنم"  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي دونفر از پير زنان فضول اوبه هم دفعاتي كنايه هايي به مادر باخشي  زده بودند كه &lt;br /&gt;گلين تو عجب بي خيال است ...ومانع از رفتن شوهرش به اوبه هاي دور و غيبت هاي طولاني  نمي شود  . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي مادر باخشي و سازنده روستا(سازنده در تركمني كسيكه ساز مي زند ) در دل گفته بود كه پسرم فرزند ايل است و روزگارش نيز از همين باخشي گري مي گذرد اگر نرود چكار كند ؟ .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته پسرش در ايامي كه برنامه  جشني دعوت نبود كاملا" در خانه و با مادر و همسرش بود &lt;br /&gt;كه در يكي از اين روزها گاو و گوساله مادرش در صحراي دراندشت گم مي شود و بعد از چرا به خانه باز نمي گردد &lt;br /&gt;مادر كه از شير حيوان هم ميخورد و پول شيرهايي كه مي فروخت هم دستش را مي گرفت هراسان پيش پسرش مي آيد و خبر را مي دهد . باخشي جوان سوار مركبش كه قاطري بيش نبود  مي شود و ميگويد مادر من پس براي پيدا كردن شان بايد بروم........ ادامه دارد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5238910059531843417?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5238910059531843417/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5238910059531843417&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5238910059531843417'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5238910059531843417'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_3829.html' title='ساز &quot;ديليم قرق &quot;آهنگ دوتار ,روايت يك تراژدي خانوادگي'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-3733646520937008701</id><published>2009-10-09T01:24:00.000-07:00</published><updated>2009-10-09T01:33:40.445-07:00</updated><title type='text'>نقشه شهر تهران</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;با كليك بر  روي لينك زير در محيط اينترنت تـهرانگردي كنيد &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.parset.com/Know/Tehran/"&gt;http://www.parset.com/Know/Tehran/&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-3733646520937008701?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/3733646520937008701/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=3733646520937008701&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3733646520937008701'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3733646520937008701'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post_09.html' title='نقشه شهر تهران'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8786439855998580307</id><published>2009-10-05T14:09:00.000-07:00</published><updated>2009-10-12T21:32:45.073-07:00</updated><title type='text'>دوازده تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد  !</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SsphaH66SxI/AAAAAAAAAN0/tP2Cd7rrFS8/s1600-h/kart+postal001.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 295px; height: 400px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SsphaH66SxI/AAAAAAAAAN0/tP2Cd7rrFS8/s400/kart+postal001.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5389227005532850962" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دوازده تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنیم. بیشتر افراد جذب زیبایی هایی ظاهری شده و به سرعت گول می خورند. شاید وقت و هزینه های گزافی را صرف خانم هایی کنید که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند&lt;br /&gt;اما آیا از اشتباهات خود درس می گیرید؟ نه، هر بار به خود قول می دهیم که متفاوت عمل کنیم. تصور می کنیم که اگر سخت تلاش کنیم و از انجام برخی کارها خودداری نماییم، نتیجه تغییر خواهد کرد. خوب اگر شما همچنان همان تیپ های همیشگی را انتخاب کنید، هیچ چیز تغییر نمی کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد. باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 1- خانم های فمینیست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که تغيير جنسيت دهد . آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها فقط به لذت جنسي فكر مي كنند ." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;2- خانم های پولکی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند كه اعضاء وجوارح انها  از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 3- خانم های رمانتیک&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;!&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 4- خانم های بدگمان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 5- خانم های عصبانی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;6- خانم های نامطمئن&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 7- خانم های هوسران &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های  هوسران به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 8- خانم های منم منم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;مثل خانم هوسران ، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 9- خانم های نا امید&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;!&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 10- خانم های دمدمی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight:bold;"&gt;11- خانم آزار دهنده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و خود  را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; 12- خانم قدرت طلب &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را ازهمه چيز  محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت. ما به شما اخطار دادیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;!&lt;br /&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ &lt;br /&gt;اینها بدترین نمونه ها بودند.&lt;span style="font-weight:bold;"&gt; مطمئنا خانم های خوبی هم هستند که تنها قسمت کمی از این بدی ها را دارا هستند و يا هيچيك از خصايص بد را ندارند و باصفا و صميمي هستند .&lt;/span&gt; اما بهتر است که همیشه مراقب خانم هایی که در لیست بالا به شما معرفی کردیم باشید. حالا که از خصوصیات آنها آگاهی لازم را پیدا کردید، اگر با آنها ارتباط برقرار کردید، تنها کسی که باید سرزنش شود، شخص شماست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;.........................نويسنده : متين ...............&lt;br /&gt;منبع اين مطلب وبلاگ : متين - اورتگا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;__________________نظر يا اعتراض وارده به اين پست:___________________________________&lt;br /&gt;10/06/2009 2:11 AM  &lt;br /&gt;sona said...&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;همه اینا خصلت هاییه که در مورد مردها هم صدق میکنه!به جز فمینیست بودن&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8786439855998580307?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8786439855998580307/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8786439855998580307&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8786439855998580307'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8786439855998580307'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='دوازده تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد  !'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SsphaH66SxI/AAAAAAAAAN0/tP2Cd7rrFS8/s72-c/kart+postal001.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6382941252620118179</id><published>2009-10-05T13:35:00.000-07:00</published><updated>2009-10-13T14:57:04.736-07:00</updated><title type='text'>جوان تركمن /Turkmen yegit</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://img340.imageshack.us/img340/7381/roflbotdgtv.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 246px; height: 600px;" src="http://img340.imageshack.us/img340/7381/roflbotdgtv.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6382941252620118179?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6382941252620118179/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6382941252620118179&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6382941252620118179'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6382941252620118179'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/10/turkmen-yegit.html' title='جوان تركمن /Turkmen yegit'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6989639005344375314</id><published>2009-09-28T09:37:00.000-07:00</published><updated>2009-09-28T09:55:37.203-07:00</updated><title type='text'>بيشتر اهنگهاي دوتار (توركمن ساز لاري )داستاني واقعي دارند</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;براي اولين قسمت از اهنگ و ساز " آت چاپار "شروع مي كنيم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;ترجمه‌ از: عبدالحكيم‌ مختومي‌&lt;br /&gt; منبع : ياپراق&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt; آي‌دوغدي‌ آقا سرظهر به‌ خانه‌اش‌ برگشت‌ و ديد كه‌ چند مهمان‌ انتظارش‌ را مي‌كشند. با آنها سلام‌ و احوالپرسي‌ كرد و قوري‌ چاي‌ سبز دم‌ كشيده‌ جلوي‌ آنها گذاشت‌ و يكي‌ را هم‌ به‌ پيش‌ خودش‌ كشيد. ميهمان‌ سكوت‌ را شكست‌:&lt;br /&gt; ـ  خسته‌ نباشيد، آي‌ دوغدي‌ آقا&lt;br /&gt; ـ زنده‌ باشيد فرزندانم‌. البته‌ كشاورزي‌ امسال‌ زياد هم‌ خستگي‌ ندارد. خوب‌ جوانها كاري‌ اگر داريد بفرماييد&lt;br /&gt; ـ آي‌دوغدي‌ آقا، ما از «قاضي‌ اوي‌»1 مي‌آييم‌. مي‌خواهيم‌ زندگي‌ برادر كوچكمان‌ را سروساماني‌ بدهيم‌. «بخشي‌»2 مي‌خواستيم‌ براي‌ عروسي‌اش‌. صحت‌ چوپان‌ كه‌ بگوييد، اهالي‌ آن‌ اطراف‌ ما را مي‌شناسند.&lt;br /&gt; ـ پس‌ خبر خوش‌ آمده‌ايد بگوييد اله‌بردي‌جان‌ را مي‌خواهيد نه‌ من‌ را بسيار خوب‌. ان‌ شاءا... معطل‌ نمي‌كند و حتما مي‌آيد.&lt;br /&gt; آن‌ روز گذشت‌ و سه‌ روز بعد، اله‌بردي‌ به‌ خانه‌ برگشت‌. آي‌دوغدي‌ آقا از لحن‌ سلام‌ دادنش‌ فهميد كه‌ چه‌ اندازه‌ خسته‌ است‌. اما پيغام‌ مهمانان‌ روستاي‌ «قاضي‌ اوي‌» را پيش‌ از هر چيزي‌ به‌ او رسانيد. اله‌بردي‌ كفشهايش‌ را نكنده‌ روي‌ زيرانداز دراز كشيد. بعد هم‌ نفسي‌ عميق‌ كشيد و گفت‌:&lt;br /&gt; ـ پدرجان‌ عروسي‌ جاي‌ خود دارد، دروي‌ محصول‌ را كي‌ شروع‌ كنيم‌؟ من‌ كه‌ روزها در خانه‌ نيستم‌ و نمي‌توانم‌ كمكتان‌ كنم‌.&lt;br /&gt; ـ تو غصه‌ي‌ آن‌ را نخور پسرم‌ بخشي‌ فرزند مردم‌ است‌. وقتي‌ به‌ درد مردم‌ بخوري‌، مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ پدرت‌ كمك‌ كرده‌اي‌&lt;br /&gt; اله‌بردي‌ در سكوت‌ سقف‌ خانه‌ را مي‌نگريست‌. آي‌دوغدي‌ آقا ادامه‌ داد:&lt;br /&gt; ـ پسرجان‌ پدر و مادرت‌ خودشان‌ از عهده‌ي‌ كارشان‌ بر مي‌آيند. تو برو، چون‌ وقتي‌ تو هم‌ سروسامان‌ گرفتي‌ و عروس‌ به‌ خانه‌ آوردي‌، شايد مشكل‌ باشد و نتواني‌ اينجا و آنجا بروي‌.&lt;br /&gt; - اين‌ هم‌ حرفي‌ است‌. نمي‌توانم‌ هر جا كه‌ مي‌روم‌ او را هم‌ با خود ببرم‌. راستي‌ آن‌ موقع‌ چه‌ بايد كرد؟&lt;br /&gt; ـ پسرم‌ مثالي‌ برايت‌ مي‌آورم‌: «در روستايي‌ دور، دختري‌ زندگي‌ مي‌كرده‌ كه‌ عاشق‌ ساز و آواز بوده‌ است‌. روزها مي‌گذرد و سرانجام‌ پدر و مادرش‌ او را به‌ يك‌ بخشي‌ جوان‌ مي‌دهند. روزي‌ عروس‌ به‌ خانه‌ي‌ پدرش‌ مي‌آيد. همسايه‌ها دورش‌ جمع‌ مي‌شوند و احوالش‌ را مي‌پرسند. بالاخره‌ از حال‌ و روزگار داماد سؤال‌ مي‌كنند. عروس‌ كه‌ از شوهربخشي‌اش‌ دل‌ پري‌ داشته‌، مي‌گويد: «نمك‌ به‌ زخمم‌ نپاشيد اگر قرار باشد دوباره‌ شوهر كنم‌، نه‌ تنها با يك‌ بخشي‌ ازدواج‌ نمي‌كنم‌; بلكه‌ عروس‌ كسي‌ هم‌ نمي‌شوم‌ كه‌ در روستايش‌ يك‌ بخشي‌ زندگي‌ مي‌كند». فرزندم‌ مي‌خواهم‌ همين‌ مشكل‌ را با تو در ميان‌ بگذارم‌، اگر عروسمان‌ از اين‌ عروس‌ها باشد...&lt;br /&gt; اله‌بردي‌ خنده‌اش‌ را خورد و با جديت‌ گفت‌:&lt;br /&gt; ـ پدرجان‌ ما از آن‌ دخترها نمي‌گيريم‌. همه‌ كه‌ مثل‌ هم‌ نيستند...&lt;br /&gt;ت* ت&lt;br /&gt; «اله‌بردي‌ بخشي‌» روز چهارم‌ موقع‌ غروب‌ به‌ روستاي‌ قاضي‌ اويي‌ رسيد. صحت‌ چوپان‌ او را به‌ گرمي‌ پذيرفت‌ و شترش‌ را در جايي‌ بست‌. به‌ گرمي‌ با او احوالپرسي‌ كرد:&lt;br /&gt; ـ بخشي‌ با اسمت‌ آشنا هستم‌. آفرين‌ بر تو خواسته‌ي‌ ما را به‌ جا آوردي‌. ان‌ شاءا... صحيح‌ و سالم‌ كه‌ رسيده‌ايد؟ مردم‌ «آخال‌»3 چطورند؟&lt;br /&gt; ـ همه‌ به‌ شما سلام‌ رساندند.&lt;br /&gt; ـ از همه‌شان‌ ممنونم‌. زنده‌ باشند.&lt;br /&gt; هنوز تعارفات‌ صحت‌ چوپان‌ تمام‌ نشده‌ بود و به‌ داخل‌ خانه‌ نرفته‌ بودند كه‌ چشمان‌ بخشي‌ به‌ شعله‌هاي‌ آتشي‌ كه‌ از دور ديده‌ مي‌شد، افتاد. بخشي‌ به‌ اطرافيان‌ رو كرد:&lt;br /&gt; ـ ببخشيد آن‌ شعله‌هاي‌ آش‌ از قبل‌ هم‌ بود؟ يا...&lt;br /&gt; در همين‌ لحظه‌ صداي‌ هراسيده‌ي‌ جارچي‌ها در اطراف‌ پيچيد: «آهاي‌ مردم‌ هر كس‌ اسب‌ دارد، سوار اسبش‌ شود و آماده‌ باشد. ياغي‌هاحمله‌ كردند...[اين ياغي با ياغي زبان فارسي فرق دارد ياغي در تركمني بيشتر دشمني كه در حال حمله است را ميگويند-ع دلنواز]...  حمله‌ كردند آهاي‌&lt;br /&gt; همه‌ سوار بر اسب‌ آماده‌ي‌ جنگ‌ شدند. بخشي‌ هم‌ بدون‌ هيچ‌ سلاحي‌ سوار بر شترش‌ شد و با آنها همراه‌ شد. نمي‌دانست‌ چه‌ كار كند. به‌ اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ مي‌رفت‌ و حيران‌ بود. با خودش‌ گفت‌:&lt;br /&gt; ـ چه‌ كاري‌ از دستم‌ بر مي‌آيد؟ توي‌ اين‌ اوضاع‌ چه‌ كسي‌ مرا مي‌شناسد؟ هيچكس‌. شايد بتوانم‌ سردسته‌ي‌ ياغي‌ها را پيدا كنم‌. اگر پيدايش‌ كنم‌ با او صحبت‌ مي‌كنم‌. مي‌گويم‌ من‌ سلاح‌ ندارم‌; اهل‌ جنگ‌ نيستم‌. مردم‌ بي‌گناهند. چرا مي‌كشيد؟&lt;br /&gt; از شترش‌ سر خورد. دوتارش‌ را به‌ دست‌ گرفت‌ و درميان‌ تاريكي‌ ناپديد شد. از بين‌ «چتي‌ها» و «سازاق‌ها»4 گذشت‌ و آرام‌ طرف‌ ياغي‌ها رفت‌. به‌ چادر سردسته‌ي‌ آنها نزديك‌ شد. همين‌ كه‌ خواست‌ داخل‌ شود نگهبانها او را گرفتند. او را كشان‌ كشان‌ طرف‌ سردسته‌ بردند. سردسته‌ تا او را با آن‌ هيبت‌ ديد، ابروهايش‌ را در هم‌ كشيد:&lt;br /&gt; - اين‌ ديگر كيست‌؟ از كجا پيدايش‌ كرديد؟&lt;br /&gt; - خودش‌ آمد&lt;br /&gt; - كي‌ هستي‌؟ حرف‌ بزن‌؟&lt;br /&gt; - من‌ بخشي‌ هستم‌.&lt;br /&gt; - بخشي‌ چه‌ كساني‌؟&lt;br /&gt; - بخشي‌ تركمن‌ هستم‌.&lt;br /&gt; - من‌ هم‌ تركمنم‌; ولي‌ بخشي‌هايي‌ مثل‌ تو بدردم‌ نمي‌خورند. بگو ببينم‌، براي‌ چه‌ آمدي‌؟&lt;br /&gt; - من‌ آمدم‌ تا خواهش‌ كنم‌ خون‌ بي‌گناهان‌ را نريزيد.&lt;br /&gt; - كدام‌ بي‌گناهان‌؟ من‌ كه‌ به‌ ميل‌ خودم‌ خون‌ نمي‌ريزم‌. ما افراد خان‌ هستيم‌. فقط دستور خان‌ را اجرا مي‌كنيم‌. اگر از جانت‌ سير نشده‌اي‌ دوتارت‌ را بگير و تا وقت‌ داري‌ از اينجا دور شو&lt;br /&gt; بخشي‌ را كشان‌ كشان‌ از چادر بيرون‌ بردند و در دل‌ شب‌، هول‌ دادند و رفتند. او در حالي‌ كه‌ دوتارش‌ را بغل‌ كرده‌ بود به‌ زمين‌ افتاد. به‌ زمين‌ چنگ‌ زد. نمي‌دانست‌ در آن‌ تاريكي‌ مطلق‌ چه‌ كند. آرام‌ آرام‌ به‌ جايي‌ كه‌ شترش‌ را رها كرده‌ بود آمد. شتر همان‌ جا مشغول‌ خوردن‌ برگهاي‌ «چتي‌» بود. سوار شد و به‌ طرف‌ محل‌ زد و خورد حركت‌ كرد. در آن‌ تاريكي‌ معلوم‌ نبود چه‌ كسي‌ با چه‌ كسي‌ مي‌جنگد. نمي‌شد در ميان‌ ان‌ همه‌ سروصدا با كسي‌ صحبت‌ كرد. بخشي‌ مي‌خواست‌ فرياد بزند: «آهاي‌ ياغي‌ها جنگ‌ را بس‌ كنيد. خوب‌ فكر كنيد با چه‌ كسي‌ داريد مي‌جنگيد؟». اما مي‌دانست‌ هر قدر هم‌ فرياد بزند، نمي‌تواند آن‌ غوغا را بخواباند. به‌ ناچار در جايي‌ ساكت‌ و آرام‌ مشغول‌ تماشاي‌ جنگ‌ شد. در همان‌ موقع‌ كسي‌ آمد و افسار شترش‌ را گرفت‌ و به‌ طرف‌ جلو كشيد. بخشي‌ ترسيد و خود را روي‌ ماسه‌ها انداخت‌. خوب‌ كه‌ دقت‌ كرد صحت‌ چوپان‌ را ديد. او را در آغوش‌ گرفت‌ و پرسيد:&lt;br /&gt; - تو چطور در اين‌ شلوغي‌ مرا شناختي‌؟&lt;br /&gt; - همه‌ از كوچك‌ و بزرگ‌ سلاح‌ به‌ دست‌ دارند. هر كسي‌ براي‌ نجات‌ خودش‌ تلاش‌ مي‌كند. تنها تويي‌ كه‌ يكجا ايستاده‌اي‌ و زل‌ زده‌اي‌ مگر مي‌شود وقت‌ جنگ‌ اين‌ طور ايستاد؟ همراهم‌ بيا. ياغي‌ها را فراري‌ مي‌دهيم‌. حالا ديگر آنها شروع‌ به‌ عقب‌نشيني‌ كرده‌اند. تمام‌ فكرم‌ تو بودي‌. اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ زدم‌، پيدايت‌ نكردم‌. با خودم‌ گفتم‌ نكند چيزيت‌ شده‌ باشد. خيلي‌ ترسيدم‌. آخر تو مهمان‌ من‌ هستي‌...&lt;br /&gt; آن‌ شب‌، هر طور كه‌ بود، جنگ‌ با رشادت‌ مردم‌، پايان‌ يافت‌ و ياغي‌ها پراكنده‌ شدند. صبح‌ زود مردم‌ روستا كشته‌شدگان‌ را به‌ خاك‌ سپردند.&lt;br /&gt; فرداي‌ آن‌ شب‌، صحت‌ چوپان‌ به‌ جاي‌ آلاچيق‌هاي‌ جشن‌ عروسي‌، سايمن‌5هاي‌ عزا برپا كرد و در موقع‌ روانه‌ كردن‌ بخشي‌ به‌ او گفت‌:&lt;br /&gt; - سفر بخير بخشي‌ اگر خدا قسمت‌ كند دوباره‌ عروسي‌ راه‌ مي‌اندازيم‌.&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt; وقت‌ نماز عشاء بود كه‌ «جوما چوپان‌» با شنيدن‌ صداي‌ پارس‌ سگها چاكمن‌6 را روي‌ دوشش‌ انداخت‌ و بيرون‌ آمد. بخشي‌ را ديد كه‌ برگشته‌ است‌:&lt;br /&gt; - چي‌ شده‌ بخشي‌ ان‌ شاءا... خير است‌؟&lt;br /&gt; - جوما آقا، حالتان‌ چطور است‌؟ دامها امن‌ و امانند يا نه‌؟&lt;br /&gt; - خدا را شكر حالا بيا خانه‌ و خستگي‌ در كن‌. ببينم‌ چي‌ شده‌؟ صدايت‌ طوري‌ ديگر شده‌ است‌&lt;br /&gt; - جوما آقا هم‌ صدايم‌ طوري‌ شده‌ و هم‌ صورتم‌ فعلا بهتر است‌ يك‌ قوري‌ چايي‌ به‌ من‌ بدهي‌ تا خستگي‌ در كنم‌. بعد ماجرا را تعريف‌ مي‌كنم‌.&lt;br /&gt; - اي‌ بابا يك‌ قوري‌ چاي‌ كه‌ گفتن‌ ندارد&lt;br /&gt; - جوما آقا من‌ چيزي‌ مي‌گويم‌ و تو چيزي‌ مي‌شنوي‌...&lt;br /&gt; بخشي‌ در حالي‌ كه‌ قوري‌ چاي‌ جلويش‌ بود هر چه‌ ديده‌ بود براي‌ جوما آقا تعريف‌ كرد و گفت‌: «آنچه‌ را كه‌ ديده‌ام‌ اگر با زبان‌ دوتار بيان‌ نكنم‌، با حسرت‌ خواهم‌ مرد. هنوز هم‌ دلم‌ مي‌لرزد».&lt;br /&gt; دوتار بخشي‌ شروع‌ به‌ زاري‌ كرد. جوما چوپان‌ هر از گاهي‌ سرش‌ را با تأسف‌ تكان‌ مي‌داد و لبش‌ را مي‌گزيد و مي‌گفت‌: «عجب‌... عجب‌... پس‌ اينطور... الهي‌ ريشه‌ي‌ ظلم‌ و جور بسوزد».&lt;br /&gt; صداي‌ غمگين‌ دوتار بخشي‌ در صحرا پيچيد. بخشي‌ با سازي‌ كه‌ مي‌نواخت‌ از غم‌ و غصه‌اش‌ مي‌كاست‌. او نفس‌ راحتي‌ كشيد و با صداي‌لرزاني‌ گفت‌:&lt;br /&gt; - جوما آقا شما اولين‌ كسي‌ هستيد كه‌ اين‌ «مقام‌»7 را مي‌شنوي‌. اين‌ مقام‌ را به‌ آن‌ جوانان‌ كشته‌ شده‌، هديه‌ مي‌كنم‌ و اسمش‌ را «آت‌ چاپار» مي‌گذارم‌.&lt;br /&gt;  و چند بار ديگر نيز اين‌ ساز را نواخت‌.&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt; «آت‌ چاپار8» سازي‌ غم‌انگيز و پرماجراست‌ و به‌ همين‌ خاطر بخشي‌ها شعرهاي‌  «آغلارين‌مي‌گريم‌» را از داستان‌ «حويرلوقغا همرا»9 و «يار سندن‌يار از تو» را از «ذليلي‌»10 با اين‌ ساز مي‌خوانند.&lt;br /&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;زيرنويس‌ها:&lt;br /&gt; -1 نام‌ منطقه‌اي‌ است‌.&lt;br /&gt; -2 خواننده‌ تركمن‌.&lt;br /&gt; -3 نام‌ منطقه‌اي‌ است‌.&lt;br /&gt; -4 «چتي‌» و «سازاق‌» نام‌ دو گياه‌ به‌ زبان‌ تركمني‌ است‌.&lt;br /&gt; -5 سايمن‌: چادر عزا.&lt;br /&gt; -6 چاكمن‌: باراني‌; پوشش‌ زمستاني‌.&lt;br /&gt; -7 مقام‌ (موس'.): پرده‌ي‌ موسيقي‌، نوا.&lt;br /&gt; -8 آت‌ چاپار به‌ معناي‌ «اسب‌ مي‌تازد» است‌.&lt;br /&gt; -9  حويرلوقغا همرا: نام‌ داستاني‌ تركمني‌ است‌ كه‌ از زبان‌ بخشي‌ها به‌ روزگار ما رسيده‌ است‌.&lt;br /&gt; -10 ذليلي‌: شاعر قرن‌ نوزده‌ تركمن‌.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6989639005344375314?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6989639005344375314/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6989639005344375314&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6989639005344375314'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6989639005344375314'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='بيشتر اهنگهاي دوتار (توركمن ساز لاري )داستاني واقعي دارند'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-7156607167413641736</id><published>2009-09-04T01:53:00.001-07:00</published><updated>2010-10-14T11:29:34.310-07:00</updated><title type='text'>بير آيديم "بير باخشي"-آقيش صاپاروف</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.turkmencafe.com/artist_photo/akmuhammet_saparow.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 142px;" src="http://www.turkmencafe.com/artist_photo/akmuhammet_saparow.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نام كامل وي " آق موخمد صاپاروف " مي باشد .در سالهاي اوليه استقلال جمهوري تركمنستان از اتحاد شوروي كه آزادي نسبي در عشق اباد ورسانه هايش ايجاد شده بود(1992 آقيش صاپاروف را ديدم كه در صفحه تلويزيون عشق اباد ظاهر شد و برنامه اي با نام " اشنايي با موسيقي پاپ دنيا " ايجاد كرده بود و مجري ان هم خودش بود از "جيبسي كينگز " تا اهنگساز هاي قديمي كلاسيك "موتسارت وبتهوون " سخن مي گفت .و اخرين مدل هاي پيانو و "ارگ از "ياماها " گرفته تا " كرگ " را معرفي مي كرد و خلاصه برنامه بي سابقه و بديعي بود كه متاسفانه با اعمال سياست كيش شخصيت و انزواي فرهنگي وهنري تركمنستان با بيشتر شدن قدرت مرحوم پرزيدنت " نيازوف "نيازي به اين برنامه ها نديدند و خوانندگان درباري نظير "جمال صاپاروا "در راديو و تلوزيون تركمنستان با آواز هايي كه در تمجيد وتعريف از " سردار " بود اجازه نفس كشيدن به هنرمندان مردمي همچون " آقيش " را ندادند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;. " &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن مطلب مهم ديگر اين است كه قريب به اتفاق خوانندگان معروف تركمنستان به بلاي اعتياد به " ترياك " و در مراحل بالاتر به " هروئين "مبتلا شده اند .نظير " ن- مردف " خواننده خوش صدايي كه واقعا" حيف است با آن صداي جادويي - اما تنها اسم " آق موخمد صاپاروف " در اين زمينه به نيكي ياد ميشود و آلودگي ندارد و گويا كمي هم به عرفان وتصوف گراييده است اين خواننده كه ترانه هايي با گيتار هم دارد . &lt;br /&gt;(شهريور88 -عثمان دلنواز)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با كليك بر روي اسم لينك زير ترانه "باشلادي " كه شعرش از مختومقلي است را بشنويد ولذت &lt;embed src="http://www.4shared.com/embed/404361725/8b3db5ec" width="320" height="200" allowfullscreen="true" allowscriptaccess="always"&gt;&lt;/embed&gt;ببريد&lt;br /&gt;البته با كم بودن سرعت اينترنت در ايران  براي شنيدن باحوصله باشيد&lt;br /&gt;بجز كساني كه به اينترنت پرسرعت با اي -دي - اس - ال دسترسي دارند   .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-7156607167413641736?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/7156607167413641736/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=7156607167413641736&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7156607167413641736'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7156607167413641736'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/09/download-akish-saparof-bashladi_04.html' title='بير آيديم &quot;بير باخشي&quot;-آقيش صاپاروف'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6199190960336829766</id><published>2009-09-02T16:08:00.000-07:00</published><updated>2009-09-02T16:13:31.498-07:00</updated><title type='text'>نوجواني كه روياي اش در 12سالگي به واقعيت پيوست</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://hotimg25.fotki.com/a/213_207/253_226/RezaDotCom.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 226px; height: 282px;" src="http://hotimg25.fotki.com/a/213_207/253_226/RezaDotCom.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;نوجوان بولیویایی رکورد فوتبال به جا گذاشت&lt;br /&gt;THURSDAY, 23. JULY 2009, 05:02:03&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورزش و خبر,  ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او جوانترین بازیکنی است که در آمریکای جنوبی در لیگ حرفه ای توپ می زند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک نوجوان بولیویایی که روز چهارشنبه تولد سیزده سالگی اش را جشن گرفت جوان ترین کسی است که در آمریکای جنوبی وارد لیگ حرفه ای فوتبال شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماریسیو بالدیویسو از یکشنبه گذشته برای تیم آرورا در دسته اول لیگ بولیوی که پدرش مربی آن است توپ زد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آرورا آن بازی مقابل لاپاز اف سی را یک بر صفر باخت. در این بازی خطای بدی به روی ماریسیو صورت گرفت که باعث جنجال شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیرغم این او پس از بازی به خبرنگاران گفت که "خوشحال ترین آدم روی زمین" است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارشناسان فوتبال می گویند که ماریسیو با آغاز فوتبال حرفه ای در 12 سالگی به راحتی رکورد قبلی متعلق به فرناندو گارسیا از پرو که در سال 2001 در حالی که 13 سال و 11 ماه سن داشت بازی حرفه انجام داد را می شکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پدر ماریسیو او را درحالی که 9 دقیقه از بازی مانده بود وارد زمین کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما یکی از بازیکنان لاپاز با یک تکل خشن او را نقش بر زمین کرد که اشک از چشمان نوجوان 13 ساله جاری ساخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پی این خطا بازیکنان دو تیم سرشاخ شدند و ماریسیو به معالجه ای پنج دقیقه ای کنار زمین نیاز پیدا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگام بازگشت ماریسیو به زمین تماشاگران برخاسته و او را تشویق کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پدر ماریسیو که در سال 1994 در جام جهانی بازی کرده بود از خطا خشمگین بود اما در مورد پسرش گفت: "من خیلی مغرورم، او استعداد زیادی دارد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماریسیو که همچون پدرش شماره 10 به تن کرد هنگام ترک زمین ذوق زده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی گفت: "یک دنیا از همه ممنون هستم. من خوشحال ترین آمدن روی زمینم."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی گفت احساس آسودگی می کند چون هم تیمی هایش از او حمایت کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;او گفت: "پدرم گفته بود که اگر درحال بردن باشیم من را وارد بازی خواهد کرد، اما اوضاع طور دیگری شد با این حال من به بازی گرفته شدم."&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6199190960336829766?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6199190960336829766/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6199190960336829766&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6199190960336829766'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6199190960336829766'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/09/12.html' title='نوجواني كه روياي اش در 12سالگي به واقعيت پيوست'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2124713062950351501</id><published>2009-08-31T12:14:00.001-07:00</published><updated>2009-08-31T12:15:17.270-07:00</updated><title type='text'>تابلونقاشي دخترتركمن</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i33.tinypic.com/11awlsk.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 349px; height: 482px;" src="http://i33.tinypic.com/11awlsk.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2124713062950351501?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2124713062950351501/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2124713062950351501&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2124713062950351501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2124713062950351501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_31.html' title='تابلونقاشي دخترتركمن'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://i33.tinypic.com/11awlsk_th.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-974943689273556913</id><published>2009-08-29T04:03:00.000-07:00</published><updated>2009-08-29T04:05:54.268-07:00</updated><title type='text'>وزنه بردار ترکمن جایگاه خود را در میان ستارگان وزنه برداری حفظ می کند</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.centralasiaonline.com/fa/articles/090722_sports_spo/sport_sm.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 190px; height: 127px;" src="http://www.centralasiaonline.com/fa/articles/090722_sports_spo/sport_sm.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترکمنستان- عمربیک بازربایف، وزنه بردارترکمن، در تورنمنت بین المللی قزاقستان که به افتخار ایلیا ایلییین، قهرمان المپیک 2008 و برندۀ بازی های آسیایی 2006 برگزار گردید، در جایگاه دوم ایستاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ستارگان وزنه برداری از 9 کشور جهان در این رقابت های بین المللی که در روز 11 ژوئیه به پایان رسید، شرکت کرده بودند. در میان آنان شیمون کولتسکی، رکورد دار و برندۀ مدال نقرۀ بازی های المپیک 2000 و 2008 از کشور لهستان، آرسن کاسابی یف، قهرمان جهان در ردۀ نوجوانان در سال 2005، و نظامی پاشایف، قهرمان جهان در سال 2005 از کشور آذربایجان، در این رقابت ها حضور داشتند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ورزشکار ترکمن، عمربیک بازربایف، شرکت کنندۀ بازی های المپیک سیدنی، آتن و پکن، نه تنها جایگاه خود را در آن عرصۀ پر ستاره گم نکرد، بلکه بسیار هم عالی عمل کرد. وی که در در ردۀ وزنی 62.25 کیلوگرم به رقابت پرداخته بود، در یک رقابت دو مرحله ای، وزنۀ 277 کیلوگرمی (130 کیلوگرم در یک ضرب و 147 کیلوگرم در دو ضرب) را بالای سر برد و در مجموع 391.5 امتیاز کسب کرد. تنها ولادیمیر کوزنتسوف قزاق توانست از او در امتیاز پیشی گیرد. برندۀ رقابت با استفاده از سیستم سینکلر تعیین شد. بر اساس این سیستم، وزن وزنه بردار با مجموع وزنه هایی که وی بلند می کند، ربط داده می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عمربیگ بازربایف 27 ساله، وزنه برداری نامدار جهان، در مرکز ملی وزنه برداری و تحت نظر اکرام متکریموف، مربی بزرگ ترکمنستان، خود را آماده می سازد. بازربایف همۀ موفقیت های گذشتۀ خود مانند کسب مدال های گوناگون و پیروزی هایی که در رقابت های بزرگ بین المللی به دست آورده است را مدیون مربی خود می داند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عمربیگ به محض بازگشت از آستانه، آماده سازی خود را برای حضور در رقابت های قهرمانی جهان که قرار است در ماه نوامبر برگزار گردد، آغاز خواهد کرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-974943689273556913?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/974943689273556913/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=974943689273556913&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/974943689273556913'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/974943689273556913'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_1135.html' title='وزنه بردار ترکمن جایگاه خود را در میان ستارگان وزنه برداری حفظ می کند'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-274092435231268645</id><published>2009-08-29T03:19:00.000-07:00</published><updated>2009-08-29T03:40:46.028-07:00</updated><title type='text'>قهرماني دختر تركمنستاني در مسابقات تنيس جهاني آلماتي</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو تنیس باز به نام های جهان بایرامووا و ایگور بارزاسکوف، از عشق آباد، در مسابقات آزاد «قزاقمیز»، مسابقات جهانی تنیس جوانان که از 10 تا 16 اوت در آلمآتی قزاقستان برگزار گردید، مدال هایی را کسب کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بایرامووا، در مسیر خود برای کسب عنوان قهرمانی زنان، میلانه امام نیازووا، تنیس باز برگزیدۀ قزاقستان، را در مسابقۀ نیمه پایانی با نتیجۀ 6 بر صفر در دو ست پیاپی شکست داد. او همچنین در مقابل بازیکن ردۀ دوم، آلیسا سلیونکو، از قزاقستان به یک پیروزی قاطع دست یافت. سلیونکو بازی را تنها در یک ست واگذار کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مسابقات مردان، بازی ایگور بارزاسکوف در مقابل دانیل میشنکو از قزاقستان در مرحلۀ یک چهارم پایانی به دلیل باران دچار وقفه شد. اما در روز پس از آن، بارزاسکوف در مبارزه ای سخت و بی امان در حالی که ست آخر را با نتیجۀ 10 بر 8 به پایان رساند، پیروزی را از آن خود ساخت. درست یک ساعت پس از این ماراتون سه ساعته، ایگور بار دیگر به زمین تنیس بازگشت و در بخش نیمه پایانی با نتایج 2 بر 6، 6 بر 2، و 4 بر 6 بازی را به تنیس باز ردۀ دوم، عبدل ولی عبدالرحمانوف از قزاقستان واگذار کرد و سرانجام برندۀ مدال برنز شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نشست خبری که در پایان این مسابقات برگزار شد، آکادمی تنیس «حس ششم» بلژیک، از بایرامووا و بارزاسکوف دعوت کرد تا در مسابقات جهانی در بلژیک شرکت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنیس بازان جوان و موفق ترکمن به همراه مربیان خود، اولگا بابایان و نلی ووینیچ، پیشکسوت تنیس بازان، پس از دیدار کوتاهی از وطن به آلمان پرواز کردند تا در دو مسابقۀ معتبر اروپایی که قرار است در پایان ماه جاری برگزار شود، شرکت کنند.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-274092435231268645?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/274092435231268645/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=274092435231268645&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/274092435231268645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/274092435231268645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_29.html' title='قهرماني دختر تركمنستاني در مسابقات تنيس جهاني آلماتي'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1430468364330492372</id><published>2009-08-22T05:42:00.000-07:00</published><updated>2009-08-22T05:48:14.359-07:00</updated><title type='text'>ماه مبارك رمضان در اينه زندگي اقوام</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_oA3b4vMI/AAAAAAAAAJc/Ij3QGK5ZHV0/s1600-h/araza-2.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 130px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_oA3b4vMI/AAAAAAAAAJc/Ij3QGK5ZHV0/s200/araza-2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5372767982054849730" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;رمضان و زندگی روزمره اقوام&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;"الله یولی"، مراسمی ترکمنی است که چند روز پیش از شروع ماه رمضان آغاز شده و با قربانی و نذری دادن غذا به آشنایان همراه است. در این مراسم که اغلب مراسمی مردانه است افراد، دور هم و در خانه فرد نذری دهنده جمع شده و غذا می خورند. از نذریِ پخته شده برای زنان نیز که در خانه های خود هستند فرستاده می شود. این مراسم درحقیقت نوعی بخشش در راه خداست و ترجمه فارسی عبارت الله یولی نیز همان "در راه خدا" است.&lt;/span&gt; در برخی روستاهای سمنان هم زنان دور هم جمع شده و مراسم حنابندان ویژه استقبال را برگزار می کنند. آنها با حنا گذاشتن بر دست و پای خود برای آمدن این ماه، آماده می شوند. در تبریز چنین رسم است که افراد، چند روز مانده به ماه رمضان برای غبارروبی از مساجد جمع می شوند که به این مراسم "قاباخلاما" می گویند. مردم یزد هم با مراسم "کلوخ اندازان" به استقبال رمضان می روند، مراسمی که در آن، افراد به طور دسته جمعی به طبیعت رفته و به شادی می پردازند و غذایی محلی به نام "شولی" نیز می خورند. همه آنچه در بالا گفته شد تحت عنوان مراسم پیشواز ماه رمضان می گنجد، ماهی که تحت عنوان "ماه میهمانی خدا" شناخته شده و ارزش هر روز آن از نظر فرهنگ ما بیشتر از هزاران روز معمولی برآورد می شود. بدون شک، وجود چنین باوری، علت وجودی بسیاری از رسوم دیگری است که پیرامون رمضان شکل گرفته اند، رسومی که حتی روزمرگی های زندگی را در این ماه، تحت کنترل خود درمی آورند. این یادداشت، گذری بر تاثیر رمضان بر روزمرگی های زندگی اقوام دارد.&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;کوه نشینان منطقه الموت قزوین در قدیم با شنیدن صدای موذن محل و یا آواز سوم خروس خانه شان برای سحری خوردن بیدار می شدند. در بین مازندرانی های قدیم نیز کسانی که آرزوی به دنیا آوردن فرزند پسری را داشته اند نذر می کردند که ماه رمضان، مردم را برای خوردن سحری از خواب بیدار کنند. آنها این کار را از طریق ضربه زدن بر روی یک پیت حلبی انجام می دادند. مشت زدن به دیوار خانه همسایه دیوار به دیوار و زدن در همسایه ها از دیگر شیوه های سنتی این موضوع محسوب می شده است. خواندن اشعار و ادعیه ای مخصوص بر روی پشت بام خانه ها و یا حین عبور از کوچه ها از شیوه های سنتی بسیاری اقوام برای بیدارباش زمان سحر بوده که به عنوان مثال، در سمنان به شوخوانی معروف است. روشن کردن چراغی و گذاشتن آن در نقاط مرتفع ده نیز از سنت های قدیمی یزدی ها برای حل این مسئله است. نگاهی به این رسوم نشان می دهد که ظاهرا در گذشته، یکی از مهمترین نگرانی های مردم، خواب ماندن در سحرهای این ماه و از دست دادن روزه آن روز به عنوان یک فرصت غیرقابل جبران بوده است. به همین دلیل، تدابیر جمعی ویژه ای اندیشیده اند که این بخش از زندگی روزمره آنها را کنترل کرده و جلوی این تهدید را بگیرد.&lt;br /&gt;موضوع دیگری که توجه به آن می توانسته امکان این روزه داری سی روزه را برای مردم فراهم کند عامل غذا بوده چرا که افراد تمایل نداشته اند به دلیل ضعف جسمی، فرصت روزه داری در این ماه را از دست بدهند. به همین دلیل ماه رمضان اغلب با غذاهای مقوی ویژه ای گره خورده است. در کنار خرما و زولبیا و بامیه، اقوام مختلف، غذاهای مختلفی را نیز برای سحری این ماه ترجیح می دهند. در بین تویسرکانی های همدان غذای سحری عموما با رشته پلو همراه است. در مازندران نیز در گذشته از نوعی غذای محلی به نام "قرقناق" استفاده می شده و هم اکنون نیز تخم مرغ و برنج، جایگاه خاصی در سحری دارد. در سفره افطاری شهر قزوین نیز از آش حلیم و نیز غذای محلی "دیماج" اغلب استفاده می شود. غذای موسوم به "لرزان" نیز از غذاهای این ایام شاهرود و دامغان است. اردبیلی ها در این ماه از "فرنی" با مربای گل و نیز از آش دوغ زیاد استفاده می کنند. مسئله غذاهای این ماه علاوه بر آنکه در پاره ای موارد جنبه تقویت جسمانی دارد در برخی موارد نیز بیشتر متکی به باورها و اعتقادات است، برای مثال در برخی شهرها از جمله شهر شاهرود، خوردن کله پاچه در شب 27 رمضان که شب کشتن قاتل حضرت علی است یک ترجیح غذایی محسوب می شود. این حرکت درحقیقت، حاوی مفهومی کنایی " بارگذاشتن کله ابن ملجم" اشاره دارد. &lt;br /&gt;گذشته از این ها رسوم دیگری هستند که باز به زبانی دیگر به همین مسئله اهمیت ماه رمضان اشاره دارند. از جمله این رسوم می توان به همدانی های قدیم اشاره کرد که معتقد بوده اگر کسی خرده های نان سفره افطار را تا آخر این ماه جمع کرده و در آبگوشت عید قربان بریزد و بخورد همه آرزوهایش برآورده می شود. در بعضی شهرها از جمله مازندران نیز بزرگترها به کودکانی که برای اولین بار در ماه رمضان روزه کامل می گیرند پیش از افطار اولین روزه شان هدیه ای می دهند که به آن "روزه سَری" گفته می شود. &lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;رمضان در فرهنگ ما با تشریفات ویژه ای آغاز می شود و با مقررات و قواعد پیچیده ای ادامه پیدا می کند؛ مقرراتی که برای مدتی طولانی (طولانی تر از چند ساعت و چند روز) همه امور زندگی (حتی روزمرگی های آن) را تحت تاثیر قرار می دهد. دهه آخر این ماه با یک دوره عزاداری و سوگواری آغاز شده و درنهایت به یکی از بزرگترین اعیاد مسلمانان ختم می شود، یعنی در این ماه، غم و شادی در مناسک، به موازات هم و به فاصله چند روز از هم تجربه می شوند. در این ماه از افراد خواسته می شود که به خودسازی بپردازند، درحالی که از آنها خواسته می شود دید و بازدید کنند و در جمع های افطاری حاضر شوند، و شاید همه اینهاست که از رمضان، ماه خاصی می سازد متفاوت از همه روزهای سال.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این مطلب ابتدا در ماهنامه سپیده دانایی منتشر شده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1430468364330492372?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1430468364330492372/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1430468364330492372&amp;isPopup=true' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1430468364330492372'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1430468364330492372'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_2096.html' title='ماه مبارك رمضان در اينه زندگي اقوام'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_oA3b4vMI/AAAAAAAAAJc/Ij3QGK5ZHV0/s72-c/araza-2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1806557228054543077</id><published>2009-08-22T04:07:00.000-07:00</published><updated>2009-10-11T08:00:04.801-07:00</updated><title type='text'>آلبوم عكس جوانان تركمن صحرا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/StHy5Y6jLYI/AAAAAAAAAN8/a0TFyv_wXH0/s1600-h/Haj+ghorban2+Torrik.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 196px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/StHy5Y6jLYI/AAAAAAAAAN8/a0TFyv_wXH0/s200/Haj+ghorban2+Torrik.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5391357296693685634" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-نام : حاج قربان طريك &lt;br /&gt;عكاس و خبرنگار &lt;br /&gt;سايت : www.turkmensnews.com&lt;br /&gt;متاهل&lt;br /&gt;وبلاگ : دارد&lt;br /&gt;اهل :گنبد كاووس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;_____________________________________________________________________________________&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- نام : صديقه جاذبي &lt;br /&gt;خبرنگار نشريات استان &lt;br /&gt;ادرس ايميل :ailajazebi@yahoo.com&lt;br /&gt;اهل:گميشان&lt;br /&gt;وبلاگ ها&lt;br /&gt;menturkmen.blogfa.com&lt;br /&gt;:http://aghmaia.blogfa.com/&lt;br /&gt;در حال حاضر دانشجو كارشناسي ارشد دانشگاه تهران &lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_uyoPrgHI/AAAAAAAAAJ0/LBRWMGea130/s1600-h/jaz.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 113px; height: 142px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_uyoPrgHI/AAAAAAAAAJ0/LBRWMGea130/s200/jaz.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5372775434040344690" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1806557228054543077?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1806557228054543077/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1806557228054543077&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1806557228054543077'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1806557228054543077'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_7983.html' title='آلبوم عكس جوانان تركمن صحرا'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/StHy5Y6jLYI/AAAAAAAAAN8/a0TFyv_wXH0/s72-c/Haj+ghorban2+Torrik.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-3538311408055041450</id><published>2009-08-22T03:27:00.000-07:00</published><updated>2009-08-22T23:40:58.791-07:00</updated><title type='text'>البوم عكس جوانان تركمن صحرا -1</title><content type='html'>مدير سايت اولكاميز جوان :از اين پست به بعد قصد داريم البوم عكسي عمومي براي جوانان  (فرقي نمي كند از چه قشري باشد دانشجو - كارمند , شغل ازاد و....) داشته باشيم &lt;br /&gt;ابتدا از كساني كه در دسترس من بودند شروع كردم , از همه و همگي جوانان علاقمند به حضور در اين آلبوم دعوت ميكنم با ايميل عكس و حداقل نام و نام خانوادگي خود را براي ما بفرستند&lt;br /&gt;ulkamiz@yahoo.com&lt;br /&gt; ما از تك تك انها استقبال مي كنيم تا جوانان همديگر را بشناسند .با آرزوي موفقيت در زندگي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_LAG7BBzI/AAAAAAAAAIs/HLYo8rC52hA/s1600-h/mah.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 100px; height: 150px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_LAG7BBzI/AAAAAAAAAIs/HLYo8rC52hA/s200/mah.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5372736083194873650" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_QouWkJFI/AAAAAAAAAJE/H68kdqcWKy8/s1600-h/mahmud+esmaeeli.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 151px; height: 200px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_QouWkJFI/AAAAAAAAAJE/H68kdqcWKy8/s200/mahmud+esmaeeli.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5372742278532310098" /&gt;&lt;/a&gt;1- نام : محمود اسماعيلي &lt;br /&gt;فارغ التحصيل مهندسي كامپيوتر &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادرس ايميل esmaeili_mahmoud@yahoo.com&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اهل : آق قلا&lt;br /&gt;فعلا" در حال خدمت وظيفه عمومي&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-3538311408055041450?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/3538311408055041450/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=3538311408055041450&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3538311408055041450'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3538311408055041450'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_22.html' title='البوم عكس جوانان تركمن صحرا -1'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/So_LAG7BBzI/AAAAAAAAAIs/HLYo8rC52hA/s72-c/mah.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-8385797890511165173</id><published>2009-08-18T22:35:00.000-07:00</published><updated>2009-08-18T22:46:12.618-07:00</updated><title type='text'>گزارش ايران صدا از موسيقي تركمن صحرا</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://img31.picoodle.com/img/img31/9/8/28/f_DSC01610m_74e90cb.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 653px; height: 490px;" src="http://img31.picoodle.com/img/img31/9/8/28/f_DSC01610m_74e90cb.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;براي شنيدن تيتر بالا  را كليك كنيد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-8385797890511165173?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.iranseda.ir/player/?itemid=354459' title='گزارش ايران صدا از موسيقي تركمن صحرا'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/8385797890511165173/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=8385797890511165173&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8385797890511165173'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/8385797890511165173'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_5663.html' title='گزارش ايران صدا از موسيقي تركمن صحرا'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5431169844561039792</id><published>2009-08-18T20:58:00.000-07:00</published><updated>2009-08-18T21:13:33.589-07:00</updated><title type='text'>دختر هنرمند - تركمنستان</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sot5ymlExgI/AAAAAAAAAH8/ER41qBZ2-6I/s1600-h/zohre+ghurtniaz-2.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 349px; height: 346px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sot5ymlExgI/AAAAAAAAAH8/ER41qBZ2-6I/s400/zohre+ghurtniaz-2.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371520890825917954" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;"&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5431169844561039792?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5431169844561039792/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5431169844561039792&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5431169844561039792'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5431169844561039792'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post_18.html' title='دختر هنرمند - تركمنستان'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sot5ymlExgI/AAAAAAAAAH8/ER41qBZ2-6I/s72-c/zohre+ghurtniaz-2.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-6444051444581999433</id><published>2009-08-18T07:08:00.000-07:00</published><updated>2009-08-19T17:20:32.885-07:00</updated><title type='text'>آسان كردن ازدواج جوانان</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Soq2g9xk7wI/AAAAAAAAAH0/C7CMnv768WM/s1600-h/yahoo_and_love.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 317px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Soq2g9xk7wI/AAAAAAAAAH0/C7CMnv768WM/s320/yahoo_and_love.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371306183047311106" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;فرصتي براي آشنايي دختران وپسران تركمن : چيزي كه نيست ! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ادوار قديم تركمنها در محيط هاي كوچك و طايفه اي بودند  مشكل شهر نشيني نمود پيدا نكرده بود   ولي امروزه كه پسر بيشترش در دانشگاه شهر هاي ديگه است و يا مشغول كار در كارگاه هاي شهر هاي صنعتي -حتي براي يافتن زوج مناسب دچار مشكل ميشود . تدبيري مناسب  لازم است .اگر دقت كرده باشيد در بعضي مراسم دختري كه عروسي دارد يا مراسم جشن عروسي متعلق به مرد بيخودي شلوغ است و ترافيك جوانان اعم از دعوت شده يا نشده وجود دارد و در دور بر مراسم از سر وكول هم بالا مي روند,انها از همين فرصت كوتاه براي ديدن دختران مي خواهند استفاده كنند و در اين بين  هركي كه روحيه بيشتري داشت (يا ركتر بگويم پررو بود )  يا كساني كه زيبايي صورتشون بيشتر بچشم مي ايد طرف مناسب خود را پيدا مي كنند و كانديدي براي ازدواج در اينده شان مي يابند&lt;br /&gt; ولي زياد هستند دختران و پسران و جواناني كه حالا چون دكتر مهندس نشده اند و  يا صاحب  مال ومنال&lt;br /&gt;نيستند در كنج خانه ها هستند و به قول شاعر : دختران انتظار&lt;br /&gt;جالب است كه طي آئيني قديمي  در هر مراسم برادران قزاق كه چند شبانه روز طول مي كشد دختران و پسران روبروي هم در اطاقي كه جشن بر پاست مي نشينند و افراد مورد علاقه خود را اجازه دارند نگاه كنند &lt;br /&gt;ولي در تركمن صحراي ما وضع كمي ناجور به نظر مي رسد و به مشكلات ازدواج دختران علاوه بر مسائل مالي اين مسئله ذكر شده هم اضافه گشته است .  سن پسران اگر هم زياد باشد زيان كمي دارد تا نسبت به دختراني كه سالهاي جواني خود را از دست بدهند و موفق به ازدواج و يافتن فرد مورد علاقه خود نشوند&lt;br /&gt;در شهرهاي فارس نشين يا ممالك خارج امروزه اينترنت و سايت ها هم به كمك ازدواج جوانان آمده اند .&lt;br /&gt;از ضرر وزيان چت هاي افراد سوء استفاده گر كه بگذريم &lt;br /&gt;سايت هاي همسر يابي مشكل بسياري جوانان را حل كرده است &lt;br /&gt;( كاريكاتور وعكس بالا به همسر يابي با عجله و شتابزده  در اينترنت و يا دنياي واقعي اشاره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; دارد - خوب لا اقل ما همين راهم براي بعضي دخترها نداريم و اصلا" فرصت هايي  انها ندارند تا با افراد مختلف آشنا بشوند و به عوارضي نظير همسر دوم و يا غيره دچار مي شوند .&lt;br /&gt;به اين اميد كه در اينده مشكلات حل شود - نظر شما ؟&lt;br /&gt;---------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نظر خوانندگان :&lt;br /&gt;"آسان كردن ازدواج جوانان"&lt;br /&gt;1 Comment - Show Original Post&lt;br /&gt;  امین said...&lt;br /&gt;باسلام&lt;br /&gt;از کار ارزشمندی که انجام دادی خوشحال شدم.&lt;br /&gt;کوچیک شما امین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8/18/2009 11:21 PM&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-6444051444581999433?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/6444051444581999433/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=6444051444581999433&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6444051444581999433'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/6444051444581999433'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='آسان كردن ازدواج جوانان'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Soq2g9xk7wI/AAAAAAAAAH0/C7CMnv768WM/s72-c/yahoo_and_love.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-3133405423285859860</id><published>2009-07-31T02:10:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T02:12:17.947-07:00</updated><title type='text'>10 روش ساده براي جوان نگهداشتن " مغز "</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;/ 1/کاری انجام دهید&lt;br /&gt;دانشمندان بر این باورند که نرمش های هوازی منظم می تواند ساده ترین و مهم ترین راه برای سلامتی طولانی مدت مغز باشد. در حالی که قلب و ششها واکنشی سریع نسبت به دویدن بر روی دستگاه دوی ثابت نشان می دهند، مغز هم به آرامی با هر قدم قعالیت میکند. برای سلامت دائمی مغز، روزانه حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت جسمانی (دویدن و نرمش های هوازی) می تواند نقش شایان توجهی داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲/ متعادل بخورید&lt;br /&gt;انرژی بسیار زیاد یا انرژی بسیار کم خللی بزرگ در کارایی مغز ایجاد میکند. رژیم غذایی تشکیل شده از مواد قندی کم با فیبر بالا و چربی و پروتئین معمولی بسیارآرام تر از غذاهایی با میزان قند بالا (مانند شیرینی جات و نشاسته) در بدن تجزیه میشوند. سرعت ثابت و ملایم هضم در روده مقدار انرژی بیشتری را به مغز می رساند، و باعث بهینه‏سازی سوخت و ساز در ارگانهایی شوند که می توانند در سلامتی طولانی مدت نقش بسزایی داشته باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳/ مراقب رژیم غذاییتان باشید&lt;br /&gt;در حالی که پرخوری فعالیت مغز را کند میکند و در طولانی مدت باعث وارد آمدن به مغز می‏شود، کمبود کالری هم می تواند اثر مشابهی را بر مغز گذارد. رژیم های غذایی مفرط می تواند باعث طولانی شدن برخی دردها در بدن و در نتیجه سلب آسایش شوند، احساسی که باعث اعتیاد افراد به لاغر ماندن (anorexia) (ترس از چاق شدن) شود. بسیاری از مطالعات رژیم های غذایی مفرط را با حواس پرتی ، اختلال در حافظه و پریشانی مرتبط می دانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴/ مراقب بدن خود باشید&lt;br /&gt;بسیاری از بیماری های قابل پیشگیری مانند دیابت نوع دوم، چاقی، فشار خون و… می توانند تاثیر بسزایی در پیر شدن مغز داشته باشند. فعال و سالم نگه داشتن سیستم گردش خون با کارهایی از قبیل سیگار نکشیدن و عدم استفاده از چربی های اشباع شده مانع از پیری زودرس مغز میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۵/ از استراحت و آرامش لذت ببرید&lt;br /&gt;در زمان استراحت و رویا، خاطرات به آرامی مرور میشوند، بعضی دور ریخته میشوند و بعضی ذخیره می شوند. مطالعات نشان می‏دهند وقتی دچار کمبود خواب هستیم، پروتئینی که سیناپس‏ها (محل تماس دو عصب) را شکل می دهد توانایی کافی برای تفکر و فراگیری را از دست می‏دهد، علاوه بر این خواب ناکافی با فراموشی در ایام کهولت رابطه مستقیم دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶/ از قهوه تان لذت ببرید&lt;br /&gt;تحقیقات نشان داده است که استفاده منظم از کافئین از مغز محافظت می کند. بر اساس یک مطالعه علمی ۲ الی ۴ بار سرحال آمدن بعد از خستگی در یک روز می تواند به کاهش فراموشی کمک کند و ۳۰ تا ۶۰ درصد از بروز آلزیمر پیشگیری کند. اینکه آیا کافین موجود در چای و قهوه باعث رفع خستگی میشود یا آنتی اکسیدان موجود در آنها هنوز مشخص نیست اما قهوه باعث افزایش سطح هوشیاری در این بعد از ظهر و چند سال بعد میشود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۷/ ماهی بخورید&lt;br /&gt;براساس تئوری های جدید وجود ماهی در رژیم غذایی انسانها می تواند نقش بسزایی در تقویت حافظه انسانها داشته باشد. اسیدهای چرب مورد نیاز مانند امگا ۳، برای ساختمان مغز مهم بشمار می آیند و تاثیر آنها برای درمان بیماری های مغزی بسیار موثر است. مطالعات انجام گرفته بر روی تاثیر مکمل امگا ۳ نتایج جالبی را به همراه داشت که نشان می داد امگا ۳ دربرخی دیگر از منابع غذایی مانند تخم کتان، ماهی ها و برخی از حیوانات علف خوار نیز یافت می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۸/ خونسرد باشید&lt;br /&gt;استرس تاثیر بد و مخربی روی مغز می گذارد و با ترشح هورمون‏های خطرناکی در ناحیه‏ی هیپوکمپوس (hippocampus) و سایر قسمت های مغز، حافظه را تحت تاثیر قرار می‏دهد. بعضی از دانشمندان بر این عقیده‏اند که داشتن یک زندگی متعادل و دنبال کردن فعالیت های آرامش بخش مانند یوگا، حضور در اجتماع و انجام فعالیت‏های هنری می تواند روند فراموشی بر اثر کهولت سن و پیری مغز را به تاخیر بیاندازد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۹/ از مکمل ها استفاده نکنید&lt;br /&gt;اخیرا استفاده از مکمل ها به وسیله برای جبران کاستی‏ها تبدیل شده اند، استفاده از مکمل های آشنا برای ما مانند مولتی ویتامین ها تنها نوعی هدر دادن هزینه است. دارو های مکملی مانند (ginkgo) و (melatonin) امروزه از نظربسیاری از افراد به سطل های زباله تعلق دارند. علیرغم منشا طبیعی، اینگونه داروها فاقد عوارض جانبی نیستند، عوارضی مانند: فشار خون بالا، مشکلات گوارشی، مشکلات باروری و افسردگی. برای انسانهای سالم داروی (ginkgo) هیچ تاثیر مثبتی ندارد و گاها تاثیر دارونماها از این گونه مکمل ها بیشتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۱۰/ مغز را به چالش بکشید&lt;br /&gt;حل یک جدول، بازی فکری یا تست هوش به عنوان سوالات هوش و محرک مغز به شما کمک میکنند تا همیشه ذهنی جوان و سالم داشته باشید. هرچند که کمبود سواد عامل موثری در کاهش حواس و کمکاری ذهن است. هرچه بیشتر برای یادگیری تلاش کنید، ذهن شما برای دوران کهولت آماده‏تر و جوانتر خواهد بود. کلید کار میتواند انجام یک کار چالشی جدید مانند حل یک پازل جدید و سرگرم کننده باشد.&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-3133405423285859860?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/3133405423285859860/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=3133405423285859860&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3133405423285859860'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3133405423285859860'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/10.html' title='10 روش ساده براي جوان نگهداشتن &quot; مغز &quot;'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1631394098206228763</id><published>2009-07-31T02:04:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T02:05:17.369-07:00</updated><title type='text'>مردان سرشناس قبلا چه شغلی داشتند</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مردان سرشناس قبلا چه شغلی داشتند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آدولف هیتلر...................دیكتاتور آلمان........................نقاش پوستر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلبرت انشتنن........فیزیكدان...............منشی اداره ثبت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیركبیر............صدراعظم ناصرالدین شاه.............آشپز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جرالدفورد .............رئیس جمهور آمریكا.........مانكن لباس مردانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جوزپه گاریبالدی..............انقلابی ایتالیایی........................ملوان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جیمی كارتر..................رئیس جمهور آمریكا.....................بادام كار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رونالد ریگان..................رئیس جمهور آمریكا.....................هنرپیشه سینما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شون كانری........... هنرپیشه سینما.............بنا و راننده كامیون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كلارك گیبل..............هنرپیشه سینما........................چوب بر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویلیام فالكنر..............نویسنده.......................نقاش ساختمان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گاندی........................رهبر فقید هند..........................وكیل دادگستری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جرج واشنگتن.........اولین رئیس جمهور آمریكا...........كشاورز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نادرشاه افشار............موسس سلسله افشاریه...........پوستین دوز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعقوب لیث...................سرسلسله صفاریان..................رویگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیر اسماعیل سامانی....سرسلسله امرای سامانی.........ساربان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلپتكین..................سرسلسله غزنویان...............غلام زر خرید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرخی سیستانی.......شاعر مشهور ایران...............كارگر كشاورز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت محمد(ص)..........پیامبر بزرگ اسلام.....................شبانی/ تجارت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت عیسی (ع).........پیامبر بزرگ مسیحیت.................نجار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت موسی (ع).......پیامبر بزرگوار یهود................چوپان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاندیت نهرو...............نخست وزیر هند.............وكیل دادگستری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسولینی.......دیكتاتور ایتالیا...........................روزنامه نویس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساموئل مورس.....مخترع آمریكایی........................نقاش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جك لندن................نویسنده آمریكایی..............كارگر كشتی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلبر كامو.........نویسنده فرانسوی.....................معلم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ریچارد نیكسون......رئیس جمهور آمریكا..........وكیل دادگستری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آبراهام لینكلن......رئیس جمهور آمریكا.....................هیزم شكن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گی دو موپاسان.......نویسنده آلمانی.................كارمند دریا داری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چارلز دیكنز.........نویسنده انگلیسی.............منشی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آناتول فرانس........نویسنده فرانسوی......................كتابفروش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مولیر................نویسنده بزرگ فرانسوی...............هنرپیشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هربرت جرج ولز ...........نویسنده بزرگ انگلیسی.........شاگرد بزاز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ارنست همینگوی.......نویسنده بزرگ آمریكایی..............خبرنگار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ویلیام شكسپیر........نویسنده بزرگ انگلیسی.......هنرپیشه سیار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فیدل كاسترو........رئیس جمهور كوبا.............دانشجوی حقوق&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كاردینال ریشیلو.......صدر اعظم معروف فرانسه.............كشیش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناپلئون بناپارت.......امپراطور فرانسه.......افسر توپخانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;كریم خان زند...موسس سلسله زندیه..........تیر انداز سپاه نادر شاه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرزا تقی خان امیركبیر....صدر اعظم ناصرالدین شاه............منشی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ژاندارك........شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی........چوپان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هانری فورد.....كارخانه دار آمریكایی............ساعت ساز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;توماس ادیسون......مخترع بزرگ آمریكایی..........تلگرافچی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آلفرد نوبل....... بنیانگذار جایزه نوبل........ كارگر كارخانه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;والت دیزنی....مخترع سینمای انیمشن.........پادوی مغازه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میكلانژ..........نقاش مجسمه ساز ایتالیایی........سنگ تراش&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1631394098206228763?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1631394098206228763/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1631394098206228763&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1631394098206228763'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1631394098206228763'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_31.html' title='مردان سرشناس قبلا چه شغلی داشتند'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-389155840497980120</id><published>2009-07-22T13:25:00.000-07:00</published><updated>2009-07-22T21:24:56.719-07:00</updated><title type='text'>خبري از سايت دانشجويان تركمن :اختلاف سن ازدواج در حدودي , مفيد است .</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Smfl_A-PNWI/AAAAAAAAAGw/kj6IHuMhqBc/s1600-h/marriage-ring2-300.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 200px; height: 150px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Smfl_A-PNWI/AAAAAAAAAGw/kj6IHuMhqBc/s200/marriage-ring2-300.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5361506752163427682" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سالهای 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها "سن" است که از در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد. همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگیهای مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جداییها در مواردی اتفاق می افتد که این اشتراکات وجود ندارند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-389155840497980120?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/389155840497980120/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=389155840497980120&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/389155840497980120'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/389155840497980120'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_22.html' title='خبري از سايت دانشجويان تركمن :اختلاف سن ازدواج در حدودي , مفيد است .'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Smfl_A-PNWI/AAAAAAAAAGw/kj6IHuMhqBc/s72-c/marriage-ring2-300.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1700332842455633602</id><published>2009-07-13T06:31:00.000-07:00</published><updated>2009-08-18T21:41:38.075-07:00</updated><title type='text'>معرفي " گروه موسيقي يانگلان "و فريدون رومي</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SouCY1G2lLI/AAAAAAAAAIE/-LJr9yNPUPM/s1600-h/fereidoon.jpg"&gt;&lt;img style="float:right; margin:0 0 10px 10px;cursor:pointer; cursor:hand;width: 152px; height: 200px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SouCY1G2lLI/AAAAAAAAAIE/-LJr9yNPUPM/s200/fereidoon.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5371530343653741746" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt; يكي از استعدادهاي موسيقي  تركمن صحرا كسي است كه امروز مي خواهيم او را به شما معرفي كنيم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و به جرات مي توان گفت  يكي از هنرمندان مطرح استان گلستان و او" فريدون رومي " است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; بااستاد فريدون رومي كه اين ايام در اكثر شهرهاي گلستان و اموزشگاه هاي موسيقي  مشغول اموزش ارگ الكترونيك وگيتار است در محل كلاسش در بندر تركمن مصاحبه كوتاهي داشتم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فريدون رومي  در دوران راهنمايي واوايل دبيرستان ذهن خلاق خود را در گروه هاي سرود اموزشگاهي بندر تركمن نشان مي دهد و به گفته خودش در ان دوران كه هيچگونه اموزشگاه ازاد موسيقي نبود در سال 1364واحد فرهنگي هنري سپاه بندر تركمن از نوجوانان علاقمند گروه سرودي تشكيل مي دهد و باز هم به نقل از ايشان تا يك سال بدون موسيقي فقط سرود خواني ميكردندكه در سال دوم فردي بنام " عاشور ايگدري " را واحد هنري مي اورد كه با اكارديون بچه ها را همراهي مي كرده است .&lt;br /&gt;بعد ازاعزام و رفتن  گروه  سرود به مسابقات استاني و ساير مراسم ها فريدون خود شروع به كار با ابزارالات موسيقي مي نمايد و ابتدا نواختن "اكارديون "را شروع مي كند سپس با پيشرفت كار وي در غالب گروه هاي محلي  كه برادربزرگترش "فرهاد "نيز جزو ان بود به مراسم هاي عروسي نيز مي رفتند .&lt;br /&gt;رومي مي گويد در ان موقع نزديك به نود و يا صد درصد مراسم جشن عروسي فقط با اهنگ خالي و پايكوبي ورقص شركت كنندگان در جشن  سپري مي شده است و اجراي ايدم و ترانه (خلق آيدم بخصوص )با تمپو جازو اكارديون هم كار دشواري بود و هم متقاضي بندرت پيدا ميشده است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعدها با رايج شدن ارگ هاي الكترونيك فريدون مي گويد كه كار نوازندگان و خوانندگان سهل تر شد و انواع اهنگها وترانه هاي تركي  اذري وتركمني را گروه هاي موزيك توانستند اجرا كنند لذا فريدون با  گروه هاي حرفه اي تر مانند :حاجي مخمد ايري (مخي ),عبدالرخمان فراخي -بايجان ايري - حميد كر-ناصر اسايش و ...  همراه مي شود &lt;br /&gt;  وبا سازهاي كوبه اي مانند تمپو و جاز نواختن نيز فريدون خودي نشان مي دهد.&lt;br /&gt;از وي در مورد پيش كسوتان موسيقي غير سنتي تركمن يا همان " استرادا " دك دورمه بخشي ها و نوازندگان پرسيدم : او جواب داد :پيش كسوتهايي كه در دوران خود من بودند مي توانم از مخي ايري و بايجان - فرهاد تاريخي - برادران ادريس كر-  و عبدالرحمن فراخي -حاجي شيرمحمدلي - كريم ميرزامحمدي- حاجي سوقي- قيوم بشين نام ببرم و پيش كسوت اين عزيزان هم افرادي مانند  "خدر گلديخاني " عطا جمالي و اوراز علاقي را وصفشان را شنيده ام . &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگي  هنري اين هنرمندپستي وبلنديهايي نيز داشته است وي حتي تجربه كار كردن در دريا و صيادي نيز داشته است  و تجربه ديگر او در سالهايي  كه فضاي سخت گيري و محدوديت براي ابزارالات موسيقي در شهر هايي مانند بندر و گميشان حاكم بوده با گروه خليفه "ابراهيم عدلي "در شرق تركمن صحرا و اق قلا چند سال  همكاري مي نمايد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همزمان درسالهاي 73به بعد با راهنمايي همسايه هنرمندش " تاج بردي پيكر "به اموختن اكادميك و تئوري موسيقي علاقمند ميشود و در همان سالها بطور علمي و اصولي ساز " گيتار " را از استادش در گرگان بنام "  سهيل سركرده "مي اموزد .&lt;br /&gt;سپس راهي كلاسهاي اموزش موسيقي در تهران مي شود كه عناوين انها باختصار چنين است :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سبك شناسي : استاد كامبيز زماني&lt;br /&gt;گيتار : استاد پيشكسوت  بهمن نصر &lt;br /&gt;آهنگ سازي و(سلفژ هارموني ):آرش عباسي فوق ليسانس موسيقي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در اخر يك سوال فني هم از اقاي رومي مي كنم و ان اين است ما مي شنويم رشته موسيقي كلاسيك وموسيقي پاپ&lt;br /&gt;لطفا" كمي توضيح دهيد &lt;br /&gt;جواب : ببينيد موسيقي دوبخش مهم دارد موسيقي كلاسيك و موسيقي پاپ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسيقي غني كلاسيك در انها كلام كمتر است و اهنگهاي با نظم و ترتيب و كلاسه شده قديمي  موسيقي كلاسيك هستند كه محتاج تفكر و تامل در افكار سازنده اثر هستندمانند اهنگهاي باخ و بتهون كه با گيتار هم اجرا ميشوند ..متاسفانه بعلت فقر موسيقي كه ما در ايرانيها داريم اين اهنگها را مخاطب عام نمي پسندد و سنگين وخسته كننده ميشود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقابل موسيقي كه سبكتر است و مخصوصا" در ايران اهنگهايي با شعر و كلام بيشتر همراه است و شادتر است  از موسيقي پاپ بهره مي برند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوال : استاد رومي در سالهاي اخير شما را در جمع مردم كمتر مي بينيم ؟&lt;br /&gt;جواب : با حدود صد هنر اموز كه من در كلاسهاي شهر هاي مختلف استان دارم و مسئووليتهايي در صدا وسيما متاسفانه وقت نمي كنم ولي در مراسمات خاص و مناسبتها اهنگ اجرا مي كنيم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt; ياد اور ميشوم كه اقاي رومي عضو شوراي شعر و موسيقي صدا وسيماي استان و همچنين ناظر ضبط و ...هستند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مصاحبه از : عثمان دلنواز - آق قلا تير ماه 88&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-----------------------------------------------------------&lt;br /&gt;در اين سالها فريدون رومي با گرد اوري هنرمنداني همچون شاگرد خودش " كريم فرجاد " در رشته گيتار و خوانندگي برادرش  "فرهاد " و پيانو " كاكا خوشنام " و تمپو " يوسف علاقي " گروه موزيك "يانگلان " را تشكيل داده اند . " فرهاد رومي " كه صدايي شبيه به انه بردي عدان دارد و اهنگهاي اورا نيز مي خواند  طرز اجرايش را در امچلي ديده بودم .و پير مردي صداي او را تحسين كرد و گفت : ماشاالله اين جوان " انه بردي عدانف " را زنده كرد .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;اين هم عكس ان مراسم كه بايد ببخشيد چون تصوير موبايل است&lt;/span&gt; :&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SluAa2MjJXI/AAAAAAAAAGI/qmK5IFdHx1g/s1600-h/08032028(003).jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SluAa2MjJXI/AAAAAAAAAGI/qmK5IFdHx1g/s320/08032028(003).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358017380400440690" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SluAahm9E7I/AAAAAAAAAGA/Mtf90mupPXU/s1600-h/08032028(001).jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SluAahm9E7I/AAAAAAAAAGA/Mtf90mupPXU/s320/08032028(001).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5358017374874047410" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;گزارش سايت موسيقي توركمن موزيك با مديريت پروفسور "فرزاد مرجاني "در تركيه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.turkmenpop.com/Yanglan_topary_files/image002.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 582px; height: 437px;" src="http://www.turkmenpop.com/Yanglan_topary_files/image002.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;Yanglan aydim saz toparning yol bashchising biugrapisi&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; Fereydon Roumi:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Adim fereydoun roomi, ataming adi abdolmejid, 1353nji eylda bender Turkmen de doghdim, ilki 11 yashda medersaning aydim saz toparinda aydim aydip bashladim, songh accordion saz ghorali belen tanshdim, song drum sazi ghorali ozim ochin satin alip chalip bashladim, song Turkmen sazi ghorali ghjeghi elme alip tajberdi peikerden oghrini yolni orenip tehranda yurt ichinda gechrlian yashlar festivalina ghoshilp diplom bayarghna eye boldim, song electronic org sazini eorendim, ondan song guitar  saz ghoralining ilki sapaghlarini soheil sarkarda dien sazandedan orendim, song bo sazi kamel leshdirmeg ochin tehranda beli ostad kambiz zamaning va bahman nasring yalarina ghtnadim, song bolsa flute bohem dien saz ghoralini soheil sarkarde den orendim, song saz doretmek bilen ghzghilanip teori musighini harmooni konterpoani  va solfezhi va piano sazi chalmaghi arash abasi dien ostad den tehrana ghtnab eorendim, elbetda camputerda aydimlar va sazlari yazmaghlighda kaka khoshnam dien dostomdan orandim, hazir gorganda,Aliabad da,gonbad da va bender turkmenda guitar sazini va piano sazini eoretyian, va 100 gholay shgrdim bar nacha aydim doretim sheilada dekomental dir animation va yane bir nacha kinong sazlarini yazdim aydimlarim bolsa radio&amp;televizyonda gorilp dor.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Elbetda shorda elmdam yol gorkezip va hazirem yol gorkezip doron agham va ostadim tajberdi peikerden elmdama minetdar.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Toporing aghzalari&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1-fereydoun rumi(accordion)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-ferhad rumi (aydim chi)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3-kerim farjad(guitar)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4-kaka khoshnam(piano)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5-usup alaghi(dep)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;aydimlari dinglab lezet alip oz nazarlaringizi biza yazmanghizi khayesh adyars bizing adreslerimiz:     &lt;br /&gt;    &lt;br /&gt; براي شنيدن اهنگ در سايت تركمن موزيك  به آدرس زير مراجعه كنيد&lt;br /&gt;http://www.turkmenpop.com/Yanglan_topary.html&lt;a href="http://http://www.turkmenpop.com/Yanglan_topary.html"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وبلاگ كريم فرجاد - موسسه موسيقي سونات گنبد&lt;br /&gt;http://sonatmusic.mihanblog.com/&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1700332842455633602?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1700332842455633602/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1700332842455633602&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1700332842455633602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1700332842455633602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='معرفي &quot; گروه موسيقي يانگلان &quot;و فريدون رومي'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SouCY1G2lLI/AAAAAAAAAIE/-LJr9yNPUPM/s72-c/fereidoon.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5291209529959707145</id><published>2009-07-11T05:42:00.000-07:00</published><updated>2009-07-11T05:55:26.428-07:00</updated><title type='text'>" شاهين جعفرقلي " خواننده مراسم خاكسپاري مايكل جكسون</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://i1.ytimg.com/vi/4lSmha_Psr4/default.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 120px; height: 90px;" src="http://i1.ytimg.com/vi/4lSmha_Psr4/default.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نوجوان مازندرانی خواننده مراسم خاکسپاری مایکل جکسون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; تاريخ و ساعت : 17 تير 1388 - 23:46  کد خبر : 14802&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شمال نیوز: : مراسم یادبود مایکل جکسون خواننده پاپ صبح دیروز سه شنبه به وقت محلی در استیپلزسنتر لس آنجلس برگزار شد؛ مراسمی که به خاطر مرگ ناگهانی او در 50 سالگی با جنجال ها و حاشیه های فراوانی همراه بود و برای مدتی هرچند کوتاه اخبار مربوط به دلایل مرگ جکسون، رسوایی های او و بدهی هایش را در حاشیه قرار داد. دراین مراسم برخی اعضای خانواده و دوستان نزدیک مایکل جکسون، احساسات متفاوتی نسبت به خاکسپاری او نشان دادند. مادر دو فرزند مایکل که در ابتدا قرار بود در مراسم شرکت کند، در بیانیه ای از تغییر عقیده خود خبر داد و علت این امر را چنین بیان کرد: «احساس می کنم حضور من چندان ضروری نیست.» برخی از دوستان نزدیک او نیز از حضور در این مراسم اجتناب کردند. این در حالی است که طبق گزارش ها هر ساعت 600 اتومبیل به محوطه وارد شده است.&lt;br /&gt;پایگاه اینترنتی ebay&lt;br /&gt; که محلی برای فروش بلیت هایی ارزشمند مثل بلیت حضور در این مراسم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; است، دیروز اعلام کرد برای مقابله با فروش احتمالی بلیط از سوی دارندگان آن، هرگونه پیشنهاد خرید و فروش در این زمینه را غیرفعال کرده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز جمعه 6/1 میلیون نفر به صورت آنلاین برای دریافت بلیت حضور در مراسم یادبود جکسون در استیپلز سنتر ثبت نام کرده بودند که از این تعداد 8750 نفر روز یکشنبه به طور تصادفی انتخاب شدند.&lt;br /&gt;این حضور گسترده هواداران جکسون باعث نگرانی مسوولان شهر لس آنجلس شده بود؛ در حالی که جان پری یکی از اعضای شورای شهر از مردم خواست در خانه بمانند و مراسم را از تلویزیون ببینند.&lt;br /&gt;جکسون چند ساعت پیش از آغاز مراسم در مراسمی خصوصی در فورست لاون در هالیوود هیلز به خاک سپرده شد و شبکه های&lt;br /&gt; NBC، ABC، CBS، CNN و MSNBC &lt;br /&gt; مراسم یادبود جکسون را به طور زنده پوشش دادند.&lt;br /&gt;مایکل جکسون روز 25 ژوئن بر اثر ایست قلبی در خانه اجاره ای خود در لس آنجلس درگذشت. طرفدارانش از او به عنوان سلطان پاپ یاد می کنند و آلبوم «تریلر» او پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی است.&lt;br /&gt;همچنین به گزارش دیروز سایت «مترو»، از شاهین جعفر قلی ، نوجوان نوشهری که در برنامه &lt;br /&gt;britain,s got talent&lt;br /&gt; به جهانیان معرفی شد، دعوت شد تا به لس آنجلس سفر کرده و در مراسم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاکسپاری مایکل جکسون آهنگ بخواند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5291209529959707145?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5291209529959707145/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5291209529959707145&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5291209529959707145'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5291209529959707145'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_11.html' title='&quot; شاهين جعفرقلي &quot; خواننده مراسم خاكسپاري مايكل جكسون'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-859472716172252297</id><published>2009-07-07T11:22:00.000-07:00</published><updated>2009-07-08T02:01:40.246-07:00</updated><title type='text'>سخني  با همكاران ديگر سايتها</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;اين روز ها ديگه واقعا" من ( عثمان دلنواز ) وقتم را ميگذارم و مرارت تهيه و نوشتن مطالب را ميكشم .اما سايت نوپاي كتاب و نشريات تركمني وقتي كه مانند ساير همكاران سايتهاي تركمن ديگر از مطالبم استفاده مي كند ذكر نمي كند كه برگرفته از سايت اولكاميز است .مثلا" شهردار جوان اق قلا استعفا داد- خبري است كه در همان روزفردي اق قلايي كه در ادارات نفوذ دارد اين مطلب را براي سايت ما تهيه كرده بود و افراد مد نظر راهم كه گمانه زني كرده بود راهم در اولكاميز گذاشته بوديم ,ولي بعدا"سايت تركمن نشرباهمان خبر و عكس شهردار كه در جلسه شعرخواني كتابخانه اق قلاگرفته بودم راگذاشته بود و ذكري از ما نكرده بود .&lt;br /&gt;البته دو خبر را با ذكر اولكاميزاورده بودندكه ان هم با قيچي پاره بالايي شان را نگذاشته بودند &lt;br /&gt;-چون خود من هم در مطلبم از نوشته هاي ديگران خمير مايه مي كنم ولي انرا تذكار ميدهم به خوانندگان-&lt;br /&gt;مثلا"مطلبم در مورد شاعر اق قلايي سيدي بخشي كه محقق تركمنستاني " قاسم نورباتف "تحقيقي دارد در مورد ايشون-من در ستونهاي ابتدايي گفته بودم كه توضيحاتي داخل پرانتز ميدهم و بعد در قسمتي كه مي گويد فرزندش ماتي اخوند- من پرانتزي گفتم كه -"مهدي اخوند حبيبلي پدر شهيد حبيبلي "شنونده فكر مي كند كه اين از قاسم نورباتف است در حالي كه نيست و شما كه توضيحات اوليه من را حذف كرديد مطلب را از شفافيت مي اندازيد .&lt;br /&gt;مطلب ديگري تهيه كرده بودم كه مقايسه فيلم قديمي "آتش بدون دود - گلن اوجا " با توليد سال گذشته سيماي گلستان يعني فيلم "يارش " بود &lt;br /&gt;اين سايت محترم با برداشتن مطلب فيلم گالان اوجا فقط مطلب "فيلم يارش " را با عنوان ,نقدي بر "يارش " توليد سيماي سبز گلستان كرده بود و تازه عكس سياه سفيد گلن اوجه  از فيلم "اتش بدو ن دود " را از بالاي مطلب من كنار نقد فيلم "يارش " بعنوان تصوير مقاله گذاشته بود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينها چيز هايي است كه شايد در مشاغل ديگر مسئله اي نباشد ولي اين كار ظريفي كه ما انجام ميدهيم چون مخاطبان نكته سنجي خوانندگان اينترنت هستند  بقول تركمني فرق بين " كوزه ده ون  و "سو گتيرن " را بخوبي تشخيص مي دهند .  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    &lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-859472716172252297?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/859472716172252297/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=859472716172252297&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/859472716172252297'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/859472716172252297'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_07.html' title='سخني  با همكاران ديگر سايتها'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-9205078083201595141</id><published>2009-07-06T14:33:00.000-07:00</published><updated>2009-07-31T02:19:06.222-07:00</updated><title type='text'>خبري از مهركه مرا بياد " مدرگ " انداخت</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/07/457203_orig.jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 595px; height: 387px;" src="http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/07/457203_orig.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;"افسانه جومونگ" پدیده این روزهای تلویزیون با معیارها و قواعدی که مخاطب از یک مجموعه محبوب درنظر دارد همخوانی دارد. این مجموعه فراتر از انتظار و سلیقه مخاطب نمی‌رود و با قصه‌ای ساده او را سرگرم می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش خبرنگار مهر،محبوبیت "افسانه جومونگ" پدیده تلویزیون در ماههای اخیر روزهای اوج مجموعه‌های ژاپنی در دهه 60 را به یاد می‌آورد. اگراستقبال از "روزهای زندگی"، "سال‌های دور از خانه" و "جنگجویان کوهستان" در سال‌هایی که تلویزیون برنامه‌‌‌های سرگرم‌کننده کم داشت طبیعی بود، اقبال عمومی به "افسانه جومونگ" تا این اندازه قابل پیش‌بینی نبود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"افسانه جومونگ" در مقایسه با بعضی از تولیدات تلویزیون داخلی که نمی‌توانند نظر مثبت مردم را جذب کنند پر ایراد و ضعیف است، بازی‌ها اغراق آمیز و دیالوگ‌ها نچسب و تصنعی است. خط سیر داستانی مشکل دارد و روند اتفاق‌ها از منطق پذیرفتنی پیروی نمی‌کند. اما نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که مجموعه "افسانه جومونگ" در جذب مخاطب موفق بوده است و این مجموعه کره‌ای در غیبت رقیب جدی ایرانی توانسته مخاطب را پای گیرنده‌ها نگه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما همان‌طور که فروش بالای یک فیلم دلیل ارزش‌‌های آن نیست، انبوه مخاطبان یک مجموعه تلویزیونی نمی‌تواند دلیل کیفیت بالای آن باشد. هرچند که این امتیاز جانبی را نمی‌توان نادیده گرفت. "افسانه جومونگ" مثل هر پدیده و محصول عامه‌پسندی از سلیقه مردم فراتر نمی‌رود و ذهن اورا به چالش نمی‌کشد. همه چیز ساده و قابل پیش‌بینی است و پیچیدگی‌های قصه آن‌قدر برای مخاطب تلویزیون که نمونه‌های این‌چنینی را دیده آشنا و تکراری است که او را نگران نمی‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"افسانه جومونگ" تصویری که بیننده عام از یک قصه جذاب دارد، عینیت می‌دهد. قصه‌ قهرمانی که علیه پلشتی‌های اطرافش طغیان می‌کند و با وجود موانع مختلف بر مصائب ریز و درشت زندگی‌اش پیروز می‌شود و در نهایت به خوشبختی برسد. جومونگ نیروی برتر قصه است که فاصله‌ای زیاد با دیگر شخصیت‌ها دارد و این هوشمندی و اقتدار است که بر بیننده تاثیر می‌گذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;‌شخصیت‌‌ها سیاه و سفید هستند و درک کینه توزی و عداوت شخصیت‌های منفی با قهرمان افسانه‌ای مجموعه چندان سخت نیست. بیننده برای درک روابط و مناسبات شخصیت‌ها نباید زیاد به ذهنش فشار بیاورد . این ساندویچ خوش رنگ و لعاب به مذاق آنهایی که غذاهای ساده و سریع را دوست دارند خوش می‌آید. آنهایی که دوست دارند باور کنند عاقبت، خیر بر شر پیروز است و رازهای زندگی به پیچیدگی‌ یک قسمت از این مجموعه پر سوز و گداز هستند که عواطف و احساسات سطحی مخاطب را هدف قرار می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"افسانه جومونگ" ترکیبی از اکشن، ملودرام، طنز و اسطوره است. رویکردی به ظاهر اخلاقی دارد و آنچه را بیننده از یک ملغمه دوست داشتنی انتظار دارد، برآورده می‌کند. موفقیت این پدیده کره‌ای همخوانی با سلیقه و خواست مخاطب است، مخاطبی که ترجیح می‌دهد یک ساندویچ خوش‌طعم رات اهضم انتخاب کند تا غذایی که برای به ثمررسیدنش باید ساعت‌ها وقت صرف کرد. &lt;span &lt;br /&gt;style="font-weight:bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;-------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عثمان دلنواز : &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جومونگ بولمادي بير بلا بولدي &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در مقاله به سريال قديمي " سالهاي دور از خانه " يا همان اوشين اشارتي شده است :....مجموعه‌های ژاپنی در دهه 60 را به یاد می‌آورد. اگراستقبال از "روزهای زندگی"، "سال‌های دور از خانه" و "جنگجویان کوهستان" در سال‌هایی که تلویزیون برنامه‌‌‌های سرگرم‌کننده کم داشت طبیعی بود، اقبال عمومی به "افسانه جومونگ" تا این اندازه قابل پیش‌بینی نبود&lt;br /&gt;عثمان دلنواز : آره  دهه 60سالهاي 64خوب يادمه اون موقع ها در تركمن صحرا " جوكر معروف گنبد "امان محمد ميلادي " يا همان "مدرك "هم سرحال بود و&lt;br /&gt;تو نشست ها و عروسيهاي آق قلا در بين زنها و پيرزنها در پذيرايي و اوج اش ها حضور مي يافت و چون "اوشين زحمتكش " را زنهاي زحمت كش تركمن هم از جان ودل دوستش داشتند واونموقع هم شنبه ها از تلويزيون پخش مي شد " مدرك " از خودش يك شعر تركمني درست كرده بود كه ميخواند كه سطر معروفش اين بود : &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شنبه گيجه ا تلويزرلر بيقارار - شنبه گيجه ا تلويزرلر بيقارار &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اوشين فيلمي بيخود دالدير جان دايزه ا -&lt;br /&gt;اوشين فيلمي قووات بريار جان دايزه ا&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اون موقع ها بگفته اين مقاله سرگرمي نرم افزاري كم بود و از طرفي امادگي مردم تركمن صحرا براي بگو و بخند زياد بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الان خندوندن مردم تو عروسيها و جذب تماشاگران و جوانان امروزي كار حضرت فيله .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يادمه نوار كاستي از همين "مدرگ " دست بدست ميگشت و شنونده و طرفدار زياد داشت و. مردم درخانه ها ودختران سر دار قالي به ان گوش مي دادند و با هم بلند بلند مي خنديدند &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد الان و براي نسل امروز چيزهاي پيش پا افتاده اي باشند ولي بزرگترا ميدونند كه با همين چيز ها اين هنرمند دل مردم را بدست مي اورد و خستگي كار و مشقت روز را در شبها ي مجالس عروسيهااز تن مردان و زنان خارج ميكرد حال نمونه هايي از گفته هاي مدرگ براي خندان مردم :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اداي تبليغات تلويزيوني را در مي اورد :تيغ پاشلاق نشان در دوكان مرد ايشان &lt;br /&gt;(تيغ پاشلاق نشان همان تيغ ناست بود Nasset&lt;br /&gt;-كفش وين  آشاقيني قورچوق ايه ن&lt;br /&gt;ريش تراش ...هي مي تراشد هي مي تراشد آخرش يوز و گوزنگ را باش ميكند (بااش = زخم )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اداي اهنگ تبليغاتي " پفك نمكي "را در مي اورد و همراه با اهنگ  ميگفت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پفك نمكي مه ممك - پفك نمكي با نمك &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شادي ونشاط مياره - نيروي زياد مياره - شيكمو به باد مياره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سر اخر هم از جوكهاي مخصوص خودش يكي بگم وخلاص :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميگه من رفته بودم سربازي يكي از همخدمتهايم در جمع خواست كه از من حالي بگيره &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(من دلنواز اين توضيح را بدهم كه در زماناي پيشين و الانم در بعضي قسمتاافراد چوپان چون ظرف چدني به اين زودي خراب نميشه وبهتر از كتري است كه زود دسته اش خراب ميشه اين چوپاناي تركمن افتابه چدني نو ميخريدند و فقط براي جوشاندن و روي اتش گذاشتن چاي استفاده ميكردن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال ادامه جوك مدرك : همخدمكتم گفت  ببينم درسته كه ميگن توركمنا با آفتابه چاي مي خورن ؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مدر ك هم با حاضر جوابي گفته : آره - با دكمچ هم ميرن مستراح (دكمچ همان قوري است&lt;/span&gt; )  !&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-9205078083201595141?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/9205078083201595141/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=9205078083201595141&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/9205078083201595141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/9205078083201595141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post_06.html' title='خبري از مهركه مرا بياد &quot; مدرگ &quot; انداخت'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-7646390026004100352</id><published>2009-07-06T06:50:00.000-07:00</published><updated>2009-07-07T14:33:05.425-07:00</updated><title type='text'>طنز برخورد  بد سركلانتر بندر</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://arkadash1.persiangig.ir/pic/asbdavani88.jpg"&gt;&lt;img style="cursor:pointer; cursor:hand;width: 500px; height: 375px;" src="http://arkadash1.persiangig.ir/pic/asbdavani88.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;خبري را در سايتي ميخواندم ,اين خبر بود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حواشی هفته اول مسابقات کورس اسبدوانی تابستانه 88 بندر ترکمن&lt;br /&gt;فرستنده: در تاريخ ۱۳۸۸/۴/۱۴ (6 بار خوانده شده)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش سایت ترکمن نیوز ، مسابقات کورس اسبدوانی تابستانه 88 بندر ترکمن چند روزی است که آغاز شده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هفته اول این مسابقات روز جمعه یازدهم تیر ماه در مجموعه سوارکاری این شهر برگزار شد که حواشی بسیار زیادی را یدک کشید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- برخورد زننده سرکلانتر&lt;br /&gt;ادامه بدون نظر &lt;br /&gt; :&lt;br /&gt;---------------------------------------------------------&lt;br /&gt;در تصور من اين بود كه از كلانتري شهر بندر كسي آمده و الاسكا فروشي را بيرون كرده و يا اونايي كه شاقير شوقور بازي مي كردند رادستگير كرده(تنها چند دفعه اونم يادم نمياد ده پانزده سال پيش رفته بودم اسبدواني و فقط از اينهايي كه با قوطي و تاس بازي مي كردند خوشم آمده بود بازي جالبي بود و بازيش هم گرم ميگرفت)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد كه خبر را كامل خوندم ازش يه چيزايي فهميدم وفكر كنم اجراكننده مسابقات مقامي است كه بهش سر كلانتر ميگن و در شهر غيور بندر تركمن عبدالراخيم آقا عهده دار اين مقام بوده  و از قديم گفتن : صاب توركمنه يتمسن &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در خبر آمده بود كه برخاستن گرد وخاك يك طرف و مسائل حاشيه اي يك طرف بوده &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من در عجبم كه تو اين ديار هر كي سر ما خبرنگارا شير ميشه !سر كلانتر بندر كه نتوانسته بوده جلوي يك موتورسوار رو بگيره تا در ميدان اسبدواني جولان بده رفته خبرنگار و عكاس ما رو جلوش رو نگه داشته .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اين تركمن " گلستاني "گفته " خراساني " به من دستور داده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt; !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"دلنواز&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-7646390026004100352?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/7646390026004100352/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=7646390026004100352&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7646390026004100352'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/7646390026004100352'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='طنز برخورد  بد سركلانتر بندر'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-757931544915739922</id><published>2009-06-30T10:03:00.001-07:00</published><updated>2009-07-03T10:25:20.733-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='photos by : ulkamiz(Delnavaz)ادامه دارد'/><title type='text'>گزارش تصويري شب مراسم مختومقلي (2</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdmrBNkI/AAAAAAAAADw/G0umhbo83_Y/s1600-h/IMG_0703.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdmrBNkI/AAAAAAAAADw/G0umhbo83_Y/s320/IMG_0703.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353210362936243778" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;در قسمت اول (از مطالب ويژه- سايت اصلي اولكاميز&lt;br /&gt;گزارشگر وعكاس :عثمان دلنواز&lt;br /&gt;لطفا"در صورت استفاده از عكس نام عكاس راذكر كنيد: www.ulkamiz.com&lt;br /&gt;از جاده هاي آق قلا و مرز اينچه برون و هوتگنگ كورند به چند صدمتري آرامگاه آرزوي ما "مختومقلي پراغي "رسيده بوديم حال بصورت تصويري گزارش شب جمعه 24 ارديبهشت 88را ارائه ميدهيم &lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;(لطفا"از عكسهاي پايين به بالا بياييد و بخوانيد بصورتي خواهد بود كه چشم ما ودوربين ما بترتيب واقعا" ديده است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpsdf3uCdI/AAAAAAAAADo/Y68NQRIecsk/s1600-h/IMG_0719.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpsdf3uCdI/AAAAAAAAADo/Y68NQRIecsk/s320/IMG_0719.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353210361110464978" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdmrBNkI/AAAAAAAAADw/G0umhbo83_Y/s1600-h/IMG_0703.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdmrBNkI/AAAAAAAAADw/G0umhbo83_Y/s320/IMG_0703.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353210362936243778" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسافتي را كه در تصويرمي بينيد تا گنبد ارامگاه تا جايي كه من وايستاده بودم محل اجراي كنسرت موسيقي بود.&lt;br /&gt;در&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تصوير سمت چپ هم اگر چشمتان به عبدالرحمن فراخي خواننده و هنرمند محبوب خورد بدانيد كه انجا چادر بندرتركمن بود .&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdN6F1AI/AAAAAAAAADg/CxlkZ7gK6-w/s1600-h/IMG_0673.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdN6F1AI/AAAAAAAAADg/CxlkZ7gK6-w/s320/IMG_0673.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353210356288574466" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpqf5oTGnI/AAAAAAAAADY/n4s3hpKCLC8/s1600-h/IMG_0675.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpqf5oTGnI/AAAAAAAAADY/n4s3hpKCLC8/s320/IMG_0675.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353208203361589874" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfjAVIpI/AAAAAAAAADQ/DSctlwwM_VQ/s1600-h/IMG_0608.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfjAVIpI/AAAAAAAAADQ/DSctlwwM_VQ/s320/IMG_0608.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353208197288370834" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfSxjdgI/AAAAAAAAADI/0v2Fqj7ib98/s1600-h/IMG_0583.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfSxjdgI/AAAAAAAAADI/0v2Fqj7ib98/s320/IMG_0583.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353208192931427842" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfFr1fcI/AAAAAAAAADA/JF5fym99Jxc/s1600-h/IMG_0545.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpqfFr1fcI/AAAAAAAAADA/JF5fym99Jxc/s320/IMG_0545.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353208189417782722" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpqe9CY1DI/AAAAAAAAAC4/fs2wmeJckik/s1600-h/IMG_0549.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpqe9CY1DI/AAAAAAAAAC4/fs2wmeJckik/s320/IMG_0549.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353208187096454194" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMiRAf_I/AAAAAAAAACw/l0E9jpaicKA/s1600-h/IMG_0551.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMiRAf_I/AAAAAAAAACw/l0E9jpaicKA/s320/IMG_0551.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353203472625860594" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMWy4ZSI/AAAAAAAAACo/ucMvTkswP7c/s1600-h/IMG_0527.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMWy4ZSI/AAAAAAAAACo/ucMvTkswP7c/s320/IMG_0527.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353203469546710306" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMAJNMQI/AAAAAAAAACg/PMNWIV11Vo4/s1600-h/IMG_0507.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpmMAJNMQI/AAAAAAAAACg/PMNWIV11Vo4/s320/IMG_0507.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353203463466332418" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpd4WPOilI/AAAAAAAAAB4/POunKZHguEI/s1600-h/IMG_0514.JPG"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Skpd4WPOilI/AAAAAAAAAB4/POunKZHguEI/s320/IMG_0514.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5353194329706760786" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;همانطور كه در عكس روبروهمچنين تصوير بالايي گنبد ارامگاه مي بينيد  مردم از نزديك مزارو گورستان آق تقاي  مسافتي  دوررا مي ايند و خود را به كنسرت هاي ان شب مي رسانند. عاشور محمد قولاق گوينده اهل كرند كه بر روي سكوي نزديكتر ارامگاه برنامه داشت يكسره خودش شعرخواني داشت  و انجا برنامه موسيقي  نبودو اتفاقا" مردم خوبي هم جذبش شده بودند .توضيح عكس هاي بالا : همانطور كه در عكس مي بينيد تاريكي بود و گردوخاكي كه ماشينها و مردم راه انداخته بودند ,هيچ برنامه اي آن شب در مكان زير گنبد آرامگاه اجرا نشد.&lt;br /&gt;چادر شهرها در فاصله اي نيم كيلومتري بر پا شده بود,به خاطر جلوگيري از بعضي اظهار نظر ها-&lt;br /&gt;چادر اولي كه در بالا خواهيد ديد چادر شهرستان گنبد مي باشد.بالاي تصاوير گنبد چادركميش دفه را خواهيد ديد . الاچيق باخشي هاي شهر امچلي و قارقي را هم  در بالاترين مي بينيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXaTCs_I/AAAAAAAAAEg/HoHN-S05LsE/s1600-h/IMG_0510.JPG"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PX2pFuYI/AAAAAAAAAEw/EtXP_Gqf7Tg/s1600-h/IMG_0508.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PX2pFuYI/AAAAAAAAAEw/EtXP_Gqf7Tg/s320/IMG_0508.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354163540725184898" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PYNKDhWI/AAAAAAAAAE4/27PKvvZedd4/s1600-h/IMG_0509.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PYNKDhWI/AAAAAAAAAE4/27PKvvZedd4/s320/IMG_0509.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354163546769032546" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXaTCs_I/AAAAAAAAAEg/HoHN-S05LsE/s1600-h/IMG_0510.JPG"&gt;"نه قدرت بار سنده اي مختومقلي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قراچي سوير&lt;br /&gt;گورمديگ لر اومه لي "&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXvknisI/AAAAAAAAAEo/kTsvyJ_DWeA/s1600-h/IMG_0511.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXvknisI/AAAAAAAAAEo/kTsvyJ_DWeA/s320/IMG_0511.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354163538827381442" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXaTCs_I/AAAAAAAAAEg/HoHN-S05LsE/s1600-h/IMG_0510.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 240px; height: 320px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3PXaTCs_I/AAAAAAAAAEg/HoHN-S05LsE/s320/IMG_0510.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354163533116519410" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و در عكس روبرو خانم هاي هموطن از تهران و ساير جاهاي ايران را مي بينيد كه قدر شاعري را ميدانند شاعر فرزانه تركمن و افتخار ايران وايرانيان ويكي از مفاخر ادبي و اجتماعي عصرما كه در جهان شناخته شده است&lt;br /&gt;در عكس پايين نوجوانان تركمن رامي بينيد كه چگونه همراه با خوجم و با تواضع و اظهار ادب واحترام برمزار شاعر خويش دست بدعا برداشته اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3Mhf0DfcI/AAAAAAAAAEQ/eAwZGC1xee4/s1600-h/IMG_0502.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3Mhf0DfcI/AAAAAAAAAEQ/eAwZGC1xee4/s320/IMG_0502.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354160407860968898" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3MhuP1xUI/AAAAAAAAAEY/fhOIF1kXhbU/s1600-h/IMG_0503.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3MhuP1xUI/AAAAAAAAAEY/fhOIF1kXhbU/s320/IMG_0503.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354160411735606594" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوستان ,از عكسهاي بالا رويدادهاي شب 24 ارديبهشت است تا شب نشده عكس بازي واليبال بين شهرهاي تركمن صحرا را هم مي گذارم-ببينيد چه جمعيتي در حال تماشاي مسابقات هستند . روي تصوير كليك كنيد تا تمام صفحه ببينيد .&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3UT37DeAI/AAAAAAAAAFA/YD9UifBIoYU/s1600-h/IMG_0468.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3UT37DeAI/AAAAAAAAAFA/YD9UifBIoYU/s320/IMG_0468.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354168969907632130" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3LuWrs_cI/AAAAAAAAAEA/8w1Rbt-Caok/s1600-h/IMG_0453.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3LuWrs_cI/AAAAAAAAAEA/8w1Rbt-Caok/s320/IMG_0453.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354159529236692418" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3LupY8VpI/AAAAAAAAAEI/-ApnVOpLgoQ/s1600-h/IMG_0455.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3LupY8VpI/AAAAAAAAAEI/-ApnVOpLgoQ/s320/IMG_0455.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354159534258280082" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تپه هاي بزرگ دشت تركمن كه آسفالت بيرحمانه از وسط انها گذشته بود. در عكس ديگر تابلو زيارتگاه مختومقلي را مي بينيد .ماشينهايي كه ازطرف روبرو و از ان طرف مي ايند از مراوه تپه در حال ورود هستند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3Kczjp_PI/AAAAAAAAAD4/8qExpUt_d4U/s1600-h/IMG_0461.JPG"&gt;&lt;img style="cursor: pointer; width: 320px; height: 240px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/Sk3Kczjp_PI/AAAAAAAAAD4/8qExpUt_d4U/s320/IMG_0461.JPG" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5354158128238296306" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و اينجا " آق توقي "  است .اين تصوير, غروب روز پنجشنبه مردم و مزار را با طبيعت اطرافش نشان مي دهد . مردم مشتاقي كه بعضي هاشان با خانواده امده بودند و چادر خانوادگي برپاكرده بودند بعضي جوانان هم از روستاها و شهرها بصورت گروهي امده بودند و يا در دسته هاي دو سه نفري با موتورسيكلت كه يك پتو هركدامشان روي موتور سيكلت گذاشته بودند آمده بودندهمه شان هم به عشق زيارت مختومقلي و ساعات بيشتر بودن با اين محبوب دلها و ديدن و استماع برنامه موسيقي هنرمندان از اقصي نقاط تركمن صحرا يك روز جلوتر انجا بودند .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-757931544915739922?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='related' href='http://www.ulkamiz.com' title='گزارش تصويري شب مراسم مختومقلي (2'/><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/757931544915739922/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=757931544915739922&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/757931544915739922'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/757931544915739922'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/2.html' title='گزارش تصويري شب مراسم مختومقلي (2'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkpsdmrBNkI/AAAAAAAAADw/G0umhbo83_Y/s72-c/IMG_0703.JPG' height='72' width='72'/><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-4703182129528510552</id><published>2009-06-30T07:43:00.000-07:00</published><updated>2009-06-30T08:34:58.971-07:00</updated><title type='text'>روايت اهنگ تركمني از زبان يك دوست فارس</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://tbn1.google.com/images?q=tbn:gxz5Ha8NjIBYnM:http://farm1.static.flickr.com/77/222451189_ad7c87193c.jpg%3Fv%3D0"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer; width: 98px; height: 130px;" src="http://tbn1.google.com/images?q=tbn:gxz5Ha8NjIBYnM:http://farm1.static.flickr.com/77/222451189_ad7c87193c.jpg%3Fv%3D0" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://farm4.static.flickr.com/3214/buddyicons/28775592@N06.jpg?1216541247#28775592@N06"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 48px; height: 48px;" src="http://farm4.static.flickr.com/3214/buddyicons/28775592@N06.jpg?1216541247#28775592@N06" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;Ahmadifard:from flicker.com&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;برابر قولي كه هفته قبل داده بودم، اين هفته يكي از داستان هاي تركمني را مي نويسم. اطلاعات مختصري كه من درباره تركمنها و آداب و رسوم شان دارم، حاصل گفتگو با «استاد خان مراد مرادلي» بخشي تركمنهاي تربت جام است. اگر بخواهم عمق شعردوستي و موسيقي خواهي اين مردم را نشان بدهم، كافي به يكي از ضرب المثل هاي تركمني اشاره كنم. تركمنها ضرب المثلي دارند كه مضمون آن اين است: وقتي بخشي ها زياد مي شوند، سعادت به ايل روي آورده است.&lt;br /&gt;تركمنها داستاني دارند به نام «حاجي قولاق»، درست تر آن كه مقامي دارند به اين نام.&lt;br /&gt;مي گويند حاجي قولاق، بخشي جواني بود كه دل در گرو مهر يكي از دخترهاي ايل داشت، خان اما مي خواست اين بخشي جوان، اين صندوقچه موسيقي و شعر، داماد او بشود. حاجي قولاق با همه توان مي كوشيد تا خود را تيررس خواسته خان دور نگه دارد تا ناچار نشود مهرش را جز براي دلدارش خرج كند. خان كه امتناع بخشي را مي بيند، كينه اي عميق از حاجي قولاق به دل مي گيرد.&lt;br /&gt;زمان مي گذرد. خان و حاجي قولاق هر كدام منتظرند ببينند روزگار، چه سرنوشتي را براي شان رقم زده است.&lt;br /&gt;شبي خان، در خواب، نغمه دوتاري را مي شنود كه مقامي ناشناخته اما سحر انگيز را مي نوازد. خان از خواب بيدار مي شود و دستور مي دهد تا حاجي قولاق را حاضر كنند. بخشي جوان حاضر مي شود و خان از او مي خواهد تا مقامي را كه در خواب شنيده، بنوازد و بخشي جوان دوتارش را به دست مي گيرد و مي نوازد...&lt;br /&gt;سه روز، حاجي قولاق با دوتار، مقامهاي مختلفي را مي زند اما خان نمي تواند آن نغمه مسحور كننده را دوباره بشنود. بخشي جوان مي نوازد و مي نوازد و مي نوازد.&lt;br /&gt;سرانجام خان سرخورده از دست نيافتن به آن چه در خواب شنيده و كينه دار از امتناع بخشي، دستور مي دهد تا دست هاي حاجي قولاق را قطع كنند.&lt;br /&gt;حاجي قولاق جانش را بر سر عشقش و دوتارش مي گذارد و به افسانه ها مي پيوندد&lt;br /&gt;---------------------------------------&lt;br /&gt;توضيحات &lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;&lt;span style="color: rgb(102, 102, 102);"&gt;عثمان دلنواز :ضرب المثل تركمن فوق الاشاره :&lt;br /&gt;ايله دولت گلر بولسا           بخشي بيلن اوزان گلر&lt;br /&gt;دولت ايلدن قاچار بولسا     مللا بيلن توزان گلر&lt;br /&gt;&lt;span style="color: rgb(204, 0, 0);"&gt;حاجي قولاق : قول در زبان تركمني يعني دست /&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-4703182129528510552?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/4703182129528510552/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=4703182129528510552&amp;isPopup=true' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4703182129528510552'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4703182129528510552'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_9565.html' title='روايت اهنگ تركمني از زبان يك دوست فارس'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-4092652544166561390</id><published>2009-06-30T06:43:00.001-07:00</published><updated>2009-06-30T09:10:02.359-07:00</updated><title type='text'>قصه ضرب المثل ها - كله اش بوي قورمه سبزي ميدهد</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://static.flickr.com/1421/751322054_ff8cb20a5d_m.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer; width: 240px; height: 180px;" src="http://static.flickr.com/1421/751322054_ff8cb20a5d_m.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style=";font-family:verdana;font-size:130%;"  &gt;آتالار نقلي تركمنچه يادا ضرب المثل لر(پارسچا دا) نيردن گليب چيقيا؟&lt;br /&gt;بير پارسچا ضرب المثل "كله اش بوي قورمه مي دهد "&lt;br /&gt;سعيد گودرزي -فليكر . كام&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style=";font-family:verdana;font-size:130%;"  &gt;&lt;br /&gt;اين عبارت در مورد كسي به كار مي رود كه نسبت به مقام بالاتر سخنان درشت و توهين آميزي بگويد و يا عليه مصالح كشور قيام و اقدام كند كه اعمال و رفتارش مستحق اشد مجازات باشد&lt;br /&gt;البته در بین مردم و عوام هم زیاد به کار برده میشودو کلا به ادمهای شرور و کسانی که بدون ملاحظه و در هر جایی حرفشان را میزنند گفته میشود.&lt;br /&gt;وجه تسمیه&lt;br /&gt;در عصر حاضر محكومان به اعدام را به وسيله چوبه دار، يا تيرباران ، يا دراطاق گازو يا روي صندلي الكتريكي اعدام مي كنند . اما در زمانهاي قديم كه حكومت مطلقه و خودكامه حكمفرما بود سلاطين و حكام و امراي هر منطقه درمجازات مجرمين بسيار بي رحم و سختگير بوده اند و در كشتن افراد محكوم كه به حق يا به ناحق مورد خشم و غضبشان واقع مي شده اند روشهاي مختلف به كار مي برده اند كه در كتب تاريخي انواع و اقسام آن تفضيلاً شرح داده شده است از قبيل : سربريدن ، شكم دريدن ، شمشير به پهلو فرو بردن ، زهر نوشيدن ، زير لگد كشتن ، سنگسار كردن ، زنده پوست كندن ، شقه كردن و... يكي از روشهاي بسيار متوحش و چندش آور اين بود كه محكوم بيچاره را در ديگ مي جوشاندند و يا زنده كباب مي كردند و مي خوردند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;غرض ازنوشتن مقدمه چندش اور بالا این است كه چون خوردن گوشت دشمن در اعصار گذشته معمول و متداول بوده است لذا عبارت كله اش بوي قورمه سبزي مي دهد:« كنايه از سري است كه به علت حرفهاي درشت مستحق كندن بشود تا از آن قورمه يا قورمه سبزي ساخت .» به عبارت ديگر يعني كسي كه عليه مصالح ملك و ملت و يا ارباب قدرت , قيام و اقدام كند مجازاتش اين است كه مانند ادوار گذشته كباب شود و خوراك آدمخواران گردد&lt;br /&gt;. .&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-4092652544166561390?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/4092652544166561390/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=4092652544166561390&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4092652544166561390'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4092652544166561390'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_30.html' title='قصه ضرب المثل ها - كله اش بوي قورمه سبزي ميدهد'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-9049267439504856734</id><published>2009-06-29T10:59:00.000-07:00</published><updated>2009-06-30T07:01:55.470-07:00</updated><title type='text'>مقايسه دانشگاه با فيلم ها</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دوران قبل از دانشگاه = حسرت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;قبول شدن در دانشگاه = صعود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;كنكور = گذرگاه كاماندارا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;امتحان ميان ترم = زنگ خطر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;امتحان پايان ترم = آوار&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;مسئولين دانشگاه = گرگها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;استادان = اين گروه خشن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;اشپزخانه = خانه عنكبوت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;مرگ استادها = جلادها هم ميميرند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;استاد راهنما = مرد نامرئي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;كمك هزينه = بر باد رفته&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;برخورد استادان = زن بابا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;شب امتحان = امشب اشكي ميريزم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;تقلب در امتحان = راز بقا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;يادگيري = قله قاف&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دانشجوي معترض = پسر شجاع&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;دكتر بهداري = گله بان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;تربيت بدني1 = راكي1&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;تربيت بدني2 = راكي2&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;انصراف = فرار از كولاك&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;تصييح ورقه امتحان = انتقام&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;هيئت علمي = سامورا يي ها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;استاد دانشگاه = مردی از جنس باران&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;رئيس اموزش = هزاردستان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;معاون اموزش = دزد دريايي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);font-size:130%;" &gt;برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt; &lt;div style="text-align: center;"&gt;&lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;  &lt;span style="color: rgb(136, 136, 136);"&gt;از سایت دانشجویان ترکمن تبریز                          &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-9049267439504856734?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/9049267439504856734/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=9049267439504856734&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/9049267439504856734'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/9049267439504856734'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_29.html' title='مقايسه دانشگاه با فيلم ها'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-1997212715724464403</id><published>2009-06-25T16:01:00.000-07:00</published><updated>2009-06-25T16:19:28.965-07:00</updated><title type='text'>چند سخن از بزرگان</title><content type='html'>&lt;table style="border-collapse: collapse;" width="559" border="0" bordercolor="#111111" cellpadding="0" cellspacing="0"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td style="border-left: 1px solid rgb(165, 203, 233); border-right-width: 1px; border-top-width: 1px;" width="100%" bgcolor="#ffffff"&gt;&lt;div dir="rtl" class="PostBody"&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt; از کسانی که با شما مخالفند نترسید بلکه از کسانی بترسید که با شماموافقند ولی آنقدر جرات ندارندکه عدم موافقت خود را آشکارا به شما بگوی&lt;u&gt;د&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                        &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون بناپارت &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تسخیر یک کشور بزرگ بسی آسانتر از تسخیر قلب کوچک یک زن است                                         &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;   &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون بناپارت &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;در دنیا باید فقط از یک چیز بترسید وآن ترس است&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                            &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;   &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون بناپارت &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;پیروزی متعلق به کسانی است که بیش از دیگران استقامت دارند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                               &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون بناپارت &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt; &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;هر روز برای همان روز زندگی کنید.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; سر ویلیام اوسر &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;در عشق پیروز کسی است که پا به فرار می گذارد&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt; &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                               &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون بناپارت &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;هنگامی که حقیقت و دروغ هر دو آزاد باشند حقیقت هرگز مغلوب نمی شود&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;روژه مارتن دوگار&lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;            &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;وقتی همه با من هم عقیده می شوند تازه حس می کنم که اشتباه کردم&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; روایند &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                                       &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تا وقتی قلب شما نخواهدمسلما مغزتان هرگز به چیزی عقیده پیدا نمی کند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;  م. جیمس  &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تواضع بی جا اخرین حد تکبر است.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                     &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;  لابریور&lt;/b&gt;&lt;b&gt;  ﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;آنکه بیش از اندازه محتاط است بسیار کم کار می کند&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;شیللر&lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt; &lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;اگر به کسی اعتماد نداری از او بپرهیز &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; ناپلئون &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;در دنیا تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;شیللر&lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;برای پیروزی در زندگی، زندگی کن! بی شک بدان دست خواهی یافت.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                                                           &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;                                                                           ﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;  وست لیگ &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt; انسان مانند رودخانه ای است هر چه عمیق تر باشد، آرامتر است.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt; منتسکیو &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;u&gt;&lt;/u&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;تکبر در همه انسانها وجود دارد، تفاوتی که هست در طرز بروز آن است.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿&lt;/b&gt;&lt;b&gt;   دارشفو کوله &lt;/b&gt;&lt;b&gt;﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;               &lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;             &lt;tr&gt;               &lt;td style="border-width: 1px; border-left: 1px solid rgb(165, 203, 233); border-bottom: 1px solid rgb(165, 203, 233);" width="100%" bgcolor="#ffffff"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;           &lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;                                   &lt;table style="border-collapse: collapse;" width="559" border="0" bordercolor="#111111" cellpadding="0" cellspacing="0"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;               &lt;td style="border-right: 1px solid rgb(165, 203, 233);" width="559" height="11"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;             &lt;tr&gt;               &lt;td width="559" background="http://www.blogfa.com/layouts/bsky/index_17.gif" height="40"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;             &lt;/tr&gt;             &lt;tr&gt;               &lt;td style="border-left: 1px solid rgb(165, 203, 233); border-right-width: 1px; border-top-width: 1px;" width="100%" bgcolor="#ffffff"&gt;               &lt;div dir="rtl" class="PostBody"&gt;&lt;div&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;همه در فکرند که بشریت را اصلاح کنند ولی کسی در فکر آن نیست که خود را عوض کند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿  لئون تولستوی  ﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;گروه های بزرگ مردم ساده تر از گروه های کوچک، قربانی دروغ های بزرگ می شوند                &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;﴿﴿﴿  لئون تولستوی  ﴾﴾﴾&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي‌كنند به اندازه كافي عاقلند.  &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt;عشق» تمرين «نيايش» است و «نيايش» تمرين «سكوت». &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;strong&gt; ((آنتوان سنت اگزوپری))&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;ديوانگی بشر آنچنان ضروری است که ديوانه نبودن خود شکل ديگری از ديوانگی است.&lt;/b&gt;&lt;b&gt;  &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((پاسکال))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;اگر آدم خوبی با تو بدی کرد،چنان وانمود کن که نفهميده‌ای. او توجه خواهد کرد و مدت زيادی مديون تو خواهد بود.               &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;  ((گوته))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;اگر می‌دانستند تا كنون چند بار حرفهای ديگران را بد فهميده‌اند، هيچكس در جمع اينهمه پر حرفی نمی‌كرد.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((گوته))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند که خيال می‌کند ديگران را فريب داده است.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((لارشفکو))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;بکوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه مي نگری.&lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((آندره ژید))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;مراقب باشيد چيزهايی را که دوست داريد بدست‌آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايی را که بدست آورده‌ايد دوست داشته‌باشيد&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;b&gt;((جرج برنارد شاو))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;وقتی انسان دوست واقعی دارد که خود نیز دوست واقعی باشد&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((امرسون))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;کسی‌که حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لياقت آزادی را ندارد.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((بنجامین فرانکلین))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;خداوند آزادی را آفريد و بشر بندگی را.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;äشاید ثمره کلام دلنشینی راکه امروز به زبان می آوریدفردا بچشید.&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;گاندی&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;نابغه در بند حدود و تعينات ديگران نيست.قانون او در وجود خود اوست يا &lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;همچون &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كوهي آتشفشان از درون مي خروشد و كوهپاره ها را از پيش برمياندازد و دهانهاي براي&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;فوران خود مي سازد! فطرت وي قانون مي گذارد و كار خود را به آن مي&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;سپارد&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;گوته&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;پا&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;فشاري در عشق ضعف ما را نشان ميدهد نه قوت مارا.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;لارشفکو&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;سخن&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;گفتن يك نوع احتياج است ولي گوش دادن هنر است&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;گوته&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;تمول&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;و تقوي چون دو فرزند است كه كفين يك ترازو باشند يكي نمي تواند بالا رود مگر اينكه&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;ديگري پايين برود&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;افلاطون&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;عشق&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;و عاشقي همه را شاعر پيشه مي كند&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;افلاطون&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt;نيكي&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;همه چيز را مغلوب ميكند و خودش مغلوب نميشود&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;تولستوی&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;آبادي يك كشوراز روي نسبت آزاديش سنجيده ميشود نه از روي حاصلخيزيش&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;مونسکیو&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;وقتی نهال آزادی ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو می‌کند &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((جورج واشنگتن))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;نخستين نشانه فساد ترک صداقت است. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((ميشل دو مونتی))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;بالاتر از همه چيز اين‌است‌که با خودمان صادق باشيم. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((ويليام شکسپير))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;بزرگترين درس زندگی اين است‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گويند.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((چرچیل))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;در جهان تنها دو گروه از مردم هستند که هرگز تغيير نمی‌يابند؛ برترين خردمندان و پست‌ترين بی‌خردان.&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((کنفسیوس))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;õ&lt;/b&gt;&lt;b&gt;آنقدر شکست می‌خورم تا راه شکست دادن را بياموزم. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((پطر کبیر))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آن است که بعداز هر زمين خوردنی برخيزی. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((مهاتما گاندی))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt; &lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;انسان برای پيروزی آفريده شده است، او را ميتوان نابود کرد ولی نمي توان شکست داد. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((ارنست همینگوی))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;پيروزی آن نيست که هرگز زمين نخوری، آنستکه بعداز هر زمين خوردنی برخيزی. &lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;((گاندی))&lt;/b&gt;&lt;/p&gt; &lt;p dir="rtl"&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;b style="font-family: arial;"&gt;&lt;/b&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="font-family:webdings;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-1997212715724464403?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/1997212715724464403/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=1997212715724464403&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1997212715724464403'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/1997212715724464403'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_25.html' title='چند سخن از بزرگان'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-4209499472071340973</id><published>2009-06-24T12:19:00.000-07:00</published><updated>2009-06-24T14:25:12.154-07:00</updated><title type='text'>بلاگر و خبرنگار ورزشي نوجوان - متين بازيار</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkJ8xUP1twI/AAAAAAAAAAw/L2QVX2d0ik0/s1600-h/%D9%85%D8%AA%D9%8A%D9%86+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B122.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0pt 0pt 10px 10px; float: right; cursor: pointer; width: 70px; height: 70px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkJ8xUP1twI/AAAAAAAAAAw/L2QVX2d0ik0/s320/%D9%85%D8%AA%D9%8A%D9%86+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B122.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5350976493960148738" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بي شك شهر گنبد كاووس از لحاظ فرهنگ وهنر و افراد با استعداد سر آمد ديگر شهرهاي تركمن نشين است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متين بازيار يكي از اين جوانان مستعد و اينده دار ان شهر است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسياري از خبرها و مطالب و مقالات و نقد هاي ورزشي با قلم اين جوان تركمن است كه در هفته نامه هاي استان و سايت ها چاپ و منتشر مي شود .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرفي جالب است بدانيد كه از سال اول راهنمايي مطالب و عكسهايي از وي  در اينترنت انتشار يافته است&lt;br /&gt;و هم اكنون وي سال دوم  دبيرستان است&lt;br /&gt;-------------------------------------نمونه  اي از اين فعاليت در دنياي مجازي متين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div style="margin-top: 5px; margin-bottom: 5px;" class="titr" align="center"&gt;                                         &lt;span style="font-weight: bold;font-size:130%;" &gt;                                             متين بازيار                                         &lt;/span&gt;                                        &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;                                      وبلاگ: &lt;a target="_blank" href="http://onlyworldcup.parsiblog.com/"&gt;                                             جام جهاني                                         &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;                                                                            &lt;/div&gt;                                     &lt;div align="center"&gt;           &lt;div style="border: 1px dashed rgb(159, 176, 211); margin: 3px; padding: 4px; width: 140px; background-color: rgb(240, 244, 252);" onmouseover="'this.style.background'this.style.backgroundColor="&gt;            &lt;div style="border: 1px solid rgb(159, 176, 211); margin: 3px; padding: 2px; background-color: rgb(255, 255, 255);"&gt;             &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;img class="bozorg" src="http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/onlyworldcup/Thumb_15660.jpg" onerror="this.src='http://www.parsiblog.com/imgs/PBlogo.gif'" /&gt;&lt;/span&gt;            &lt;/div&gt;            &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;             متين بازيار            &lt;/b&gt;&lt;/span&gt;           &lt;/div&gt;           &lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://www.parsiblog.com/yar/UserAlbum.aspx?UID=15660"&gt; آلبوم تصاوير من ()&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;                                     &lt;/div&gt;                                                                                                               &lt;span style="padding-right: 10px; width: 100%; padding-left: 10px; line-height: 1.7; margin-top: 0pt;font-size:130%;" &gt;                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;نام:&lt;/span&gt; متين بازيار                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;نام مستعار:&lt;/span&gt; اميد                                 &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;تلفن تماس:&lt;/span&gt;**** 333                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;جنسيت:&lt;/span&gt; مرد                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;استان محل سكونت:&lt;/span&gt; گلستان                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;آدرس:&lt;/span&gt; گنبدكاووس خيابان .........                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;زبان:&lt;/span&gt; فارسي                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;سن:&lt;/span&gt; 12                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;تاريخ تولد:&lt;/span&gt; 7 / اسفند / 1372                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;تاريخ عضويت:&lt;/span&gt; 17/12/1384                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;وضعيت تاهل:&lt;/span&gt; مجرد                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;شغل:&lt;/span&gt; دانش آموز                                  &lt;br /&gt;&lt;span style="color:red;"&gt;تحصيلات:&lt;/span&gt; زير ديپلم&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="padding-right: 10px; width: 100%; padding-left: 10px; line-height: 1.7; margin-top: 0pt;font-size:130%;" &gt;&lt;span style="color:red;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;---------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;همچنين متين بازيار در حال حاضر خبرنگار ورزشي هفته نامه "صحرا " هم هست .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اطلاعات دنياي اينترنت و الكترونيك (نرم افزارهاي موبايل و دانلود ) علاوه بر هنر عكاسي كه متين دارد او رابر آن داشته است كه وبلاگ ها و سايتهايي با مديريت خودش ايجاد كند . از انجمله است سايت دانلود اركاداش و گنبد بوي كه لينك انها را مي توانيد در قسمت لينك جديد اولكاميز بيابيد .&lt;br /&gt;--------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;در خاتمه قسمتهايي از مصاحبه ويك اعتراض وي را كه در مطبوعات و سايتها انعكايس يافته مي اورم&lt;br /&gt;سايت ييلدز---------------------------------- .&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;b&gt;با سلام، خودتان را معرفي كنيد.&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;با سلام. بنده متين بازيار هستم. دانش آموز كلاس اول دبيرستان و متولد و ساكن گنبد كاووس می باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از چه زمانی وبلاگ نويسي را شروع كرديد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من حدود 4-5 سال مي شود كه وبلاگ مي نويسم و حدودا كلاس پنجم ابتدايي بودم كه اولين وبلاگم را در پرشين بلاگ ساختم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آيا از وبلاگ نوشتن احساس خوشحالي مي كنيد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بله وبلاگ نويسي حس خوبي به من مي دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;آياشما خبرنگار سايت هستيد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بنده خبرنگار هفته نامه صحرا، خبرگزاری کانون دانش آموزی (پانا) و سايت های تركمن صحرا مي باشم.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;اولين سايتي كه خبرنگارش شديد چه سايتي بود؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;اولين سايتي كه در آن خبرنگار شدم سايت گنبد اسپورت بود و بنده آن زمان به عنوان يک خبرنگار اخبار نمي فرستادم و فقط براي اينكه مردم از اخبار ورزشي گنبد و تركمن صحرا با خبر شودند به اين سايت اخبار را ارسال مي نمودم.&lt;b&gt;شما بیشتر به چه چیزهایی علاقه مند هستید؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بنده به ورزش علاقه دارم و مخصوصا ورزش هاي واليبال و اسبدواني. در مقطع راهنمايي نيز عضو واليبال مدارس گنبد بودم و در مسابقاتي كه در سالن تختي آق قلا برگزار شد و به مقام اول استان رسيدیم.&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از نگاه شما آيا هفته نامه صحرا جوابگوي علاقه مندانش هست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;هفته نامه صحرا نشریه ی بسیار خوبی است. بنده مدتی است که برای این هفته نامه فعالیت می کنم. به نظر من این هفته نامه جوابگوی علاقه مندانش می باشد. بنده بیشتر صفحه ی ترکمنی این نشریه را می پسندم و آن را مطالعه می کنم&lt;br /&gt;&lt;b&gt;دوست داريد در چه سطحي خبرنگاري را ادامه بدهید؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بنده به عنوان یک خبرنگار حرفه ای فعالیت نمی کنم. در این سال ها نیز که مشغول به تحصیل هستم نمی توانم خبرنگاری را به صورت حرفه ای دنبال کنم. ولی سعی می کنم خبرنگار موفقی باشم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;از نگاه شما بهترين خبرنگار استان چه کساني هستند؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;خوش بختانه خبرنگاران خوب و زحمت کش زیادی در منطقه ما وجود دارند. خبرنگاران جوان و خوش آتیه بسیاری نیز فعالیت می کنند که واقعا بسیار تلاش می کنند. آقای محمود توغدری عکاس و خبرنگار جوان که عکس های بسیار زیبایی می گیرند و برای سایت های منطقه ارسال می نمایند. آقای حاجی قربان طریک خبرنگار و وبلاگ نویس جوان که برای والیبال گنبد بسیار زحمت می کشند و اخبار والیبال ترکمن صحرا را پوشش می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;راهکار مبارزه با سرقت خبري که بعضي نشريات انجام چيست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;در این زمینه باید مسئولین بر نشریات و سایت های اینترنتی نظارت داشته باشند و با سرقت خبری برخورد شدید داشته باشند و برای این گونه نشریات غیرتخصصی که فقط مطالب را از وبلاگ ها و سایت های اینترنتی کپی می کنند، مجازات قائل شوند. در این صورت هیچ نشریه ای نمی تواند بدون ذکر منبع و نام خبرنگار که واقعا تلاش می کند تا اخبار را پوشش دهد مطالب را به چاپ برساند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;مشوق هايتان در امر خبرنکاري چه کساني بوده اند؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;اول از همه والدین من که در این زمینه مشوق های اصلی بنده بودند و از همین جا از ایشان تشکر می کنم. در ضمن از آقای حاجی قربان طریک که واقعا برای بنده زحمات زیادی کشیدند نیز تشکر می کنم که مرا در امر خبرنگاری تشویق کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;شما خبرنگار کانون دانش آموزی (پانا) هستيد، زمينه همکاري شما در این مجموعه چگونه است؟  &lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بنده برای آن ها مطالب زیادی فرستادم و آن ها نیز لطف دارند و اخبار مرا در خبرگزاری منتشر می کنند. البته فعلا خبرنگار افتخاری پانا می باشم. مدیران و مسئولین این خبرگزاری گفته اند که به زودی کارت خبرنگاری برای من صادر خواهند کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;برخورد مسئولين با خبرنگاران چگونه است؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;برخورد مسئولین با خبرنگاران نسبتا خوب است. مخصوصا در زمینه ورزشی که مسئولین ورزشی و به خصوص مسئولین والیبال گنبد برخورد خوبی با بنده و دیگر همکاران من داشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;براي پيشرفت وب سايت هاي ترکمن چه راهکاري پيشنهاد مي کنيد؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;وب سایت ها باید برای پیشرفت خود دارای مدیریت قوی باشند و روابطشان با اعضا و خبرنگاران سایت خوب باشد. با اعضای سایت خود مشورت کنند و سایت را با مشورت با آن ها مدیریت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;نظر شما در مورد مديریت سايت دانشجويان و دانش آموختگان ترکمن چيست؟&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;بنده هیچ نظری درباره وی ندارم و دیگر برای این سایت فعالیت نمی کنم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&amp;amp;&lt;br /&gt;سايت ورزشي اق قلا Aghghalasport.com---------مطلب دوم از سايت شهرستان آق قلا&lt;br /&gt;[ &lt;a href="http://www.aghghalasport.com/index.php?do=cat&amp;amp;category=maghalat"&gt;مقالات ورزشی&lt;/a&gt; ]   &lt;/span&gt;&lt;span style=";font-size:130%;color:white;"  &gt;&lt;b&gt;گلایه متین بازیار (یکی ورزشی نویسان)از ...&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;                                              &lt;div id="news-id-109"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هفته نامه حریف یکی از مطبوعاتی است که در استان گلستان ،بخصوص در بین ورزشکاران و ورزش دوستان گلستانی طرفداران زیادی دارد.مانیز از آنها درخواست همکاری با خبرنگاران زحمتکش راداریم .در ادامه گزارشی را که آقای بازیار ارسال کردنند را گذاشته ام که ...&lt;br /&gt;یکی دو سالی می شود که به وبلاگ نویسی و خبرنگاری روی آورده ام. در این سال ها خبرهای متفاوت و گوناگون زیادی در مورد ورزش گنبد و گلستان نوشته ام. برخی اوقات نیز این مطالب و اخبار بدون ذکر منبع و نام نویسنده خبر در نشریات منطقه چاپ می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز وقتی به کیوسک مطبوعاتی واقع در چهار راه میهن گنبد رفتم، تیتر روزنامه حریف را خواندم که نوشته بودند: "قدرت نمایی پادیسان گنبد و اتکا گلستان" و من هم مجذوب آن شدم و کنجکاو شدم که ببینم چه مطالبی در این روزنامه به چاپ رسیده است. تا روزنامه را باز کردم عکس عیسی ارمشی را دیدم به همراه مصاحبه ای که با وی انجام داده بودیم. این مصاحبه را نیز بدون ذکر نام خبرنگار در صفحه 3 هفته نامه "حریف" مورخ دوشنبه 6 آبان ماه 1387 چاپ کرده بودند.در صفحه 2 نیز دو خبر که بنده با تلاش زیادی آن ها را نوشته بودم را به چاپ رسانیده بودند که متأسفانه این اخبار را نیز بدون ذکر منبع و نام خبرنگار چاپ کرده بودند.&lt;br /&gt;خبر برگزاری هفته دوم مسابقات اسبدوانی کورس پاییزه 87 آق قلا و نتایج آن و مصاحبه ای کوتاه با آقای محمود حداد رئیس سازمان لیگ والیبال که این دو مطلب در صفحه 2 نشریه حریف چاپ شده بود.&lt;br /&gt;بنده اگر برای هر سایتی خبری بفرستم نام خود را زیر آن و در انتهای خبر درج می کنم تا اگر در نشریه ای چاپ می شود، نام بنده نیز به عنوان نویسنده خبر چاپ گردد، ولی نمی دانم چرا مسئولین این هفته نامه دست به یک عمل زشت زده و اسم مرا از انتهای خبر حذف کرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبلا نیز این اشتباهات از هفته نامه "حریف" سرزده بود. پس از پایان رقابت های والیبال المپیاد ورزشی ایرانیان با آقای بای محمد دوجی سرمربی محترم تیم منتخب استان گلستان که لطف زیادی به ما دارند مصاحبه ای انجام دادیم که متن این مصاحبه در نشریه "حریف" چاپ شد ولی بدون ذکر منبع و نام خبرنگار!!! حتی در این مورد به مسئولین این هفته نامه نیز اعتراض نمودیم و گله مند شدیم ولی گوششان بدهکار نشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چاپ اخبار گنبد و گلستان در نشریات منطقه باعث افتخار ماست و از این بابت خشنودیم که نشریات و روزنامه ها به ورزش استان خود اهمیت می دهند، ولی باید به حق خبرنگار و نویسنده خبر احترام قائل شوند و نام خبرنگار را از انتهای خبر حذف نکنند.&lt;br /&gt;در کل من به عنوان یک نوجوان دانش آموز و خبرنگار از این اعمال غیرحرفه ای و غیرتخصصی هفته نامه "حریف" راضی نبوده و از ایشان گله مند می باشم، خداوند اجرشان دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;متین بازیار - خبرنگار و وبلاگ نویس، گنبدکاووس&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;-------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با ارزوي موفقيت براي متين عزيز ***** عثمان دلنوازاول تير ماه 88&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="padding-right: 10px; width: 100%; padding-left: 10px; line-height: 1.7; margin-top: 0pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="padding: 0pt 10px; width: 100%; line-height: 1.7;"&gt;&lt;a href="http://siahe.com/blogs/tajally/img/wc20" target="_blank"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-4209499472071340973?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/4209499472071340973/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=4209499472071340973&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4209499472071340973'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/4209499472071340973'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_24.html' title='بلاگر و خبرنگار ورزشي نوجوان - متين بازيار'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://3.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/SkJ8xUP1twI/AAAAAAAAAAw/L2QVX2d0ik0/s72-c/%D9%85%D8%AA%D9%8A%D9%86+%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%8A%D8%A7%D8%B122.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-3392075638145403754</id><published>2009-06-23T09:14:00.000-07:00</published><updated>2009-06-24T14:44:40.441-07:00</updated><title type='text'>مقايسه فيلم سينمايي "يارش"سيماي گلستان با فيلم هاي قديمي تركمن</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://naderebrahimi.info/images/cinema/atash7.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 400px; height: 254px;" src="http://naderebrahimi.info/images/cinema/atash7.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 11"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5CNegin%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtml1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;  &lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" latentstylecount="156"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:Tahoma; 	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0cm; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} @page Section1 	{size:595.3pt 841.9pt; 	margin:72.0pt 90.0pt 72.0pt 90.0pt; 	mso-header-margin:35.4pt; 	mso-footer-margin:35.4pt; 	mso-paper-source:0; 	mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style=""&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style=""&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style=""&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:180%;"   lang="FA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;سال ۱۳۵۴ را بخاطر بسپاريد! اين سال بهترين سال براي سينماي تركمن‌پرداز بود. نويسنده چيره‌دست و معروف معاصر &lt;b&gt;نادر ابراهيمي&lt;/b&gt; در اين سال با ساختن سريال پرطرفدار "&lt;b&gt;آتش بدون دود&lt;/b&gt;" (كه كتابش را هم در چندين جلد منتشر كرده) غوغايي به پا كرد.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;آقاي ابراهيمي قبل از اين سريال در سال ۱۳۵۳ فيلم سينمايي &lt;b&gt;صداي صحرا&lt;/b&gt; را ساخته بود كه &lt;b&gt;منوچهر احمدي&lt;/b&gt; نقش اول فيلم را بر عهده داشت. اين فيلم مقدمه‌اي شد تا احمدي در همين نقش و در همين حيطه جغرافيايي (يعني منطقه تركمن‌صحرا) در سريال تلويزيوني "&lt;b&gt;آتش بدون دود&lt;/b&gt;" ايفاي نقش كند.‏&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;او در اين سريال و فيلم نقش "&lt;b&gt;گلن‌اوجا&lt;/b&gt;" را داشت. شخصيت&lt;b&gt; گلن‌اوجا&lt;/b&gt; در اين سريال آشناترين و مشهورترين نقش احمدي بود و به جرأت مي‌توان گفت كه احمدي عمده شهرت سينمايي خود را مديون همين نقش است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;همچنين &lt;b&gt;گلن‌اوجا&lt;/b&gt; جزو سرشناس‌ترين شخصيت تلويزيوني دهه ۱۳۵۰ شناخته شده است. سريال &lt;b&gt;آتش بدون دود&lt;/b&gt; در ۳۶ قسمت يك ساعته (در كل ۳۶ ساعت) ساخته شد. نويسندگي و كارگرداني اين مجموعه بر عهده &lt;b&gt;نادر ابراهيمي&lt;/b&gt; بود. آهنگسازان سريال آقايان &lt;b&gt;بهروز دولت‌آبادي&lt;/b&gt;، &lt;b&gt;بهمن رياحي&lt;/b&gt; و &lt;b&gt;نادر ابراهيمي&lt;/b&gt; بودند و از جمله بازيگران اصلي اين فيلم مي‌توان به &lt;b&gt;منوچهر احمدي&lt;/b&gt;، &lt;b&gt;منوچهر&lt;/b&gt; &lt;b&gt;فريد&lt;/b&gt;، &lt;b&gt;محمدعلي كشاورز و مريم زندي&lt;/b&gt; اشاره كرد.‏&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;اين سريال در سه بخش ساخته شد: بخش اول "&lt;b&gt;گالان و سولماز&lt;/b&gt;" نام دارد كه داستان اختلاف‌ها و رقابتهاي دو قبيله تركمن است. بخش دوم "&lt;b&gt;درخت مقدس&lt;/b&gt;" مي‌باشد كه در آن نسل جديد دو قبيله تركمن به اختلاف و درگيري‌هاي گذشته ادامه مي‌دهند و بخش سوم با نام "&lt;b&gt;اتحاد بزرگ&lt;/b&gt;" تصويرگر آشتي دو قبيله و ازدواج افراد دو قبيله با يكديگر است. كليه تصويربرداري اين سريال در منطقه تركمن‌صحرا از جمله توابع گنبدكاووس صورت گرفته و از بازيگران بومي تركمن نيز استفاده شده.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt; بدين ترتيب بزرگترين موفقيت تركمن‌پردازي به جاي سينما در تلويزيون رخ مي‌دهد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt; هر چند فيلم "&lt;b&gt;صداي صحرا&lt;/b&gt;" به نوعي پيش‌مقدمه همين سريال بود اما موفقيتش كمرنگ بود.‏&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p  class="MsoNormal" dir="rtl" style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;در هر حال به جرئت می توان گفت که ابراهیمی در شناساندن فرهنگ و زندگی مردمان ترکمن نقش زیادی ایفا کرده. آن هم در شرایطی که به دلایل مختلف سينما به این قوم کشورمان قبل از انقلاب کمتر پرداخته  است.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;از بهترین نمونه های قبل انقلاب می توان از فیلم "اون شب که بارون اومد" ساخته کامران شیردل نام برد.در سال ۱۳۴۷ &lt;b&gt;كامران شيردل&lt;/b&gt; فيلم،&lt;b&gt;" اون شب كه بارون اومد"&lt;/b&gt;، را روي پرده‌ها برد كه ابتدا حماسه روستازاده گرگاني نام داشت. بازيگران اين فيلم افراد واقعي هستند و وقايع فيلم بر اساس شجاعت اسماعيل نودهي و ماجراي او ساخته شده و قالبي نيمه مستند دارد ،اسماعيل در يك شب باراني با آتش زدن كت خود، راننده قطاري را از خرابي ريل‌هاي قطار آگاه مي‌كند و بدين‌وسيله جان صدها مسافر را نجات مي‌دهد. شبيه همان كاري كه ريزعلي خواجوي انجام داده بود. از نقاط قوت اين فيلم استفاده از موسيقي محلي تركمني به عنوان آهنگ فيلم مي‌باشد كه اين كار با مهارت خاصي انجام شده. اين فيلم از لحاظ هنري موفق بوده و نظر مساعد منتقدان سينمايي را جلب كرده و جزء يكي از فيلم‌هاي موج نوي سينماي ايران برشمرده مي‌شود.‏&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;از فیلمهای شاخص ترکمنی سینمای پس از انقلاب می توان به &lt;b&gt;"شیلات"&lt;/b&gt;و&lt;b&gt; "سمندر"&lt;/b&gt;اشاره کرد.در سال ۱۳۶۳ آخرين فيلم مرحوم &lt;b&gt;"رضا ميرلوحي"&lt;/b&gt; با نام &lt;b&gt;"شيلات"&lt;/b&gt; به نمايش درآمد، نام فيلم در آغاز كار &lt;b&gt;"خوجه ممد"&lt;/b&gt; بود كه با داستان فيلم هماهنگ بود ولي با اين حال نام آن را به &lt;b&gt;"شيلات"&lt;/b&gt; تغيير دادند. در اين فيلم &lt;b&gt;داوود رشيدي&lt;/b&gt; به نقش يك تركمن مبارز و كارگر شيلات به نام خوجه ممد بازي مي‌كند. خوجه‌ممد فرزندش را در راه مبارزه با ظلم از دست داده و پس از سالها خاموشي به تحريک نوه‌اش كه عليه فساد و دزدي در شيلات قيام كرده، بپا مي‌خيزد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"  style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;font-family:arial;"&gt;&lt;span  lang="FA" style="font-size:130%;"&gt;.در سال ۱۳۶۴&lt;b&gt; محمود كوشان&lt;/b&gt; (فيلمساز تجارتي قبل از انقلاب) فیلم&lt;b&gt;"سمندر"&lt;/b&gt; را ساخت كه در آغاز چابكسوار نام داشت. نويسنده فيلمنامه &lt;b&gt;جواد بازياران&lt;/b&gt; و برخي از بازيگران اين فيلم عبارتند از: &lt;b&gt;فرامرز قريبيان، جمشيد آريا، ولي شيراندامي، ثريا حكمت، عطاا... زاهد&lt;/b&gt; و... داستان فيلم درباره مسابقات سواركاري در تركمن‌صحراست. هر خان براي خودش يك اسب و سواركار شاخصي دارد كه با سواركار خان ديگر در مبارزه است. يكي از سواركاران بر اثر حادثه‌اي فلج مي‌شود و فرزند كوچكش مي‌خواهد به جاي پدر در اين مسابقات شركت كند پسرش سختي‌ها و دشواريهاي فراواني را متحمل مي‌شود تا با اول شدن در مسابقات بتواند لبخند را بر لبان پدرش كه از كار افتاده است، بنشاند و...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin: 0cm 7.5pt 0.0001pt;"&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:130%;"   lang="FA"&gt; کسانی که این فیلمها را دیده اند،متوجه ارزش کار &lt;b&gt;نادر ابراهیمی&lt;/b&gt; می شوند.&lt;/span&gt;&lt;span  lang="AR-SA" style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;-----------------------------------------------------------------------&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;حال نقدي بر فيلم سينمايي " يارش : دست پخت سيماي سبز استان گلستان و گرگان&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;با اينكه از لحاظ منطقي  تلويزيون گرگان با وجود نزديك بودن ودر دسترس بودن صاحب نظران ونويسندگان تركمن بايد فيلم قوي اي بسازد ولي در سال گذشته شاهد پخش فيلمي بوديم بي مايه وبه دور از حتي رنگ وبوي فرهنگ تركمن .&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;در اينجا از نوشته دوستم  ييگيت يعني جوان   (در همان تاريخ  نوشته )بهره مي برم&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;جمعه که گذشت فیلم تلوزیونی به اسم یارش پخش شد که داستان فیلم حول زندگی پیرمردی ترکمن است که اسبی به نام مله قوش دارد و خود مربی گری اسب را انجام میدهد تا برای مسابقه آماده شود ولی فرزند خانواده‌اي مي‌خواهد با فروش اسب كه تنها وسيله امرار معاش خانواده است!، يك موتورسيكلت بخرد كه با موانعي از سوي خانواده مواجه مي‌شود و در آخر اين مشكلات برطرف مي‌شود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;محمدهادي نامور به عنوان نویسنده و کارگردان “احمد فتحي” به عنوان تهيه كننده، “علي معصومي” مدير توليد و برنامه‌ريز و “مسعود امامي” به عنوان مدير فيلمبرداري نام برد. از بازيگران اصلي اين تله فيلم نيز، “عنايت بخشي”، “جمال جلالي”، “مهتاج نجومي”، “عارف لرستاني”، “علي يزداني”، “يحيي ديواني”، “عليرضا پورمحمد”، “الله‌قلي نظري” و “غلام رضائي&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;بعد از مدت ها صدا سیمای مرکز گلستان فیلمی در مورد زندگی ترکمن ها که بسیار قابل تامل است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;اول چیزی که در فیلم از نگاه یک ترکمن توی ذوق می زند لهجه عجیب فیلم است ، بازیگران فیلم که همگی در فیلم درنقش ترکمن هستند با زبان شیرین فارسی و لهجه ترکمنی صحبت می کنند که کمی خنده دار به نظر میرسد آدم هایی که با لباس ها و گریم ترکمن وقتی به هم می رسند آرمادا می گوییند! و در آخر با یک خوش ! از هم سر وته قضیه را هم می آورند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نکته دیگه خط داستانی ضعیف این فیلم بود داستان حول محور علاقه وعشق یک ترکمن به اسبش است که چندین داستان فرعی نیز در فیلم وجود داشت در مورد موضوعاتی از قبیل عشق، صید غیر مجاز خاویار ، فقر است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;موضوع عشق و علاقه ترکمن ها به اسب چیزی است که بارها در فیلم های مختلف دست مایه قرار گرفته اما در این فیلم این علاقه پیر مرد لوث شده و غیر قابل قبول نشان می دهد پیرمرد فیلم در حالی که به علت عارضه قلبی در بیمارستان بستری است و رو به موات است از اسبش می پرسد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;هر چند در این سال های بعد انقلاب فیلم ها و سریال های کمی در مورد ترکمن ها ساخته شده اما همین فیلم و سریال ها ساخته شده هم دارای ضعف های فراوان بوده که کمتر توفیق یافتد و به چشم آمده اند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;نکته ای که این چند ساله در مورد فیلم هایی که در مورد ترکمن ها و ترکمنصحرا ساخته شده و بیشترفیلم ها به اون دوچار بودند برداشت سطحی از فرهنگ غنی ترکمن است که معلول نداشتن مطالعه عمیق و مشاوران قوی است به همین خاطر اغلب محصول فیلمی دسته چندمی است که به جای معرف فرهنگ ترکمن بودند مخرب است&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;به طور خاص در مورد فیلم یارش وقتی قرار باشد کارگردان فیلمی سفارشی برای سازمان با موضوع اسب و ترکمن بسازد قضیه بغرنج تر می شود محصول فیلمی پر ازضعف چندین داستان فرعی که هیچ نسبتی با فیلم ندارند و در آخر هم به جایی نمی رسند&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;باشد که روزی کارگردانی بزرگ و نامی به دور از تعصب و وابستگی فیلمی در خور ترکمن بسازد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt; &lt;p style="padding-left: 60px; text-align: right;"&gt; &lt;/p&gt;	&lt;div class="post-info"&gt; 													 	&lt;/div&gt; 	&lt;div class="post-footer"&gt; &lt;/div&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir="ltr"  style="font-size:130%;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span dir="ltr"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-3392075638145403754?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/3392075638145403754/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=3392075638145403754&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3392075638145403754'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/3392075638145403754'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_23.html' title='مقايسه فيلم سينمايي &quot;يارش&quot;سيماي گلستان با فيلم هاي قديمي تركمن'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-5027315090847993774</id><published>2009-06-20T16:51:00.000-07:00</published><updated>2009-06-24T14:58:06.270-07:00</updated><title type='text'>سرويس جديد گوگل : ترجمه  متون انگليسي به فارسي و بالعكس ( رايگان )</title><content type='html'>&lt;table dir="rtl" bordercolordark="#FFFFFF"  width="100%" border="1" cellpadding="2" cellspacing="0" style="font-family:georgia;"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td width="29%"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;تاریخ انتشار:      &lt;span lang="en-us"&gt;&lt;span dir="rtl" lang="fa"&gt;۱۶:۵۲    ۱۳۸۸/۳/۳۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;    &lt;td width="16%"&gt;    &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;کد خبر:    &lt;span lang="en-us"&gt;5674&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;    &lt;td width="18%"&gt;    &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;منبع:تابناك&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;    &lt;td width="15%"&gt;    &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);font-size:130%;" &gt;نسخه چاپی    &lt;img src="http://98.131.141.102/print.gif" width="16" border="0" height="12" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;    &lt;td width="17%"&gt;    &lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color: rgb(192, 192, 192);font-size:130%;" &gt;ارسال به دوستان    &lt;img src="http://98.131.141.102/email.gif" width="27" border="0" height="11" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;   &lt;/tr&gt;  &lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt; &lt;p style="font-family: georgia;"&gt;  &lt;/p&gt; &lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;&lt;span style=";font-family:arial;font-size:180%;"  &gt;گوگل، بزرگ‌ترين جست‌وجوگر جهان، مترجم فارسي آنلاين  و رايگان خود را راه‌اندازي كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين سي و پنجمين زباني است كه به مجموعه زبان‌هاي سرويس&lt;br /&gt;Google Translate گوگل  افزوده مي‌شود. اين سرويس به‌طور خودكار ترجمه به يك زبان يا برگرداندن متن از آن  زبان به زبان‌هاي ديگر را فراهم مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين زبان‌ها عبارتند از: عربي، بلغاري، كاتالان، چيني (ساده شده)، چيني (سنتي)،  كروات، چك، دانماركي، هلندي، فيليپيني، فنلاندي، فرانسوي، آلماني، يوناني، عبري،  هندي، اندونزيايي، ايتاليايي، ژاپني، كره‌اي، لاتويايي، ليتوانيايي، روژي، لهستاني،  پرتغالي، رومانيايي، روسي، صربي، اسلواكيايي، اسلووني، اسپانيايي، سوئدي، اوكرايني  و ويتنامي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي استفاده از اين سرويس مي‌توانيد به آدرس&lt;br /&gt;http://Translate.google.com&lt;br /&gt;برويد.  در اين صفحه نه تنها مي‌توانيد هر متني را وارد باكس مربوطه كرده و به زبان‌هاي  مختلف ترجمه كنيد، بلكه قادر خواهيد بود تنها آدرس اينترنتي يك وب سايت را به هر  زباني وارد كرده و ترجمه آن را به هر زبان ديگر دريافت كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساير امكانات ترجمه گوگل عبارت است از: text and web&lt;br /&gt;در اين قسمت مي‌توانيد تنها  آدرس سايت مورد نظر را وارد كرده و با انتخاب زبان آن، ترجمه مناسب را دريافت كنيد.  بدين ترتيب مثلا كاربران فارسي زبان قادر خواهند بود اطلاعات كتابخانه دانشگاه  سوربن را كه به زبان فرانسه است به زبان فارسي دريافت كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر شما وبلاگ داريد، مي‌توانيد به راحتي آدرس وبلاگتان را وارد كرده و نسخه  انگليسي يا فرانسوي يا آلماني يا حتي عربي وبلاگتان را با همان فرمت و گرافيك  مشاهده كنيد. البته چون اين يك ترجمه ماشيني است انتظار نداشته باشيد كه به درستي و  دقت ترجمه انساني، متون را دريافت كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته يكي از كارشناسان گوگل، سرويس جديد ترجمه فارسي كه نسخه آلفاي اين سيستم  است، خالي از ايراد نيست. از اين‌رو احتمال بروز اشتباه وجود دارد و اين سرويس در  حال حاضر براي ترجمه بين زبان انگليسي و فارسي بهينه شده اما گوگل در حال كار براي  بهبود ترجمه بين فارسي و زبان‌هاي ديگر&lt;br /&gt;Google Translate است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-5027315090847993774?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/5027315090847993774/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=5027315090847993774&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5027315090847993774'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/5027315090847993774'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/blog-post_9219.html' title='سرويس جديد گوگل : ترجمه  متون انگليسي به فارسي و بالعكس ( رايگان )'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-515879433511144959.post-2430458091498031105</id><published>2009-06-20T15:32:00.000-07:00</published><updated>2009-06-20T16:21:47.637-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='copied from :moodel'/><title type='text'>اس -ام -اس هاي خنده   s.m.s</title><content type='html'>&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;اس ام اس جدید خنده دار&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  غضنفر توی آتیش سوزی میمیره&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  پزشکان اعلام می کنن %10 سوختگی ، %90 کوفتگی !!!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  میرن تحقیق می کنن می بینن دوستاش آتیشو با بیل خاموش کردن !!!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  شنیدم تو 3 ساعت 3 کیلو لاغر کردی ، ای ناقلا ! دماغتو عمل کردی !؟ &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس خنده دار . اس ام اس سرکاری&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  خواننده تو عروسی میگه: خانوما، آقایون، دستا بالا، می‌خواهیم بریم بندر! طرف داد  میزنه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ‌جا نمیریم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  sms جدید خنده دار&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس خنده دار&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  پنج تا داداش پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند  اگه گفتی چرا ؟&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس سرکاری&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  تازگیا طلا شدی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  گم شدی کیمیا شدی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  دیگه اس ام اس نمی زنی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  عین غریبه ها شدی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس فلسفی . sms فلسفی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  هر وقت تو زندگی به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی ، نترس و ناامید نشو  چون اگه قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتن&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس و جوک جدید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  غضنفر همش دعا می کرده بچه دار شه یه شب جبرئیل میاد تو خوابش میگه عوض اینهمه دعا  برو زن بگیر&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس توپ جدید . sms toop&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس باحال&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  (o/5 k3) &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  --------------------&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  (k3)&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  .&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;   &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  جواب : کاسه ای زیر نیم کاسه است&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس باحال&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;span lang="fa"&gt;جوک خنده دار &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس عارفانه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  همیشه از خوبیهای آدما واسه خودت دیوار بساز &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  پس هر وقت در حقت بدی کردن ، فقط یه آجر از دیوار بردار &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  بی انصافیه اگه دیوار خراب کنی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس عاشقانه . sms عاشقانه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  من به ۲ چیز عشق می ورزم ، تو و وجود تو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  به ۲ چیز اعتقاد دارم ، خدا و تو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  من در این دنیا ۲ چیز می خواهم ، تو و خوشبختی تو &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس عاشقانه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  زندگی 3 چیزه :&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  1. گریه ای که خشک میشه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  2. خنده ای که محو میشه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  3. یادی که از تو میمونه و فراموش نمیشه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  راز دل با کس نگفتم چون ندارم محرمی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  هرکه را محرم شمردم عاقبت رسوا شدم&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  راز دل با آب گفتم تا نگوید با کسی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  عاقبت ورد زبان ماهی دریا شدم. مصی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس فلسفی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی هستند&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  غضنفر می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور  بود؟ مصی میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن!&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس عارفانه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  و برای اداره کردن دیگران از قلبت &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  اس ام اس عاشقانه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  زمونه ازم رسید : چه کسی رو دوست داری ؟ &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=";font-family:Tahoma;font-size:85%;"  &gt;  ولی من راچع به تو چیزی بهش نگفتم . &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;  آخه رسم زمونه اینه که هر کسی رو دوست داری ازت میگیره .&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:8;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/515879433511144959-2430458091498031105?l=ulkamiz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://ulkamiz.blogspot.com/feeds/2430458091498031105/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=515879433511144959&amp;postID=2430458091498031105&amp;isPopup=true' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2430458091498031105'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/515879433511144959/posts/default/2430458091498031105'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://ulkamiz.blogspot.com/2009/06/sms.html' title='اس -ام -اس هاي خنده   s.m.s'/><author><name>ulkamiz</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00362116093655431463</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='32' src='http://2.bp.blogspot.com/_woF38jimH78/S4edHH74PaI/AAAAAAAAAXY/tgrOJirOyvs/S220/osmaan.JPG'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
